X
تبلیغات | یک فروم
موسسه فرهنگی امام سجاد (ع) ری

موسسه فرهنگی امام سجاد (ع) ری

تحویل سال1393 در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) شهرری- عکس

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و ال محمد

تحویل سال1393 در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) شهرری- عکس

تحویل سال93

تحویل سال93

تحویل سال93

تحویل سال93

تحویل سال93

تحویل سال93

تحویل سال93

تحویل سال93

تحویل سال93

تحویل سال93

تحویل سال93

 

تحویل سال93

            التماس دعا

           رضا طاهرنژاد جوزم

+ نوشته شده در ۲/۱/۱۳۹۳ساعت ۱۸:۰۶ توسط رضا طاهرنژاد جوزم دسته : | نظر(0)

مداح خوب از نظر اهلبیت (ع) کیست ؟

 

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و ال محمد

 

مداح خوب از نظر اهلبیت (ع) کیست ؟

مداحی

مداح در فرهنگ لغت فارسی یعنی مدح کننده ، یعنی شخصی در توصیف بزرگی ، سخن یا شعری بگوید تا آن شخص مورد نظر را عظمت ببخشد یا عظمت او را بیان کند .

میشود گفت در طول تاریخ تقریبا تمام حاکمان در همه جای دنیا دارای مداحانی بوده اند که در دربارشان دارای موقعیّتی بوده و به انواع گوناگون قصد تعریف و تمجید از حاکم را داشته تا به آن وسیله هم خود به نان و نوایی برسند و هم ضمن شاد کردن دل حاکم ، جامعه را برای ادامه حکومت آن حاکم آماده نمایند .

باید دانست که با تمام شدن زمان حکومت آن حاکم تمامی آن تعاریف و شعرها و ستایش ها وحتی اسم آن مداحان نیز از صفحه روزگار پاک میشده ! و آنهم دلیل قابل تامل و تفکری دارد .

امّا بر خلاف حاکمان جور که همیشه بدنبال چنین ستایشگرانی بوده اند ، مردان الهی فقط در زمان زندگیشان بدنبال رضای خدابوده و هیچگاه دل به تعریف و تمجید وشعرکسی خوش نداشته اند . آنها هیچگاه دل به این دنیای فانی نبسته بودند تا برای کامروا شدن از آن بدنبال چاپلوسان و مداحان درباری باشند . 

... بعد از حکومت کوتاه امیرالمومنین علی بن ابی طالب (ع) حاکمان جورِ زمان ، عرصه را بر معصومین (ع) تنگ کرده والبته با ظاهری اسلامی در حال بازگشت به دوران جاهلی بودند ،صلح امام حسن(ع) و حرکت حماسی امام حسین (ع) جلوی این عمل آن حاکمان را گرفت ولی نیاز بود تا این حرکت و مبارزه استمرار داشته باشد تا آنها نتوانند اصل اسلام را دچار دگرگونی سازند و قوانین الهی اسلام را برای استمرار حکومت ظالمانه خود دچار تغییر کنند .

درست بعد از شهادت امام حسین (ع) و یاران با وفایش ، اولین حرکت را حضرت زینب (س) در زنده نگهداشتن اسلام با ایراد آن خطبه های کوبنده در کوفه و شام انجام داد . امّا بتدریج حکام اموی با ایجاد دیکتاتوری حکومتی ، جلوی هرگونه امر به معروف ونهی از منکر اسلامی را گرفتند . و این وضعیّت در زمان خلفای عباسی نیز ادامه داشت .

 در آن زمان که سلطه حکام اموی بر جهان اسلام بیشتر شده بود امام سجاد(ع) برای زنده نگه داشتن اسلام ناب محمدی(ص) از هنری استفاده فرمود که هنوز هم از آن استفاده میشود . هنری که ضمن به خدمت گرفتن عاطفه ، عقل را به کار می انداخت و آن هنر " گریه " کردن بر مصائب امام شهیدان (ع) و یاران با وفایش بود که بعدها دیگر امامان (ع) آن راه را ادامه و گسترش دادند .

مطلب مهم این است که چرا امام سجاد(ع) از این هنر یا بهتر بگویم وسیله برای زنده کردن حماسه حسینی (ع) استفاده فرمود .

دو دلیل روشن دارد :

1-وقتی امام چهارم شیعیان (ع) بر مصائب پدر خویش در انظار عمومی میگریست ، عاطفه ها را تحریک میکرد و آن عاطفه ها عقل را بکار می انداخت و این پرسشها را که چرا آن جریان بوجود آمد؟ و چرا نوه پیامبر(ص) در آن بیابان سر بریده شد ؟ و چرا به آنان خارجی گفتند ؟ و ...

2-علت قیام امام حسین(ع) را بیان میفرمود .

(البته امام حسین (ع) هدف خود از قیام را در وصیّت به برادرش محمد حنفیه بیان فرموده بود .)

پس اولین مداح امام حسین(ع) ، فرزندش امام سجاد(ع) بود که نه برای حکومت دنیوی بلکه برای زنده نگه داشتن دستورات قرآن و سنت پیامبر(ص) از آن استفاده کرد و همه میدانیم امام سجاد(ع) در زمان خود برترین عالم بود .

و بعدها میبینیم ،بهترین مرثیه ها و شعرها در مصیبت یا مدح اهلبیت(ع) را افرادی سرودند که ابتداء عالم بودند و بعد بعنوان شاعر یا مرثیه خوان اهلبیت (ع) مطرح میشدند و این افراد بیشتر مورد توجه اهلبیت عصمت و طهارت(ع) قرارمی گرفتند مانند " دعبل خزایی " .

علت این موضوع هم این بود که اینگونه افراد عالم ، بهتر هدف ائمه(ع) میشناختند و به همین دلیل آگاهانه تر ، عمل میکردند .

ازاین موضوع نتیجه میگیریم که مداح اهلبیّت نیزابتداء باید عالم باشد و این موضوع بسیار مهّمیست .

 

مداح باید بداند هدف امام حسین(ع) از آن حماسه زنده نگه داشتن نور قرآن است در نتیجه باید با مفاهیم قرآنی آشنا شود و تفسیر آیات را بداند و به آن عمل هم بکند . از ضروریات مداحی اهلبیت(ع) خواندن ، تحقیق و تفحص در تاریخ اسلام است انهم بطور کامل ، نه اینکه فقط مقطعی تاریخ را بخواند ، بریده بریده ، برای اینکه فقط از پس خواندن روضه ای براید .

 صدای خوب قسمت کوچکی از ابزار مدح است و آنچیز که آن صدای خوب را پشتیبانی کرده و به آن عظمت وزیبایی دو چندان میبخشد ، اولا اخلاص است یعنی نیت مداح کسب رضای خدا باشد نه مردم و نه هیچکس دیگر و ثانیا داشتن علم است که به آن اشاره شد . ( هم علوم قرآنی و هم علم تاریخ )

فلسفه وجودی پیامبر(ص) و ائمه معصومین (ع) راهبری جامعه بسوی کمال انسانیست و خود ایشان در بین مردم و با مردم حرکت کرده و میکنند ، پیامبرگرامی اسلام (ص) میفرماید : ((اِنّی بُعثتُ لِاتمِم مَکارمُ الاخلاق – من برای کامل کردن مکارم اخلاق برگزیده شده ام))

کسی که میخواهد شان و مقامی را پیدا کند که شایستگی سربازی چهارده نور پاک الهی را داشته باشد باید در کنار بدست آوردن علم فهم قرآن و مطالعه عمیق تاریخ اسلام ، در جهت کسب فضائل اخلاقی نیز با جدّیت بکوشد .

اخلاق فقط این نیست که دست بر روی سینه بگذاری و جلوی مردم خمو و راست شوی ، اخلاق معانی گسترده ای دارد که باید آن را فهمیده وبه آن عمل کنیم ، مثلا ؛ آبروی افراد را محترم شماریم ، به موقع ایثارکنیم ، به کسی ظلم نکنیم ، از موقعیّت مان در بین مردم به عنوان مداح سوء استفاده نکنیم  و .... . درس اخلاق یکی از دروس مهم حوزه های علمیه هست که باید بیشتر در بین مردم گسترش پیدا کند و مخصوص مداحان باید حتما از آن بهرمند باشند .

بعد از آشنایی با معارف قرآن ومطالعه تاریخ ، همچنین کسب فضائل اخلاقی ، شخصی که میخواهد مداح شود باید جایگاه " معصومین (ع) " را بشناسد و هیچگاه ودرهیچ شرایطی درباره ایشان " غلو " نکند که اگر چنین کند ، به ایشان ظلم کرده .

حضرت آیت الله العظمی سبحانی میفرماید : (( غلو)) در فرهنگ عربی به معنای (( تجاوز از حد و مرز))است ؛ مثلا پزشک عمومی، به عنوان متخصص قلب و عروق معرفی گردد .

 والبته این امر مختص فقط مداح نیست و واعظان هم باید اینچنین باشند زیرا عموما مردم ایشان را ملاک عمل خود قرار میدهند و اگر شخصی از این دو گروه در هر شرایطی درباره معصومین(ع) غلو کند، عوام نیز اینچنین میکنند وپاک کردن این غلو از فکر مردم سخت است و این ظلم به جایگاه حضرات معصومین(ع) میباشد .

یکی از اموربسیار مهم در مداحی ، جلوگیری ازایجاد هر گونه بدعت در عزاداری ها یا جشنهای مربوط به معصومین(ع) است مخصوصا بدعتهای که مردم را از تفکر و فهمیدن علت حرکتهای حضرات معصومین(ع) دور و یا غافل نماید . بعنوان مثال ، عزاداری حضرات معصومین(ع) بهانه ایست تا عزاداران در این مجالس با قرآن و اهلبیت(ع) آشنا شوند و راهشان را بفهمند و علت صلحشان ، قیام شان ، چرایی قیام علمیشان و ... را متوجه شوند ، در این شرایط مداح بیاید کارهای انجام دهد تا مردم از اصل عزاداری غافل شوند ، به سبک فلان خواننده ، شعر بخواند ، انطوری لخت شود وسینه بزند ، در جریان شعر خواندن از خدای نکرده ، آلات موسیقی استفاد نماید و ... . اینها همه بدعت است .

کسی که با قرآن و مفسرین عملی قرآن یعنی چهارده معصوم(ع) همچنین تاریخ اسلام آشنا شود و در کسب فضائل اخلاقی بکوشد و مفاهیم قرآن را در زندگیش جاری نماید ، می فهمد که چگونه و چه شعری را برای خواندن انتخاب نماید و چگونه آن را بخواند و چگونه و برای چه " مداحی نماید " و در مراسمها بدعت گذاری نکند و جلوی اینگونه اعمال را نیز بگیرد .

               و در یک جمله ، مداح یعنی ؛" شیعه در عمل بودن "   

 

                                                         رضا طاهرنژاد جوزم

+ نوشته شده در ۷/۱۱/۱۳۹۲ساعت ۱۴:۳۲ توسط رضا طاهرنژاد جوزم دسته : | نظر(1)

توسوعا در جوار سالمندان و معلولين(عکس)

بسم الله الرحمن الرحیم

 اللهم صل علی محمد و ال محمد

تاسوعا در جوار سالمندان و معلولین (1392)

محرم یا ماه ایستادگی در برابر ظلم ، ماه خدایی شدن ، ماه تفکر و ماه درس گرفتن از قرآن ،

میشود در روز تاسوعا دلهایی را شاد کرد و میتوان مجلس امام حسین(ع) را در همه جا گستراند .

سالمندان و معلولین ، دلهایی دارند که شاید بیشتر به خدا نزدیک باشد ، و شاید .... .

پرستاران و خدمتگزارانی که روز تاسوعا از هیاتهای خود دور ماندند تا در کنار سالمندان و معلولین باشند را هم میتوان در یاد آوری حماسه حسینی(ع) شریک کرد .

و این سوال همچنان باقیست که :

اگر امام شهیدان(ع) ، امروز و در این زمان از نظر جسمی زنده بود ،آیا خانه سالمندان و معلولینی وجود داشت ؟ یا اینکه به ما می آموخت که به سالمندانمان احترام گذاشته و آنها را در خانه خودمان(یا بهتر بگویم ، خانه خودشان نگه بداریم) و همچنین مجاهدانه از معلولین هم در کنار خودمان پرستاری نمایم .

 

خوبست کمی تفکر

تاسوعای حسینی

تاسوعای حسینی

تاسوعای حسینی

تاسوعای حسینی

تاسوعای حسینی



ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۲۹/۸/۱۳۹۲ساعت ۱۲:۰۰ توسط رضا طاهرنژاد جوزم دسته : | نظر(0)

جاهای خالی در ورزش

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

اللهم صل علی محمد و ال محمد

جاهای خالی در ورزش :


آموزش اخلاق و مکاسب در ورزش

 

 

میگفت ؛ وقتی برای کارمیخواستم وارد بازار شوم ،پدرم گفت : حتما باید مکاسب را یاد بگیری و مرا به درس عالمی فرستاد تا بیاموزم چگونه کسب درآمد حلال کنم . بدانم چه پولی حلال است و چه پولی حرام ، با چه کسانی باید وارد معامله شد و از چه کسانی باید پرهیز کرد ، برای کسب درآمد چگونه باید سخن گفت و ... .آن روزها آن فرزندان در کنار مکاسب ، اخلاق را نیز می آموختند . که چه بگویم و چگونه بگویم ، حریم چیست و حرمت کدام است و ... .

امّا امروز آیا مردم اینگونه فکر میکنند ؟

مثلا در امر ورزش ، آیا پدری به فرزندش میگوید قبل از بستن قرارداد با فلان باشگاه معروف فوتبال باید مکاسب را یاد بگیری و اخلاق را نیز؟ و اگر چنین گفته شود آیا جوانان، سخن پدر را گوش میدهند ؟

شاید خانواده ها حواسشان نیست ! آیا فلان باشگاه فرهنگی ، ورزشی فوتبال که برای یک فصل کاریش میلیاردها تومان هزینه میکند و اسم خود را هم باشگاه فرهنگی ، ورزشی گذاشته نمیتواند کلاسهای در این زمینه تشکیل دهد ؟ عالمان دین برخلاف بعضی از ورزشکاران بدنبال پول نیستند بلکه به دنبال رسالت خودهستند پس بار مالی برای باشگاه ها ندارند، چرا در باشگاه های ورزشی جایشان خالیست ؟ یا اینکه ، عالمان هستند ولی شاگردانشان درسها را فرا نمیگیرند ؟!

مشکلاتی که امروز، ورزش ما مخصوصا در رشته فوتبال با آن روبروست نتیجه نبود علم اخلاق و علم مکاسب در بین اکثر عوامل ورزش است ازمسئولین فدراسیون ها گرفته تا مسئولین کمیته داوران ، مسئولین باشگاه ها ، ورزشکاران و حتی تماشگران ورزشی !!!

اگر بازیکن تیم ملی ، تعصبی برای پیراهنش قائل نیست و آن پیراهن را فقط برای نشان دادن خود به تیمهای عربی و اروپای میخواهد تا قرارداد فصل آینده اش تضمین شود! محصول نبود همان آموزشهاست !!!

اگربعضی از روزنامه های ورزشی ،دچار بیماری زردی هستند و اگر بعضی خبرنگاران ورزشی بدنبال حواشی میگردند ، همه و همه بخاطراینست که خوب و بد را نمیدانند ! آنها را نیزباید آموزش داد .

اگر افراد میدانستند شرطبندی ویا تبانی حرام است و اگر میدانستند شکستن حرمتها و از بین بردن حریم ها چقدر زشت است ، هیچگاه دچار این نوع اعمال نمیشدند .


شرطبندی در ورزش


درشیوع، انواع فساد در ورزش فقط ورزشکاران و مربیان یا دوران خاطی مقصر نیستند بلکه مسئولین ورزشی نیز گناه کارند از این جهت که به آموزشهایی مانند ؛علم اخلاق و مکاسب وعلومی از این دست نپرداختند .


 آموزش اخلاق و مکاسب در ورزش



تیمها را به اردوهای پر خرج داخلی و خارجی میبرند ولی فقط ماهی یکبار بر سرغسل دادن یک جنازه برای لحظاتی نمیبرند ! اگر یک بازیکن یا یک داور، مربی ، خبرنگار و ... ببینند که چگونه مرده را غسل داده ، کفن میکنند و به خاک میسپارند اکثره فسادهای ورزشی از میان میرود .

پس ای ریئس فلان فدراسیون ، آقای مدیر عامل ، جناب آقای مربی عزیز ، در برنامه های جدید خود فکری هم برای کلاسهای جدید داشته باشید .

 همیشه وارد کننده افکارنباشید ، یکبارهم شما اندیشه تازه ای را در جهت سالم سازی ورزش بکار گیرید .

         به امید داشتن ورزشی پاک بدون انواع آلودگی 

                                                             رضا طاهرنژاد

 

+ نوشته شده در ۴/۸/۱۳۹۲ساعت ۲۳:۰۸ توسط رضا طاهرنژاد جوزم دسته : | نظر(0)

شهیدی از شهر ری

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و ال محمد

سردار شهیدی از شهرری

وَلا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوُا فی سبیلِ اللهِ اَمواتا بَل اَحیاء عِندَ رَبّهِم یُرزَقوُن

البته مپندارید که شهیدان راه خدا مردند بلکه زنده بحیات ابدی شدند و در نزد پروردگارشان متنعّم خواهند بود  (ال عمران ، آیه169)

شهرری مانند دیگر نقاط ایران ، شهریست شهید پرور ، انسانهای در این شهر مذهبی پرورش یافتن که برای حفظ دین و ناموس خود ، همچنین هموطنانشان به مبارزه با دشمنان داخلی و خارجی پرداخته ، زیستن در جوار حق را بر زیستن درروی زمین ترجیح داده اند .

یکی از این مردان خداجوی ، شهید حسن طاهرنژاد است . او که در تاریخ 31/ 3/ 1338 بدنیا آمد ، در تاریخ  1359/3/31 ازدواج کرد و در تاریخ 1363/3/31 همزمان با شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان در عملیات قدر به شهادت رسید .

شهید حسن طاهرنژاد

آن شهید سرافراز که در هنگام شهادت ، فرمانده اطلاعات ، عملیات قرارگاه حمزه سیدالشهداء ارومیه بود در یک خانواده متوسط ، ساکن در محله ولی آباد بهشتی شهرری چشم به جهان گشود .

در دوران نوجوانی و جوانی هیئت های مذهبی تاثیر زیادی بر او گذاشت . او زبان عربی را در محضر حجت الاسلام شهید شاه آبادی فرا گرفت

شهید آیت الله شاه آبادی

و همزمان در مبارزات سیاسی نیز فعالیّت مینمود تا اینکه در سال 1354 شهید حجت الاسلام شاه آبادی توسط رژیم به شهر بانه تبعید شد . شهید حسن نیز بعد از مدتی به بانه سفر کرده و مدت کوتاهی را در محضرشهید شاه آبادی بسر برد و پس از هماهنگی های لازم ، مجددا به تهران بازگشت .

او یکبار در سال 1356 و یکبار هم در سال 1357 به ترتیب  2 و 3 ماه توسط ساواک بازداشت گردید .

آن شهید بزرگوار بعد از پیروزی انقلاب در سال 1358 به خاطر بوجود آمدن نا امنی در کردستان توسط گروهکهای ضد انقلاب به آن منطقه عزیمت نمود . در کامیاران به عنوان یکی از اعضای موثر سازمان پیشمرگان کرد مسلمان مشغول به خدمت گردید . پس از مدتی بعد از آزادسازی دهگلان به عنوان مسئول سازمان پیشمرگان قرار گرفت .

سال 1359 وارد سپاه شد و در واحد اطلاعات مشغول فعالیّت گردید. در عملیات بیت المقدس از ناحیه کتف مجروح شد و به بیمارستان بوعلی تهران منتقل گردید و بعد از چند روز بدون اجازه پزشک معالج باز به جبهه مراجعت کرد و بعلت ایجاد عفونت جراحت وارده او را به تهران باز گرداندند .

پس از آمدن از جبهه مدتی به عنوان قائم مقام واحد اطلاعات پادگان توحید مشغول به انجام وظیفه گردید و سپس به عنوان مسئول واحد اطلاعات و عضو شورای فرماندهی سپاه شهر ری برگزیده شد و بعد از مدتی مجددا با همان مسئولیّت قبلی در سپاه ورامین شروع بکار کرد .

با توجه به شناخت و علاقه شدیدی که به کردستان و مردم آن منطقه داشت مرتب در صدد جلب رضایت مسئولین بود تا بلکه بتواند به آن منطقه برود ، با اصرار فراوان بالاخره موفق شد تا ماموریت یکساله به آن منطقه گرفته و عازم دیار عاشقان گردد و میتوان گفت آنروز یکی از بهترین روزهای زندگی این سردار رشید اسلام بشمار میرفت .

بعد از چند ماهی به مسئولیّت واحد اطلاعات و عملیّات قرارگاه حمزه سیدالشهداء(ع) برگزیده شد .

سرانجام درعملیّات پاکسازی(عملیات قدر) یکی از روستاهای منطقه سرو آذربایجان غربی در شب بیست و یکم ماه رمضان، همچون مولی و سرور خویش علی(ع) با وجودی پر از عشق و ایمان و عرفان به جوار حق تعالی شتافت و خداوند مدال پر افتخار شهادت را نصیب او نمود .

                             اللهم ارزقنا توفیق شهادة فی سبیلک

قسمت های از وصیّت نامه شهید حسن طاهرنژاد ؛

خطاب به مردم :

شهید حسن طاهرنژاد

برادران و خواهران، امام را تنها نگذارید و پشتیبان و در خط امام و اسلام فقاهتی باشید ....برادران و خواهران ، خواهشمند است که در برخوردهایتان اخلاق اسلامی را رعایت کنید و خدا را ناظر اعمال خود بدانید .

خطاب به سپاهیان :

.... ما سپاهیان قبل از اینکه یک فرد نظامی-سیاسی باشیم ، بایستی یک عارف و یک عاشق باشیم . شما برادرانی که عازم جبهه هستید قبل از هر وسیله دیگر ، قرآن ، مفاتیح و نهج البلاغه را همراه خود داشته باشید .... برادران و خواهران ؛ سپاه را عبادتگاه بدانید، جبهه را عبادتگاه بدانید و با وضو داخل محل کار خود شوید ، هیچ زمانی احساس کارمند بودن در سپاه نکنید، چون ما همه در سپاه مسافریم، مسافر الی ا... ، تلاش کنید در جهت معرفت ا... گام بردارید . برادران عزیز با خدا زندگی کنید نه با دیگران ......

                                     بنده گنه کار" حسن "

                          یاد و خاطره همه شهداء گرامی باد 

                          شادی روح همه شهداء" صلوات "   

 

                روابط عمومی موسسه فرهنگی – مذهبی امام سجاد(ع) ری             
+ نوشته شده در ۱۹/۷/۱۳۹۲ساعت ۱۶:۱۱ توسط رضا طاهرنژاد جوزم دسته : | نظر(1)

سلیمی زندگینامه «طاهر کردستان» را نوشت

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و ال محمد

  سلیمی زندگینامه «طاهر کردستان» را نوشت

شهید حسن طاهرنژاد

علی‌الله سلیمی نگارش کتاب «طاهر کردستان» را به اتمام رسانده است. این اثر زندگینامه سردار شهید «حسن طاهرنژاد» را دربر دارد و توسط نشر فاتحان به چاپ می‌رسد

سلیمی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ اظهار کرد: زندگینامه شهید حسن طاهرنژاد در قالب داستان بلندی در 13 فصل نوشته شده است.

وی افزود: طاهرنژاد در سال‌های 1356 و 1357 به خاطر مبارزه علیه رژیم پهلوی توسط ساواک به زندان افتاد.

شهید حسن طاهرنژاد


سلیمی با اشاره به این که بیش از 10 ساعت با خانواده،‌ دوستان و همرزمان شهید مصاحبه کرده، گفت: بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، حسن طاهرنژاد واحدهای اطلاعات، عملیات سپاه پاسداران شهرری و ورامین را تشکیل داد. 

وی ادامه داد: روایت فعالیت‌ها و اقداماتی که این شهید در کردستان و در کنار سردار شهید محمد بروجردی انجام داده از مهم‌ترین بخش‌های کتاب «طاهر کردستان» است. این کتاب از سوی نشر فاتحان منتشر و روانه بازار کتاب خواهد شد.

حسن طاهرنژاد سال 1338 در شهرری به دنیا آمد. آخرین سمت وی، مسوولیت واحد اطلاعات، عملیات قرارگاه حمزه سیدالشهدا بود و سال 1363 در عملیات لیلةالقدر در منطقه مرزی سرو در استان آذربایجان غربی به شهادت رسید


منبع خبر http://www.ibna.ir/vdcezn8zxjh8wni.b9bj.html

+ نوشته شده در ۳۰/۶/۱۳۹۲ساعت ۱۰:۴۳ توسط رضا طاهرنژاد جوزم دسته : | نظر(0)

برنامه هاي کودک سيما و حرکات موزون !

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و ال محمد

برنامه های کودک سیما و حرکات موزون !

                               برنامه کودک سیما و حرکات موزون

دهه شصتیها یادشون هست ، وقتی برنامه کودک و نوجوان سیما (فرق نمیکرد شبکه یک یا دو) شروع میشد ، همه حتی بعضی وقتها بزرگترها جلوی تلوزیون مینشستند . مجری برنامه اگر از نمای دور نشانش میدادند پشت یک میز نشسته بود و اگر از نمای نزدیک نشانش میدادند تقریبا تمام تصویر تلوزیون رو پر میکرد بعد ازذکر نام خدا و احوال پرسی با لبهای خندانش ، همانطور که نشسته بود شروع میکرد به گفتن نکات اخلاقی و آن مطالب و نکاتی که کودکان باید یادبگیرند  ، بچه ها هم خوب گوش میکردند ،برنامه کودک سیما و حرکات موزون                       برنامه کودک سیما و حرکات موزون  لابلای این آموزش زبانی ، چند کارتون(انیمیشن) و یا برنامه عروسکی هم پخش میکردند درپایان هم نقاشی های ارسالی کودکان نمایش داده میشد وبرنامه با خدا حافظی مجری پایان می پذیرفت و بچه ها هم میرفتند دنبال کارهای خودشون ، یا بازی یا انجام تکالیف درحالی که چند نکته اخلاقی هم یاد گرفته بودند .

امّا کم کم ماهوارها آمدند ، با آمدن شبکه های ماهواره ای برنامه های کودک سیما مانند خیلی از برنامه های دیگر تلوزیون مثل انواع مسابقات علمی و تفریحی اصالت خودشان را از دست دادند و به جای اینکه ضمن حفظ ارزشها به این برنامه ها توجه بیشتر و کارشناسانه تری بشود ، شروع به کپی برداری از برنامه های کودکی شد که از ماهواره ها پخش میگردید ! .

 دیگر توجه به این نکته نشد که فرهنگ اون کشورها با فرهنگ ایرانی اسلامی ما همخوانی ندارد ، برای آنها انجام دادن و یا ندادن خیلی اعمال و رفتار و گفتار مهم نیست ولی برای ما " مهم هست"

کم کم آقا یا خانم مجری که در پشت میز داخل استدیو می نشست و نکات اخلاقی پسندیده را با لبخدهای زیبای خود به کودکان که (آماده فراگیری هستند) انتقال می داد از پشت آن میز بلند شد و آن میز را بدور انداخت ، دکور برنامه ، کم کم بطور کامل عوض شد و لباس آن مجریان نیز عوض شد . عموها یکی یکی آمدند و سلام کردند نه آنگونه که قبلا آقای مجری سلام میکرد بلکه این سلام با حرکات موزون همراه بود و بچه ها دیگر در خانه کنار والدین نبودند و نکات اخلاقی نمی آموختندبرنامه کودک سیما و حرکات موزون                 برنامه کودک سیما و حرکات موزون

                               بلکه همراه والدین کنار عموها " جیغ و دست و هورا " فرا میگرفتند و.... ، وخاله ها هم آمدند امّا چون آنها نمیتوانستند در پشت تصویر تلوزیون مانند عموها بخوانند و حرکات موزون انجام بدهند همراه با عروسکهاآمدند تا آن عروسکها بخوانند و آن حرکات را انجام بدهند و " جیغ و دست و هورا " همچنان آموزش داده میشود و اگر نکته اخلاقی هم گفته میشود در لابلای آن " جیغ و دست و هورا " از یاد میرود .   برنامه کودک سیما و حرکات موزون 

وبه تازگی عموها سراغ بزرگترها هم رفته و با آنها نیز " جیغ و دست و هوار " کار میکنند . راستی ما به کجا میرویم ؟ چرا کورکورانه کوپی برداری میکنیم ؟ آیا نمیشود ما الگوی درست دیگران باشیم ؟ آیا نمیشود بصورت دیگری اوقات فراغت فرزندانمان را پر کنیم ؟

شاید از بزرگانی مانند " ایرج طهماسب " تهیه کننده برنامه کلاه قرمزی بشود در این زمینه کمک گرفت .                                             برنامه کودک سیما و حرکات موزون 

او خود زمانی مجری برنامه کودک بود و هیچگاه دیده نشد حرکات موزون (ناموزون) از خود نشان دهد . وثابت کرد میشود بچه ها را خنداند و سرگرم نمود بدون آنکه .... .

زشتی کارآنجا مشخص میشود که تمام برنامه های کودک استانی نیز با " جیغ و دست و هورا " و حرکات موزون اداره میشود .

خوبست گروه کودک سیما در زمینه برنامه های کودک و نوجوان شبکه های تلوزیون بازنگری اساسی نماید . با کمی تفکر و کار کارشناسانه میشود برنامه های کودک و نوجوان را بصورت دیگری نیز اداره کرد .

 به امید روزی که سیمای کشورمان در زمینه تهیه و تولید برنامه های کودک ، الگوی کشورهای دیگر باشد .

    

                                                 رضا طاهرنژاد جوزم

+ نوشته شده در ۳/۶/۱۳۹۲ساعت ۲۳:۲۲ توسط رضا طاهرنژاد جوزم دسته : | نظر(0)

حضور کمرنگ " ماه رمضان " در سریالهای ماه رمضان 92

 

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و ال محمد

حضور کمرنگ"ماه رمضان" در سریالهای ماه رمضان92

 

سریالهای ماه رمضان

مناسبت به معنی موافقت و پیوستگی و علاقه و ارتباط و مشابهت است ، یعنی وقتی میگویند : " بمناسبت ماه محرم ، مراسم تعزیه برگزارمیگردد " میفهمیم ، این تعزیه در رابطه با امام حسین(ع) و شهدای کربلاست یا اگر بگویند " بمناسبت شروع جنگی تحمیلی نمایشگاه عکسی برگزار میگردد " یعنی این نمایشگاه عکس در رابطه با رزمندگان اسلام و دشمن بعثی و  امداد رسانان و ... در طول جنگ تحمیلیست.

 صدا و سیمای جمهوری اسلامی نیزبرنامه های خود را همیشه برمبنای مناسبت ها تنظیم میکند ، مثلا ؛ در ده فجر ، برنامه های مناسبتی دررابطه با پیروزی انقلاب اسلامی ونقش امام(ره) در رهبری انقلاب و نقش مردم در پیروی از ایشان و... میباشد و همچنین است برنامه های مناسبتی در رابطه با محرم و هفته دفاع مقدس وهفته دولت و... .

در رابطه با ماه مبارک رمضان نیز صدا و سیما برنامه ریزیهای خاص این ماه را تدارک میبیند ، سخنرانی مراجع ، پخش برنامه مخصوص سحر و افطار ، پخش مراسم شبهای قدر و ... .

 در بخش نمایش " سریالها " در ماه رمضان امسال ، سیما یکی از ضعیفترین سالهای خود را پشت سر گذاشت . بحث در رابطه با ضعف کارگردانی یا نوع انتخاب بازیگران یا بازیگردانی ، ضعف داستان و مسائلی از این دست نیست بلکه این سریالها هیچ ربطی به " ماه رمضان " نداشتند .

مناسبت ماه رمضان درپخش سریالهای سیما امسال لحاظ نشد ، ماه رمضان تعریف خود را دارد ، ماه رمضان ؛ ماه مهیمانی خداست که در آن مهمانان تلاش میکنند رنگ میزبان به خود بگیرند .

ماه رمضان ، ماه مبارزه انسان با هوای نفس ، استغفار از گناهان گذشته، تلاش برای رسیدن به رضای خداست . ماه رمضان ماه مبارزه با شیطان و پاره کردن زنجیرها اسارت ابلیس است .

با یک نگاه ساده به سریالهای پخش شده از سیما در رمضان امسال یعنی ؛ " مادرانه ، خروس ، دودکش و شاید برای شما هم اتفاق بیفتد " متوجه این مطلب میشویم که موضوع همه آنها اجتماعیست بجزء " شاید برای شما هم اتفاق بیفتد " که کمی نگاه دینیه بیشتری دارد ولی در هر حال همه آنها مناسب رمضان که " باعث تحوّل روحی در شخص برای نزدیکی بیشتر به خدا و مبارزه با شیطان درون همچنین توبه و استغفار از گناهان گذشته شود "نیست ! مناسب آماده کردن مهمانان این ماه برای فهمیدن علت مهمانی نیست !!!

سریال خروس که معلوم است فیلمبرداری آن در زمستان هم انجام گردیده بطور کامل هیچ ربطی به ماه رمضان ندارد ، در سریال مادرانه با استفاده از نقش حاج آقا ثانی و نشان دادن یکی دو سفره سحری وافطار در قسمنهای آخر آن تلاش شکست خورده ای برای نشان دادن روح ماه مبارک رمضان در آن سریال دارد . دود کش نیز با نشان دادن یک روحانی در متن سریال و نگرانیهای درونی " فیروز" و نشان دادن سفره افطار در آخرین قسمتش ، نتوانسته رنگ و بوی ماه رمضان به خود بگیرد .

"شاید برای شما هم اتفاق بیفتد " که مدتهاست درتلوزیون مهمان خانه هاست ، گرچه در نشان دادن منظور خود که همان " عکس العمل ، اعمال انسانهاست " موفق بوده ولی نمیتواند معرّف علت ماه رمضان باشد .  

یکبار دیگر یادآور میشوم که درباره انواع ضعفهای تخصصیّه فیلمسازی در این سریالها صحبت نمیکنیم که در تخصص بنده نیز نمیباشد ، بحث در این رابطه است که با توجه به نقش سیما در ارتباط با خانواده ها " این سریالها " متناسب با ماه مبارک رمضان انتخاب نشده است . صدا و سیما بقدری در خانواده ها نقش ایفا میکند که مراجع نیزبرای رسانده کلام خود از آن استفاده میکنند .

موضوعات زیادی در ارتباط با " رابطه خدا وانسان و علت بازکردن درهای رحمت الهی و آثار گناه و آثار ترک گناه و .... میباشد که در این ماه خدا میتوان برای تعالی انسانها از آن استفاده کرد .در سال جاری حداقل جای یک سریال مانند ؛ "آخرین گناه ، کمکم کن ، او یک فرشته بود ، اغماء، ملکوت ، صاحب دلان ، پنج کیلومتر تا بهشت و..." خالی بود .

سریالهای که در رابطه با تحلیل و بررسی  موضوعاتی مانند روابط پدر و مادر و فرزندان ساخته میشود را میتوان در طول سال نمایش داد ولی فرصت برای بعضی موضوعات خاص و بکر فقط مختصّ این ماه عظیم الهیست .

سریالهای کمدی که برای پخش در این ماه آماده میشود نیز باید در رابطه با ماه رمضان باشد ، در ماه های دیگر سال اینگونه سریالها تهیه و پخش میگردد ولی در سال فقط یک ماه رمضان داریم و باید سعی شود بهترین بهره را از آن ببریم .

به امید اینکه در سالهای آینده سریالهای مناسب تری برای ماه مبارک رمضان تهیه و پخش گردد .

                                         رضا طاهرنژاد جوزم
+ نوشته شده در ۲۰/۵/۱۳۹۲ساعت ۱۰:۱۳ توسط رضا طاهرنژاد جوزم دسته : | نظر(0)

قصیده در وصف مولی امیرالمومنین(ع)

 

بسم الله الرحمن ارحیم

 اللهم صل علی محمد و ال محمد

قصیده نَذریه در وصف مولی امیرالمومنین(ع)قائد غِرالمُحَجَلّین

                                                                                    قصیده در وصف امیرالمومنین(ع)توسط مرحوم محمد صمدی بهزاد              

این قصیده برای اولین بار در اختیار عموم  قرار میگیرد و سروده معلم و قاری قرآن همچنین شاعر اهلبیت(ع) مرحوم " محمد صمدی بهزاد " است .

به امید روزی که تمام اشعار آن مرد وارسته و عاشق امام زمان (عج) چاپ گردیده و در اختیار عموم قرار گیرد .

برای سلامتی امام زمان(عج) و شادی روح آن مرحوم ؛ صلوات 

قالَ رَسُولُ الله صَلّی اللهُ عَلَیهِ وَ الِهِ وَ سَلَّم .

زَینّومَجالِسَکُم بِذِکرِ عَلّیِ بنِ اَبیطالب عَلَیهِ السَّلام

مجالس خود را با یاد علّی بن ابیطالب علیه السلام زینت بخشید ونورانی کنید .

السلام علیک یا ابا الائمه علی المرتضی و رحمة الله و برکاته

اِیدل  برو  بسیر  چَمَن   صیغلی   بگیر

گُلرا  ببوی  و عِطر ز مولا علی(ع)  بگیر

نَغمه  چو  بُلُبل آر، و زگُل سخن بگوی

برخوان حدیث عشقُ گلُ ازمرتضی ببوی

آنکه  بگفت  و همچو بگفتش عَمَل نمود

بعد از نبی(ص)  علی(ع)  امیرُالمومنین  بود

وی گفت اَر دهندم  اَقالیم  سَبعَه1  را

کاه از  دهان  مور  نگیرم  در این  سرا

گفتا  بِرُخ  کَشَندم اگر روی خارها

بهتر  بود  بمن  که  کُنم  بر کسی  جفا

شب  در نماز و روز بمظلوم یار بود

بر نان  هر یتیم  علی(ع)  عهده دار بود

نازم  بآن محبّت  وجود  تو  یا  علی(ع)

یکسر  کمال  بود   وجود   تو  یا  علی(ع)

آخرکه تیغ خوردسَرت،حق شد آشکار

مردانگی    تو    بجهان    ماند  یادگار

صُبح هرزمان زمسجد کوفه دَمِ  اَذان

فُزتُ   بِرَبّ   کَعبه ات   آید بگوش جان

درکربلا حُسین(ع) توهم کُشته شد ولی

تشنه    کِنار  آب    غریبانه    یا   علی(ع)

دراین جهان کسی بکس همچوجفا نکرد

اهل   جفا  حَیا  ز رسول خدا(ص)  نکرد

سوز جفا ازین   به همه انبیا رسید

زان پس  باولیا  شررش  بَرمَلا  رسید

هم  انبیا در این شَرَر هم اولیا  بسوخت

هم جنّ وهم مَلَک همه دراین صَلا بسوخت

درعرش عزا گرفت ازین ذات ذوالجلال

در فرش  مادرش  زفغان  شد  فسرده  حال

در مُشکلی اگر" صمدی " یا علی(ع) بگو

پا در  گِلی اگر " صمدی "  یا علی(ع)  بگو

حلّال مُشکلات به هردو جهان علیست(ع)

فریاد رس ز بهر همه شیعیان علیست(ع)

گو تسلیت در این دو مُصیبت بعرض جان

به  پیشگاه  حُجّت  حق صاحب الزّمان(عج)

1 اقالیم سبعه : در نهج البلاغه بمعنی ؛ هفت آسمان و هفت زمین معنی شده

                                                                          رضا طاهرنژاد جوزم

+ نوشته شده در ۸/۵/۱۳۹۲ساعت ۱۴:۳۹ توسط رضا طاهرنژاد جوزم دسته : | نظر(1)

مکر غرب

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و ال محمد

مکر غرب:

  سوره بقره   آيه 42

میگوند ؛ در روزگاران گذشته ، در کشورهندوستان شهری وجود داشت که جلوی دروازه ورودیش دو مجسمه قرار داده بودند روبروی هم ، یکی در نهایت زیبایی و دیگری در نهایت زشتی .

امّا آن مجسمه زشت که دو شاخ هم بر سر داشت با انگشت خود یک خال سیاه را که در گوشه لب مجسمه بسیار زیبا بود را نشانه رفته و آن خال را عاملی برای زشتی مجسمه زیبا معرفی میکرد در صورتی که خود آن خال عاملی بر زیبای آن مجسمه بود .... .

مردمی که وارد این شهر می شدند با دیدن این صحنه و تفکر در آن می فهمیدند که آن مجسمه زشت با این کار می خواهد زشتی های خود را پنهان کرده و آن مجسمه زیبا را زشت و منفور معرفی کند .

و این داستان ، حکایت جهان امروز است .

در جهان امروز ، کشورها و قدرتهای دیو صفتی هستند که برای بهره کشی و ظلم و غارت دیگر کشورها، انگشت نشانه خود را بسوی نقاط قوت کشورهای دیگر مخصوصا کشورهای اسلامی که همان ارزشهای انسانی آنهاست دراز کرده اند . با این کار میخواهند :

اولا ؛ آن نقاط قوت (ارزشهای انسانی ) را زیر سوال برده و آن را ضد ارزش نشان دهند .

ثانیا ؛ چهره ضد انسانی و استثماری خود را در پشت آن ادعا مخفی نمایند .

ثالثا ؛ مردم آن کشورها را از ارزشهای انسانی و فرهنگی خود غافل نموده بسوی بی بند وباری و پوچیگری سوق دهند تا بهتر از ایشان بهره کشی کرده وهر گونه مقاومت را دربرابر خواسته هایشان از بین ببرند .

 بعنوان مثال :

در کشورهای اسلامی ، حجاب مخصوصا برای " زن " یک ارزش است ، امّا کشورهای غربی ،آنرا یک ظلم به زن میدانند و با انواع تبلیغات سعی در این دارند که آنرا وسیله در بند کردن و ظلم به زن نشان دهند . در صورتی که حجاب یک زن در جامعه :

 اولا ؛ ارزش واقعی و مقام والای یک" زن "را در جامعه نشان میدهد که باید برای آن حرمت و ارزش قائل شد .

ثانیا ؛ از انواع فسادهای اجتماعی و فردی جلوگیری مینماید .

این موضوع یعنی یک نقطه قوت .

امّا کشورهای غربی، " حجاب زن" را ظلم به زن و نشانه عقب ماندگی جوامعه اسلامی میدانند .

حال اگر " زن برهنه " را در جامعه غربی مورد بررسی قرار دهیم ، زن را نه بعنوان یک انسان بلکه بعنوان یک کالا و یک وسیله ارضای خواهشهای نفسانی مردان پیدا میکنیم . در جامعه غربی زن بعد از انواع سوء استفاده های جنسی دور انداخته میشود .

زنی که دائم در معرض خواهشهای نفسانی مردان قرار دارد ، چگون میتواند نقش یک مادر سالم و دلسوز را برای فرزندانش ایفاء نماید ؟ چگونه میتواند فرزندان سالمی را تحویل جامعه دهد ؟ چگونه میتواند نقش یک انسان را در پاک سازی جامعه از انواع فساد های اخلاقی و اجتماعی ایفاء نماید ؟و ...

با مقایسه عقلانی جایگاه " زن و ارزش حجابش " در جوامعه اسلامی و" زن برهنه " و نتایج این برهنگی در جوامعه غربی ، متوجه میشویم که آیا حجاب برای زن باعث ارزش است یا ظلم و بی ارزشیست ؟

مثال دیگربرای ارزشهای جوامعه اسلامی ، که انگشت اشاره کشورهای دیو صفت بسوی آن دارز شده ؛

 قانون مجازات اسلامی میباشد که اجرای آن آسایش و آرامش دیگر انسانها و همچنین رسیدن به عدالت اجتماعی را در پی دارد و عمل به دستورات آن اجتماع را از انواع فسادها و جرایم تا حدود بسیار زیادی پاک میسازد . این در حالیست که قانون مجازات اسلامی که منشاء الهی دارد پی در پی مورد تهاجم کشورهای غربی قرار میگیرد که خود بخاطر نداشتن قانون جامع و فراگیرجزایی دچار انواع جرایم و بزهکاری اجتماعی ، جرم و جنایت میباشند .

مورد اشاره دیگر انگشت این دیو صفتان غربی در کشورهای اسلامی ؛ کانون گرم خانواده و در پی آن احترام به پدر و مادر میباشد که برکات فراوانی برای فرد و اجتماع در پی دارد . البته همه میدانند که جامعه غربی از این کانون گرم خانواده و برکات آن کاملا بی بهره میباشند .

 وموارد بسیار زیادی از قوانین الهی اسلام و همچنین فرهنگ غنی ایرانی و شرقی که یا مورد تهاجم غربی ها قرار میگیرد یا سعی در دستکاری و تغییر آن را دارند .

امّا از سوی دیگر کشورهای غربی ؛ ضد ارزشها و لاوبالی گریها را ارزش معرفی کرده و مقابله با آنرا نقض حقوق بشر میدانند .

 بعنوان مثال ؛

عمل شنیع و زشت" همجنس بازی "(البته برای کم کردن زشتی نام آن به آن عمل زشت" همجنسگرایی" میگویند!!!) را که در طول تاریخ تمام انسانها آنرا نهی کرده و از آن دوری میکردند را بعنوان یک ارزش معرفی کرده و از آن دفاع میکنند . این در حالی است که اگر تنها 40 سال پیش یعنی سال1974میلادی افرادی در اروپا یا امریکا دچار چنین عمل زشتی میشدند از جامعه طرد شده و همه از آنها دوری میکردند .

چه شد که در عرض تنها کمتر از 40 سال ضد ارزش به ارزش تبدیل گردید ؟ آیا ملاکهای انسانی غرب غلط بود یا افکارشان دچار انحراف گردید ؟

حتی اگر پوشش " زن " را در اروپا و امریکا در طی حداقل هفتاد سال قبل مورد بررسی قرار دهیم باز هم به این تغییر رویه میرسیم . زنی که درغرب وقتی از خانه بیرون میرفت تمام بدنش پوشیده بود و حتی کلاه بر سر میگذاشت چگونه به این صورت امروزی( نیمه برهنه) در آمد ؟ و برای چه ؟

کار آن انگشت دیو زشت شاخدار، دم دروازه آن شهر در هندوستان را امروزه شبکه های تلوزیونی کشورهای غربی مانند بی بی سی(BBC ) و صدای امریکا(VOA) و همچنین شرکتهای فیلم سازی بزرگ غربی مانند هالیوود(Hollywood) انجام میدهند .

پس ما هم مانند مسافران آن شهر باید بیندیشیم که کار مجسمه زشت امروز (غرب) برای پنهان کردن چهره زشت و پلید خود در پشت آن ادعا ها یش و همچنین زیر سوال بردن زیبایی های الهی جوامعه اسلامی میباشد .

پس باید " مکر " غربی ها را و" شّرشان " را با عمل به دستورات قرآن وسنت اهلبیّت(ع) و همچنین ترویج شعائر اسلامی که بالاترین ارزش را برای انسان و زندگی اجتماعیش قائل است به خودشان برگردانیم و زندگی انسانی را به آنها هدیه دهیم . و انشاءا... جهان را برای ظهور منجی عالم ، حضرت مهدی (عج) آماده نمایم . 

                             

                                                                 انشاءا...

                                      رضا طاهرنژاد جوزم

+ نوشته شده در ۳۰/۴/۱۳۹۲ساعت ۰۰:۲۸ توسط رضا طاهرنژاد جوزم دسته : | نظر(0)

یک نقطه ضعف اخلاقی

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و ال محمد

یک نقطه ضعف اخلاقی :

                             قسمتی از کتاب قرآن و آخرین پیامبر(ص)                           

..... نمیدانم این گرفتاری تنها در محیط ماست یا در میان سایر ملل جهان نیز وجود دارد که اگرکسی تمایل به فساد و انحراف عقیده پیدا کند و هنوز در مراحل مقدماتی باشد او را (( هل )) بدهند و در میان دره انحراف قطعی پرتاب نمایند .

آیا اگر کسی در لابلای حرفهای خود یک سخن دوپهلو بگوید که بوی آلودگی بیکی از مفاسد اخلاقی ( مثلا میخوارگی ) یا عدم ایمان ببعضی از مبانی مذهبی بدهد ، باید فورا یک داستان مفصل و پر آب و تاب از شراب خواری و مستی و عربده کشی او با شاخ و برگ فراوان درست کرد ، و پرونده قطوری از عدم ایمان اوبخدا و روز جزا و سایر مقدسات ، با تمام منضماتش تنظیم نماییم و در هر محفل و مجلسی داد سخن را در این باره بدهیم و عموم مردم را از (( خطرات احتمالی و قطعی)) که از ناحیه این فرد منحرف و فاسد العقیده ممکن است دامنگیر اجتماع گردد آگاه کنیم ؟!

این عادت مذموم و خطرناک در بسیاری از افراد اجتماع ما بدبختانه ریشه دوانیده است ، و اگرهم کسی واقعا فاسد و منحرف نباشد به گردن او میگذاریم که منحرف و فاسد بشود !

عواقب شوم این کار ناگفته پیداست . زیرا انگیزه عده ای از مردم در ترک بسیاری از کارهای غلط و ناپسند(( ملاحظه و شرم از اجتماع )) است ،نه ترس از خدا و احترام بفضیلت و اخلاق . هنگامیکه ما با شایعه سازی و متهم ساختن این و آن یا بزرگ کردن نقاط ضعف کوچک و مراحل مقدماتی فساد و انحراف ، این پرده (( شرم از اجتماع )) را پاره کردیم ، دیگر دلیلی ندارند که این اشخاص که متهم بفساد و انحراف شده اند راه فساد را نپیمایند و آنچه میخواهند انجام ندهند و دلیلی ندارد پاره ای از محرومیتها را بر خودهموار سازند .

آنها پیش ازاین از اجتماع حساب میبردند ، و برای خود شخصیّتی قائل بودند ، و روی همین ملاحظه از انجام بسیاری کارها خود داری میکردند، امّا هنگامی که ما شخصیّت و احترام آنها را درهم کوبیدیم دیگرملاحظه و حساب معنی ندارد ، بلکه روح انتقامجوئی از این اجتماع که با قضاوتهای ظالمانه خود احترام و شخصیّت آنها را پایمال کرده ، ایجاب میکند که هرچه می توانند در واژگون کردن اساس چنین اجتماعی کوشش کنند .

بدبختی اینجاست که بعضی خیال میکنند با طرد فوری و بدون محاکمه افراد مجهول الحال ، خدمتی بدین و اجتماع می کنند ، در حالی که نخستین اثر سوء آن جری ساختن افراد مشکوک ، و کمک کردن بایجاد یک باند متشکل و فشرده از مخالفان تازه نفس خواهد بود .

و چه بسا آن افراد ، افراد سالمی هستند که با این اتهامات وپرونده سازی ها بسوی فساد می گرایند.

این عمل درست نقطه مقابل دستور((حسن ظن))و((حمل بر صحت))است که اسلام صریحا وموکدا 

به آن دستور میدهد.

بعضی از افراد نادان و لجوج به قدری در این قسمت اصرار دارند که حتی اگر طرف مقابل اعتراف به تقصیر وعذر خواهی وایمان واعتقاد به مبانی مذهبی کند، نه تنها از او نمی پذیرند بلکه با توجیهات وتاویلاتی سعی میکنند، از آن ، پیراهن عثمان تازه ای درست نمایند! درحالی که قرآن مجید صریحا می گوید :

ولا تقولوا لمن القی الیکم السلام لست مومنا: بکسیکه اظهار اسلام و تسلیم میکند نگوئید با ایما ن نیستی. ( سوره نساء آیه 69)

اسلام ومسلمین تا کنون از این رهگذر زیانهای هنگفتی دیده اند وگرفتاری های فراوانی گریبا نگیر آنها شده است. این رشته سر دراز دارد که ....

قسمتی از کتاب " قرآن و آخرین پیامبر "

تالیف : حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

بخش : آیا اینها هم سر جنگ دارند ؟

+ نوشته شده در ۱۲/۳/۱۳۹۲ساعت ۲۱:۱۴ توسط رضا طاهرنژاد جوزم دسته : | نظر(0)

امام علی(ع) و میانه روی

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صلی علی محمد و ال محمد

پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران-تهران    

امام علی(ع) و میانه روی :

برخی از «امام علی شناسی های» قبل از انقلاب شخصیتی افراطی و تندرو از امام علی(ع) تصویر کردند که در این زمینه باید تأمل بیشتری صورت گیرد.

 

تقریبا همه عقلا اعتراف دارند که میانه روی و اعتدال در رفتارها فضیلت اخلاقی است، اما طبیعت بخشهایی از زندگی آدمی به خصوص سیاست، این است که انسان را به سمت افراط می کشاند. به خصوص وقتی کسی فکر کند که رقیبانش همه منحرف هستند. در این موارد است که گویی خود را ملزم به کارهایی می داند که دیگران را حذف کند تا مبادا انحراف دامن جامعه را بگیرد! به عبارت دیگر خطر افراط در حوزه سیاست که حوزه ای متنفذ در همه عرصه هاست، بسیار جدی است. از نظر برخی از سیاسیون گویی تا افراطی و اصرار انکار جد و گاه خشن نسبت به مخالفان و رقیبان در کار نباشد، کاری از پیش نخواهد رفت. شکل دیگر این سخن این است که گویی در مسیر افراط گری است که می توان دیگران را جذب کرد و قلوبشان را مطمئن ساخت که افراط کار حق و دیگران بر باطل هستند.
از سوی دیگر، وقتی انقلاب علیه نظام حاکم ستمگر پدید می آید، چنان می نماید که گویی بدون افراط نمی توان قدم از قدم برداشت. بسیاری از تحلیلگران، افراط در انقلابها را از لوازم آن می شمرند، اما حتی این افراد تاکید دارند که این مسیر به سرعت باید به سمت اعتدال برود. این امر در باره غالب انقلاب های دنیا وجود دارد، اما مهم این است که به سرعت اعتدال جایگزین شده و عدالتی فراگیر همراه با آرامش حاکم شود.
زمانی که رسول خدا(ص) حکومت خود را در مدینه برپا کرد، جنگ بدر برپا شد و هفتاد نفر اسیر شدند. بسیاری قصد داشتند پیامبر را به خشونت کشانده و او را وادار کنند تا همه اسرا را بکشد، اما پیامبر زیر بار نرفت و به جز دو مجرم کسی را نکشت. بعدها در حدیبیه هم همانها تأکید داشتند تا مسیر خشونت را پیش پای پیامبر (ص) بگذارند و او را به جنگ بکشانند، اما حضرتش نپذیرفت. وقتی هم سپاه اسلام مکه را گرفت، باز از بسیاری از مجرمان قطعی گذشت و فضایی دوستانه ایجاد کرد.
تجربه دیگر ماجرای شورش بر عثمان است. در حالی که بسیاری از مخالفان عثمان، حتی از میان صحابه، در جریان شورش بر وی، دست به افراط بردند، امام علی (ع) سخت طرفدار رویه اعتدال بود و به هیچ روی خود را درگیر برخوردهای تند نکرد، ضمن آن که انتقادات خود را داشت و بارها به زبان آورد. ایشان واسطه گفتگوی میان مخالفان و خلیفه شد و این نهایت اعتدال را نشان می‌دهد. تاریخ گواه است که حضرت به هیچ روی به شورشیان نپیوست.
اندکی بعد زمانی که امام علی(ع) دعوت به پذیرش خلافت شد، احساس کرد که مسیر جامعه رو به خشونت است، بنابرین اصرار کرد تا از آن پرهیز کرده و وارد آن نشود، اما عده ای که برخیرتندرو بودند اصرار بر آمدن حضرت کردند. امام که مخالف آمدن به صحنه بود، به خاطر آنان پذیرفت، اما شرط کرد که اطاعت کامل داشته باشند. اما مع الاسف گرایش به خشونت مشکلاتی را پدید آورد که بیش از پیش دنیای اسلام را گرفتار مشکل کرد.
تاریخ گواه است که امام علی(ع) تمام تلاش خود را کرد تا جلوی جنگ جمل و صفین را بگیرد. با خوارج نیز مدارای زیادی کرد. آدم کشی از سوی آنها قابل تحمل نبود، و این که شروع نبرد جمل و صفین و خوارج با آغاز کشتار از طرف مخالفان بود، قطعی تاریخ است.
متاسفانه در مسیر فکری انقلاب ما، از پیش انقلاب، گاه تعریفی از رفتار امام علی(ع) داده شد که گویی رفتار بسیار تند و خشن دارد و هیچ نوع گذشتی ندارد و اصلا حاضر نیست واقعیات را بپذیرد. آگاهیم که امام علی(ع) به خاطر شرایط حتی تن به ارسال ابوموسی اشعری برای گفتگو با معاویه داد. آیا این پذیرش واقعیت نیست؟ درست همان طور که پیامبر(ص) حدیبیه را پذیرفت؟ قرائت افراطی از رفتار امام ریشه در برخی علی شناسی هایی دارد که از پیش انقلاب رواج یافت و آتش آن تند شد.
به نظر می رسد ما نیاز به بازخوانی مشی سیاسی امام علی (ع) بر اساس همان اصولی داریم که خود وی بدان پایبند بود. دو جمله تاریخی از آن حضرت هست: نخست این جمله که فرمود: «نَحْنُ النُّمْرُقَةُ الْوُسْطَى بِهَا یَلْحَقُ التَّالِی وَ إِلَیْهَا یَرْجِعُ الْغَال»، ما وسادة میانی روی سوار هستیم که هر که وامانده به ما می پیوندد و هر کسی که تندرو است، به ما باز می گردد. [نُمرقه فرشی است که روی زین سوار می گذارند و روی آن می نشینند. برای استعاره تعادل و میانه بودن از این لفظ استفاده شده است]
همین نقل به شکل دیگری از امام صادق(ع) در شرح روش امام علی(ع) نقل شده است. امام صادق(ع) فرمود: یکی از اشراف عرب نزد امام آمد. حضرت پرسیدند: آیا در بلاد شما کسانی هستند که خود را به کار خیر شهرت داده ‌اند و جز به آن شناخته نمی شوند؟ گفت بلی. فرمودند آیا گروهی هستند که خود را به شر شناسانده‌اند و جز به آن شناخته نمی شوند؟ گفت آری. حضرت فرمودند: آیا در میان شما کسانی هستند که از بدیها دوری می کنند و کارهای نیک انجام می‌دهند؟ گفت: بلی. حضرت فرمودند: اینها بهترین های امت محمد(ص) هستند، همان گروه میانه که تندرو ها باید به سوی آنها برگردند و کندروها به آنان بپیوندند. [بحار: 56/178] تندروها کسانی هستند که می خواهند صرفا خود را به کار خیر بشناسانند و امام با تأکید روی اعتدال، پرهیز از بدی و تمایل به خوبی را ملاک می داند.
بعدها امام باقر و صادق علیهما السلام از شیعیان می خواستند که این ویژگی وسطیت را حفظ کنند.
امام علی علیه السلام در سخن دیگری نیز باز تندروی و کند روی را نادرست خوانده و با تأکید بر این که «الْیَمِینُ وَ الشِّمَالُ مَضَلَّةٌ» تأکید نمودند که «وَ الطَّرِیقُ الْوُسْطَى هِیَ الْجَادَّةُ» و سپس فرمودند این راهی است که قرآن و نبوت روی آن تأکید دارند. مسیری که منفذ سنت است و مسیر عاقبت. سپس فرمودند: جهالت در یک شخص به این است که قدر و اندازه خویش را نشناسد. (نهج البلاغه، ص 59)
خداوند توفیق شناخت قدر خودمان را به خودمان عنایت کند تا پای از گلیم خویش بیرون ننهیم.

+ نوشته شده در ۵/۳/۱۳۹۲ساعت ۱۸:۵۵ توسط رضا طاهرنژاد جوزم دسته : | نظر(0)

سريال آب پريا و مهمترین پیام آن

 

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صلی علی محمد و ال محمد

سریال آب پریا و مهمترین پیام آن  :

سريال آب پريا حفظ محيط زيست


یکی از بهترین سریالهای که در دفاع از محیط زیست  کشورمان تهیه و از سیمای جمهوری اسلامی ایران در بهار 1392 پخش گردید" سریال آب پریا "ست.

این مجموعه بخوبی نشان میدهد که طبیعت کشور عزیزمان ، ایران چگونه در حال تخریب است و ما متوجه این امر مهم نیستیم .

واقعا جای سوال دارد چگونه در نقطه ای " بعضی مردم " به سادگی " آب " را اسراف میکنند در حالی که در نقطه دیگر همین کشور عده ای بخاطرتهیه یک ظرف چند لیتری آب مسافت زیادی را طی میکنند ؟

سريال آب پريا حفظ محيط زيست


استان یزد یک نمونه از نقاط خشک و کم آب کشورمان است ، استانهای کرمان ، سیستان و بلوچستان ، خراسان جنوبی و... را هم میتوان به آن اضافه کرد . ضمن اینکه از گذشته دور در مناطق کم آب، بدترین راه یعنی حَفرچاه عمیق برای رفع مشکل کم آبی به اجراء در آمده است . در حالی که میتوان و باید قنوات را احیاء نمود و جلوی استفاده از چاه های عمیق را گرفت .

یکی دیگر از مسائل و مشکلات مورداشاره در این مجموعه، آلوده کردن رودخانه ها در مناطق کوهستانی کشورمان است که ما به دوصورت آنرا انجام میدهیم . یا بوسیله کارخانه ها و مواد شیمیای آنرا آلوده میکنیم و یا بواسطه ریختن زباله هنگام گردش و تفریح مرتکب آن میشویم .

سريال آب پريا حفظ محيط زيست


در راستایی حفظ و پاکیزگی رودخانه ها هم سازمان  محیط زیست باید بیدارتر از گذشته به وظایف خود عمل کند و هم مردم باید رعایت پاکیزگی در طبیعت را بنمایند .

 آلوده کردن جنگلها و مراتع توسط ما انسانهای با سواد و مدعی تمدن امروز کار دیگریست که در هنگام گردش و تفریح انجام میدهیم و در عین حال تاسف میخوریم که چرا طبیعت ما از بین میرود !

همچنین با دست خودمان جنگلها را برای ساخت شهرک های ویلای تخریب میکنیم و یا بدنبال سود بیشتر کارخانه های چوب بری آنرا(جنگل) را از بین میبرند وما هواسمان به این " جرم " مان نیست !

سريال آب پريا حفظ محيط زيست

میتوان دریاچه ها را احیاء کرد و از خشک شدن بیشتر آنها جلوگیری نمود و میتوان و باید از محیط زیست پرندگان و حیوانات بومی کشورمان حفاظت کرد .

میتوانیم کشوری داشته باشیم که مشکل آب نداشته باشد ومیتوانیم از طبیعت چهار فصل کشورمان لذت ببریم ،  بشرط آنکه :

 هر کسی به بهترین شکل وظیف خود را انجام دهد

خانواده ها در هنگام گردش و تفریح در طبیعت فقط یک " کیسه زباله " با خود داشته باشند و زباله های خود را در آن ریخته ، در جای مخصوص زباله قرار دهند ضمن اینکه در منزل از اسراف آب جلوگیری نمایند . به همین سادگی میتوان خود و آیندگان را از طبیعت زیبا بهرمند نمود . اسلام هم دستور به پاگیزگی و نهی از هر گونه اسراف را به ما میآموزد .  

مسئولین هم باید وظایف خود را در این زمینه به بهترین شکل انجام دهند . این مسئله نباید بصورت یک شعار باقی بماند  ، باید که به آن توجه خاص نمود زیرا حیات خود ما در خطر است .

مهمترین پیام  مجموعه تلوزیونی " آب پریا " هم همین است که ما طبیعت کشورمان را حفظ و احیاء نماییم و این یک وظیفه است .

در هر حال باید از تمام کسانی که در ساخت این مجموعه تلوزیونی زحمت کشیدن تشکر کرد .

 به امید روزی که هوای شهرمان تمیز ، رودخانه ها و قنواتمان  پر آب و زلال ، جنگلهایمان انبوه و طبیعت مان پاک و باصفا شود .

                                                           

                                          رضا طاهرنژاد جوزم

+ نوشته شده در ۱/۲/۱۳۹۲ساعت ۲۱:۱۱ توسط رضا طاهرنژاد جوزم دسته : | نظر(0)

شهداء ؛ چرا ما شرمنده ایم ؟

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صلی علی محمد وال محمد

شهداء ؛ چرا ما شرمنده ایم ؟

شهید

شهادت یک واژه است ویک مقام

و شهید کسی میباشد که " در راه رضای خدا کشته شده باشد ".

و شهیدان ، شاهدان خداهستند در طول تاریخ از هابیل گرفته تا به امروز و در همه جا  . مقام شهید را فقط خدا میداند و بس . شهدای بدر ، احد .... کربلا ... و شهدای انقلاب اسلامی و شهدای جنگ تحمیلی .

شهادت یک  مقام  است که به گروه خاصی از انسانها داده میشود ، به انسانهای که در زمان مناسب انتخاب درستی انجام داده باشند و سوال اینجاست که :

چگونه انسان میتواند در زمان مناسب انتخاب درستی انجام دهد ؟ آیا هر کسی میتواند زمان مناسب را پیدا کند و بشناسد ؟  انتخاب درست چگونه انجام میگیرد ؟

چرا " حرّ بن یزید ریاحی " میتواند در زمان مناسب انتخاب درستی داشته باشد ولی" سلیمان بن صرد خزایی " نمیتواند ؟

" ابراهیم بن مالک اشتر" در همان زمان کجا ست ؟

مدتهاست از جنگ تحمیلی عراق علیه ایران میگذرد و ما هرچه به جلوتر میرویم بیشتر میگویم : " شهداء ما شرمنده ایم " ،چرا این جمله را میگویم ؟ آیا میشود ما شرمنده شهداء نباشیم ؟ آیا میشود خود ما شهیدی از شهیدان باشیم ؟ و افتخاری برای بشریّت ؟

میشود ؛ بله ، میشود ولی

باید ابتداء شناخت راه خدا را بوسیله " قرآن " و پیروی از مفسران عملی قرآن یعنی پیامبر(ص) و اهلبّیت پاکش(ع) . باید راه را شناخت و پشت سر امام زمان (ع) بود که اگر پشت سر امام زمانت نباشی فرقی نمیکند که کجا باشید .

شهدای انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی به شناخت رسیده بودند . و ما باید " شناخت" را هم بفهمیم که اگربه "شناخت" نرسیم ولی فکر کنیم که درست شناخته ایم ، میشویم " سلیمان بن صرد خزایی " که بعدا باید توّاب شویم تازه اگر خدا قبول کند .

ما نباید راه شهیدان را بصورت یک اتوبان بن بست درآوریم وبجای اینکه آن راه را ادامه دهیم ،طول مسیر مشخصی را تزیین کنیم ، جدول بگذاریم ، بلوار درست کنیم و در اطرافش درخت بکاریم و بگویم شهداء ما شرمنده ایم ،خود را فریب دهیم امّا مسیربسته بماند .

 بدانیم شهیدان ابتداء قرآن بدست بدنبال امام زمان(ع) خود رفتند و پشت سر امام زمان(ع)خود بعد از شناخت دین ، خود سازی کردند و بعد از خود سازی با شناخت مراتب امر به معروف ونهی از منکر به سراغ جامعه خود رفتند و جامعه را نیز ساختند و شرمنده شهدای خود نیز نشدند و به مقام شهادت هم رسیدند .

باید بدانیم شهید نزد خدا عزیز است چه پشت سر امام حسن مجتبی(ع) در میدان صلح وصبرباشد یا پشت سر امام حسین(ع)  در میدان جنگ کربلا یا پشت سر امام باقر (ع) و امام صادق (ع)   در میدان علم .

                                            میزان عمل است نه شعار

                                  عمل کنیم و نگویم شهداء ما شرمنده ایم .

                                            

                                             رضا طاهرنژادجوزم

                                                    التماس دعا

+ نوشته شده در ۴/۱/۱۳۹۲ساعت ۱۲:۳۴ توسط رضا طاهرنژاد جوزم دسته : | نظر(0)

چهارشنبه سوری

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صلی علی محمد وال محمد

چهارشنبه سوری :

چهارشنبه سوری

یکی از جشنهای ایرانیان باستان " چهارشنبه سوری " نام داشته است .

جدا از نگاه اسلام به اینگونه جشنها یا مراسمها ، خوب یا بد بودن آن ؛ باید دید آیا ایرانیان باستان ، یا همان زرتشتیان کهن این جشن را به این صورت که در حال حاضربرگزار میشود انجام میداده ند ؟ آیا در آن زمان در بعد ازظهر سه شنبه آخر سال خانواده ها دچارترس و واهمه بوده اند ؟


 چهارشنبه سوری

آیا در آن زمان تمامی مراکز درمانی موجود در آماده باش کامل آنهم از چند روز قبل قرار داشته اند ؟

چهارشنبه سوری


 

آیا لازم میبود " ایرانیان باستان " در این روز خاص گروهی را بصورت آماده باش کامل به نام " آتش نشان " داشته باشند ؟

چهارشنبه سوری

 

آیا درسه شنبه آخرسال باستان به خاطر انجام این مراسم (چهار شنبه سوری ) دستی قطع میشد یا چشمی کور میگشت ؟

چهارشنبه سوری

آیا زنان بار دار در دوران باستان از ترس صدای مواد منفجره در اینروز نوزاد داخل شکم خود را از دست میدادند ؟

آیا به خاطر انجام مثلا سنت پدری ( یا همان چهار شنبه سوری) در ایران باستان، خانواده ای داغدار میگشت ؟

چهارشنبه سوری

ما مدعیان تمدن امروز باید که حداقل به اندازه ادعایمان به این مسائل فکر کنیم .

مواظب بچه هایمان در این روز باشیم

اگر رضای خدا برایمان مهم نیست ، حداقل به آن عقلانیّتی که مدعی آن هستیم عمل کنیم .

                                                  رضا طاهرنژاد جوزم

+ نوشته شده در ۲۶/۱۲/۱۳۹۱ساعت ۲۲:۳۲ توسط رضا طاهرنژاد جوزم دسته : | نظر(0)

احتمال حذف تعطیلی تاسوعا و 29 صفر

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صلی علی محمد و ال محمد

احتمال حذف تعطیلی تاسوعا و 29 صفر

کد خبر: 305012

تاریخ انتشار: 07 اسفند 1391 - 00:27

یک نماینده مجلس از بررسی طرح حذف تعطیلی تاسوعای حسینی و شهادت امام رضا(ع) توسط نمایندگان مجلس خبرداد.

به گزارش خبرگزاری دانشجو، نماینده مردم شهرستان های نجف آباد و تیران و کرون از کاهش تعطیلات رسمی در کشور خبرداد.

 

ابوالفضل ابوترابی با اشاره به صدماتی که تعطیلات برای کشور دارد از طرح مجلس برای کاستن از آنها خبر داد.

 

وی افزود: طرح حذف 9 روز از تعطیلات رسمی کشور همانند روز 12 فروردین، تاسوعای حسینی، شهادت امام رضا(ع) و مواردی از این قبیل با امضای نمایندگان بررسی خواهد شد تا در صورت تصویب در مجلس اجرایی شود.

 

http://www.tabnak.ir/fa/news/305012

این خبری بود که روز 7 اسفند 1391بر روی سایت خبری تابناک قرار گرفت

اگر در تاریخ گشتی بزنیم میبینیم هر گاه دولتها قصد دست کاری یا جابجای در تقویم های مذهبی را داشتند با برخورد جّدی و دندان شکن عالمان دین روبرو میشدند(مانند تغییر تقویم هجری شمسی به پادشاهی در زمان پهلوی دوّم ) و مردم هم همیشه پشتیبان مراجع مجاهد بودند .

اماّ چند سالیست که حرکتی مرموز در حال شکل گیریست و این حرکت با سکوت پرمعنای عالمان دین هم همراه است .

 این در حالی است که مدت هاست بعضی ها فریاد برآورده اند که عید فطر و قربان باید هر کدام 3روز تعطیل باشند و تلاشهای زیادی را هم دراین زمینه انجام داده اند تا آن را در مجلس تصویب کنند و استدلالشان هم این بوده که اهل سنت در کشورهای عربی این دوعید بزرگ اسلامی را 3 روز تعطیل میکنند .

و از طرفی میدانیم خیلی از ادارات و اکثر آموزشگاه ها و مدارس در روز های پنج شنبه تعطیل میباشند .

 چرا سراغ تاسوعای حسینی (ع) رفته اند ؟

                                        تاسوعا

اگر مشکل زیادی تعطیلات در ایام سال است ، چرا اصرار بر اضافه کردن تعطیلی در روز های دیگر دارید(مانند عید قربان و عید فطر) ؟

چرا سراغ 12فروردین رفته اند ؟ روزهای زیادی هست که میتوان تعطیلی آن را برداشت .

12فروردین روز" جمهوری اسلامی ایران " است . شاید هنوز زمان را برای حمله به روز22بهمن و برداشتن تعطیلی آن روز مناسب نمیبینند ؟

در رابطه با محرم این موضوع قابل ذکر است که در چند سال گذشته در بعضی مساجد وحسینیه ها اینگونه تلقین شد که عزاداری فقط باید در داخل این مکان ها انجام شود و عزای امام حسین(ع) نباید به خیابانها کشیده شود ، شاید فراموش کرده اند که همینگونه عزاداری ها بود که باعث پیروزی انقلاب اسلامی گردید  .

چه دستهای پشت پرده میباشد ؟

چرا عالمان دین و مراجع بزرگوار خاموشند ؟

در اینکه عده ای در پوشش دین با حرکت حضرت امام خمینی(ره) در جهت انقلاب مخالف بودند شکی نیست !!! ولی چرا میخواهند نور امام حسین(ع) را خاموش کنند ؟

 و چرا مراجع در باره آنها سکوت میکنند ؟

  

                 به امید برخورد عالمان دین با اینگونه حرکات انحرافی

               

                                          رضا طاهرنژاد

+ نوشته شده در ۹/۱۲/۱۳۹۱ساعت ۲۲:۵۴ توسط رضا طاهرنژاد جوزم دسته : | نظر(0)

عید نوروز نزدیک است

بسم الله الرحمن الرحیم

 اللهم صلی علی محمد و ال محمد

عید نوروز نزدیک است

علی بن ابی طالب(ع) را همه میشناسند ، در یک جمله "مرد خدا " بود  یعنی  " مردعمل " به دستورات خدا در میدان زندگی ، در برخورد با مشکلات خوب فکر میکرد آنگونه که در خطبه شقشقیه  فرمود .

 در تصمیم گیریها تنها رضای خدا را در نظر میگرفت ، وقتی لازم بود در میدان جنگ حاضر میشد و مجاهدانه با دشمنان میجنگید و وقتی مصلحت می دید مجاهدانه صبر میکرد . هیچ وقت دیده نشد روی سخن پیامبر(ص) سخنی بگوید و به ایشان معترض شود .

در طول زندگی پر بارش هیچ گاه  و در هیچ زمانی از فقراء و مستضعفین غافل نشد ، چه زمانی که در مدینه بود (نقل است چاهی را حفر کرد تا با اندازه گلوی شتر از آن آب بیرون آمد ، وقتی از چاه بیرون شد ، همانجا سند آن چاه را به نام دو یتیم نوشت) ، چه زمانی که در کوفه حاکم و خلیفه بود که مشهور است واحتیاجی به مثال نیست .

      عید نوروز

امّا هیچ کس در هیچ جا نقل نکرده که امام علی(ع) فقط درزمانهای مشخص مثلا ماه رمضان به مستمندان ویتیمان وفقراء کمک میفرموده .

"آن مرد خدا" هر روز کار میکرد و از درآمد حاصله به فقراء انفاق میفرمود نه برای ریا و تظاهر بلکه برای رضای خدا  . روزو شب  نمیشناخت زیرا کار برای خدا روز و شب نمیشناسد . آنگونه که حضرت حق در کتاب آسمانیش " قرآن مجید " میفرماید :

 "کسانیکه مال خود را انفاق کنند در شب و روز  نهان و آشکار آنان را پاداش نیکو نزد پروردگارشان خواهد بود  هرگز از حادثه آینده بیمناک و از امور گذشته اندوهگین نخواهند گشت " سوره بقره، آیه274

درجامعه ما زیاد دیده میشود که افراد وقتی عملی را انجام می دهند آن عمل را با واژیه " یا علی " متبرک میسازند . شخص میخواهد از زمین بلند شود میگوید " یا علی " ، میخواهد بنشیند میگوید " یا علی " و .... .

ولی باید دید آیا در جریان زندگی  از سیره عملی ایشان استفاده میشود ؟

 یعنی سیره  عملی "امام علی(ع) "  در زندگی افراد جاری میگردد ؟

عید نوروز نزدیک است

یا مقلب القلوب و البصار

عید نوروز نزدیک است ومشکلات یتیمان جامعه و فقراء و مستضعفین بیشتر از سالهای پیش

 وما خود را پیرو امام علی(ع) میدانیم .

آیا میدانیم که  حضرت علی (ع) در نامه 47نهج البلاغه فرمود( وصیت نامه حضرت) :

" ... خدا را خدا را درباره یتیمان ، آنان را گاهی سیر و گاهی گرسنه مگذارید ، مبادا در کنار شما تباه شوند .... "

عید نوروز نزدیک است

بیایم ما که خود را پیروحضرت علی(ع) میدانیم ، علی وار شب عیدمان را با نیازمندان جامعه تقسیم کنیم ، و ابتدا سراغ این طبقه نیازمند بین بستگان خود برویم ،ابتدا پدر و مادر، یتیمان وبعد سراغ دیگران .

زیرا خداوند رحمان و رحیم فرموده :

 " ای پیغمبر از تو سوال کنند در راه خدا چه انفاق کنیم  بگو هر آنچه از مال خود انفاق کنید درباره پدر و مادر و خویشان و فقیران و راه گذران رواست و هر نیکوئی کنید خدا بر آن آگاه است " سوره بقره، آیه 215

امّا و   امّا مانند امام علی (ع)  ناشناس ، شبانه ، درخفا با یک دنیا درد و رنج ولی با تبسّم .

غرور کسی را نشکنیم و کسی را نرنجانیم

شب عید نزدیک است و ما خود راشیعه علی(ع) میپنداریم

در این بین پدربزرگها و مادر بزرگها را فراموش نکنیم ، شاید که فرزندان و نوه هایشان بیایند و آنها شرمسار آنها شوند .

اگرتوانستیم و دلی را شاد کردیم ، بدانیم خدا را خشنود ساخته ایم و اگر توانستیم یتیمی را در این عید نوروز بخندانیم ؛ بدون ریا ، بدون تظاهر و بدون توقع ، آنوقت مدعی بشویم که شاید شیعه علی(ع) شده ایم

 (( شب عید نزدیک است و ما مدعی پیروی از علی بن ابی طالب (ع) هستیم ))

 

                                                         رضا طاهرنژاد جوزم

+ نوشته شده در ۲۸/۱۱/۱۳۹۱ساعت ۱۴:۰۸ توسط رضا طاهرنژاد جوزم دسته : | نظر(0)

حرمت انقلاب اسلامی و اهداف آنرا پاس بداریم

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صلی علی محمد و ال محمد

حرمت انقلاب اسلامی و اهداف آنرا پاس بداریم

بعد از سالها کوشش و مجاهدت عالمان دین و مردم ایران ، حکومت حاکمان مستبد و عموما دست نشانده در سال 1357 هجری شمسی سرنگون شد وبعد از حدود 1400سال اولین حکومت شیعه با رای مردم روی کار آمد .

این حکومت نو پا از همان آغازمورد تعرض مخالفان ، منافقان و دشمنان خارجی بصورتهای مختلفی از جمله تحمیل جنگ هشت ساله ، ترورها وبمبگذاری ها و... قرار گرفت ولی با پیروی عاقلانه مردم از رهبر کبیر انقلاب ، حضرت امام خمینی(ره) همه این توطئه ها خنثی شد . در همان آغاز اختلاف بین نیروهای انقلاب وجود داشت ولی عظمت روحی و علمی حضرت امام (ره) از یک سو و اعتماد عالمانه مردم به این مرد بزرگ(ره) و تبعّیت مسئولین از فرامین ایشان این اختلافات را بسویی کشاند که باعث حرج و مرج و جنگ و دعواهای کودکانه  داخلی که نشد ،بلکه باعث پیش رفت و تعالی انقلاب نیز گردید .
                       حضرت امام خمینی(ره)

 در راه پیروز این انقلاب خونها ریخته و شکنجه ها صورت پذیرفت ،و برای حفظ آن داغها دیده شد و سختیها تجربه گردید .

 این همه رنج و مشقت و سختی ، خونهای که ریخته شد و ... این مسئولیت را بر دوش همه ما ایرانیان میگذارد که بیندیشیم برای چه انقلاب کردیم ؟ پیران ما یا بزرگان، مادران و پدران ما چه نتیجه ای از این انقلاب میخواستند ؟ به چه کسانی اعتماد کردند ؟ و ...

و بیندیشیم چرا به این نقطه رسیدیم که با توجه به این همه پیشرفت در حوزه های مختلف مخصوصا حوزه های " فضایی" و" نظامی " مخصوصا ساخت "هواپیماهایی جنگی " ، " زیر دریایی " و ...  که آرزوی بعضی کشورهای جهان مخصوصا کشورهای منطقه میباشد ،چرا بعضی مسئولین حرمتها را رعایت نمیکنند ؟!!!
                قاهر 313
                                   زیر دریایی ساخت ایران

چرا به سادگی به همه تهمت میزنند ؟ چرا اختلاف ها را در بدترین زمان ممکن و در پیش بدترین دشمنان دین و اسلام آشکار میکنند ؟ آیا خود دارای عصمت کبری هستند ؟

آنان که خود را پیرو ولایت میدانند ، چرا سخنان رهبر را زیر پا میگذارند ؟

مگر ایشان((آیت الله خامنه ای(دامة برکاتة))) کم توصیه به وحدت و جلوگیری از اختلاف کردند ؟

چه کسی از این اختلافات سود میبرد و به آن دامن میزند ؟

در هر حال مسئولین و مردم باید برای حفظ این نظام اسلامی که به راحتی بدست نیامده و خاریست در چشم دشمنان خدا، آنان که در زمان جنگ در اروپا خوش میگذراندند ومیگذرانند و هیچ مسئولیتی نسبت به هیچ چیز ندارند و حاضرند ایران را و اسلام را به هر قیمتی تحویل ابرقدرتها بدهند تا خود مدتی از دنیا بهره ببرند (بی بی سی نشین ها ) ، به " وحدت کلمه "که توصیه حضرت امام راحل (ره) میباشد برسند و این وحدت باید زیر سایه رهبری و ملاک آن نیز ثقلین  باشد .

                                                   

                                           رضا طاهرنژاد جوزم

+ نوشته شده در ۱۹/۱۱/۱۳۹۱ساعت ۲۳:۴۶ توسط رضا طاهرنژاد جوزم دسته : | نظر(0)

از " صله رحم " در مقابل " آفات "مراقبت کنیم

بسم الله الرحمن الرحیم

 

اللهم صلی علی محمد و ال محمد

صله رحم


 

 

 

انسان موجودیست دارای سه " نیرو" در وجود خود :

1-قوّه عاقله : که همان نیروی تفکر در وجود آدمیست که فرق میان او و  حیوان است  .

2-قوّه شهویّه : که اگر تحت نظر نیروی عقل قرار نگیرد ، یکی از مراکز فساد در وجود انسان میشود .

3-قوّه غضبیّه : این نیرو هم باید تحت کنترل عقل باشد تا انسان دچار فسادنشود .

این سه نیرو به این شکل محل فسادند مگر اینکه به نقطه فضیلت خود برسند و توسط عقل کنترل شوند . فضیلت قوه عاقله که خود به عقل نظری و عقل عملی تقسیم میشود ، بدین صورت است : برای عقل نظری میشود حکمت و برای عقل عملی میشود عدالت .

فضیلت قوه شهویّه میشود ؛" عفت " و فضیلت قوه غضبیّه میشود هم شجاعت و هم حلم و صبوری .

 باید همیشه متوجه این موضوع باشیم که انسان در صورتی هم که این سه نیرو را تحت کنترل عقل در بیاورد باز هم مورد تهاجم وسوسه های شیطانی قرار میگیرد .

حال توجه داشته باشیم دستوراتی که توسط دین مبین اسلام به انسان داده شده برای تعالی اوست است ، اگر اینچنین نبود که قوه عاقله در وجود آدمی معنا پیدا نمیکرد و اسم انسان یک اسم حیوانی میشد ؛ مثل شیر ، پلنگ ، گرگ ، گاو و ... .

پس انسان باید همیشه این نیروها (عقلشهوتغضب ) را تحت کنترل خود داشته باشد و مراقب وساوس شیطان هم باشد و بداند که همه انسانها هم مثل خودش دارای چنین نیروهای هستند و همیشه مورد تهاجم وسوسه شیطان هم قرار دارند. این انسان در جامعه زندگی میکند و روابط اجتماعی اگر درست معنا و پیاده شوند باعث آسایش اویند .

یکی از روابط اجتماعی سفارش شده در اسلام " صله رحم " میباشد . " صله رحم " در لغت به معنی ( اتحاد و پیوستگی خویشاوندان ) است . امّا باید دانست در انجام این امر سفارش شده و مستحب که برکات زیادی نیز به همراه دارد ، همیشه باید مراقب وسوسه های شیطانی بود .

  (( خانواده ها بیشتر، خود را در مقابل چشم های ناپاک غریبه حفظ میکنند زیرا آنها را نامحرم میدانند و خود را برای مقابله با ایشان آماده کرده اند)) .
 
        شیطان نفس و صله رحم


ولی بعضی وقتها غافل میشود که هر انسان دارای قوّه شهویّه میباشد و این انسان میتواند حتی " برادر " شخص باشد . در بعضی خانواده ها زیاد به مسائل مربوط به محرم یا نامحرم بودن افراد توجه نمیشود وهمه خانم ها " خواهر " و همه آقایان "برادر " فرض میشوند ، غافل از اینکه همیشه " شیطان نفس " در کمینگاه ، آماده وسوسه کردن است . قصد بر این نیست که روابط بین خانواده ها یا همان " صله رحم " قطع شود بلکه منظور اینست که این روابط (بسیار پسندیده ) کنترل شده باشد .مثلا ؛ گفته نشود باجناق یا شوهر خواهر فرد مانند برادر اوهستند تا صمیمیّت ها بیش از حد کنترل بالا رود و مسائلی غیر قابل باور پیش آید .

خانواده ها همیشه بطور محسوس یا نا محصوص مراقب رفت و آمد فرزندان خواهر یا برادر خود به منزل خود باشند . بعضی آمد و شد های خانوادگی باید از " حد  معقول " تجاوز نکند . " زن " در خانواده همیشه باید خود را در مقابل شوهر خواهر ، برادر شوهر و دیگر افراد نامحرم حفظ کند . نگوید و نگویند آنها  مانند برادر م میباشند . نوع سخن گفتن " زن " با نامحرمان یکی از عوامل تحریک میباشد و زن باید آنرا مورد توجه قرار دهد .

در همه جای جهان خانواده ها ی هم که دید مذهبی ضعیف دارند یا اصلا مذهبی نیستند با تجاوز به حریم خود مقابله میکنند پس این (( حفظ حریم خانه و خانواده)) در تمام جهان عمومیّت دارد مگر افراد کاملا فاسد که خود مجرم نیز میباشند .

این مطلب را همیشه در ذهن خویش مورد توجه قرار دهیم که : بعضی پشیمانیها بسیار (( دردناک )) میباشند وبا بعضی مراقبتهای ساده میتوان جلوی این پشیمانیها را گرفت .کار بعضی خانواده ها به خاطر مورد توجه قرار ندادن بعضی مسائل پیش پا افتاده به جدائی کشیده شده یا در بعضی موارد به خاطر حفظ آبرو یا داشتن فرزند ، افراد ( زن و مرد ) با ناراحتی همدیگر را تحمل میکنند . در صورتی که اگر و تنها اگر در رفت و آمدهای ساده خانوادگی یا همان " صله رحم " یک مقدار به حریم خود احترام میگذاشتن و مسائل مربوط به محرم یا نامحرم بودن افراد و نوع سخن گفتن با آنها را رعایت میکردند هرگز این مشکلات پیش نمیآمد .

                                       رضا طاهرنژاد جوزم

+ نوشته شده در ۲۸/۱۰/۱۳۹۱ساعت ۱۷:۰۱ توسط رضا طاهرنژاد جوزم دسته : | نظر(0)

دفاع از اسلام با خطبه ی امام سجاد(ع) در شام

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صلی علی محمد و ال محمد

دفاع از اسلام با خطبه ی امام سجاد(ع) در شام :


                    خطبه امام سجاد(ع) در شام

 

اولیای خدا فرموده اند ؛دفاع از اسلام انواع و مراتبی دارد مثل مرتبه ی دستی ، زبانی، قلبی و ... .اهلبیت امام حسین (ع) با همه ی وجود و همه ی مراتب از اسلام دفاع کردند . از جمله حضرت امام سجاد(ع) در خطبه ای که در شهر شام ایراد فرمود ، آنهم در مقابل ستم کار حیوان صفتی مثل یزید ،دفاع جانانه ای از اسلام ناب محمد ی(ص)انجام دادند .

روزجمعه ای امام زین العابدین(ع) در مسجد اموی شام حضور داشت ، یزید به خطیب مخصوص دستور داد تا به منبر رفته از بنی امیه تعریف و از حسین علیه السلام انتقاد نماید ، او هم اینکار را انجام داد . امام سجاد(ع) از این همه انحراف و حق کشی و دروغ پردازی به تنگ آمد و خطبه ای ایراد فرمودند ؛ امام(ع) با ایراد این خطبه هفت نکته اساسی را یادآوری فرمود :

   1-خود را منبع علم و حلم معرفی کرد ، یعنی منبع کمالات ما (اهلبیّت) هستیم ؛ اُعطینا العلم و الحلم .

   2- شجاعت را در ایستادگی بر حرف خدا و استقامت در مسیر حق معرفی فرمود ؛ اعطینا الشجاعة ، یعنی شجاعت این نیست که سی هزار نفرجمع شوند و صد نفر را محاصره کرده  و بکشند .

  3- خود را فرزند مکّه معرفی کرد تا مردم بدانند که اساس و باطن حقیقی مکّه و اعمال عبادی آن ما اهلبیّت (ع) هستیم .

   4- انابن زمزم و صفا ؛ یعنی من فرزند " صفا " هستم ، چون حجاج در صفا و مروه سعی و تلاش میکنند ، پس هرکه در راه ما تلاش کند ، سعی و تلاش واقفی کرده است .

   5-  خود را فرزند کسی خواند که بهترین حج را انجام می داد ؛ انا بن خیرمن حج ، یعنی بهترین و کامل ترین عبادت ها و حج ها در ما خانواده با معرفت کامل انجام میشود .

   6 – وحی را متمرکز در بیت و خانواده ی جدّش و خود دانست و فرمود : اناابن من اوحی الیه الجلیل ما اوحی ... من فرزند کسی هستم که خدا وحی را مختص او دانسته. یعنی مردم شما فرزند ال وحی را کشتید ، بلکه به وحی اهانت کردید و در مقابل وحی موضع گرفتید .

   7 – همراهی همیشگی با پیامبر (ص) را مختصّ جدش علی(ع) دانست ؛ انا ابن من ضرب بین یدی رسول الله بسیفین وطعن برمحین و هاجر الهجرتین و بایع البیعتین و ...  جد ما علّی(ع) با شمشیرش ، رسولخدا(ص) را همراهی کرد و نیزه و هجرتش و بیعت او با رسول (ص) کمک ویار وحی الاهی بوده است .

  با این جمله ثابت کرد که بالاترین مقام صحابه ای و همراهی رسول (ص) از ما خانواده بوده و کسی به این اندازه به پیامبر(ص) نزدیک نبوده است ، یعنی شما به بزرگترین صحابه ی رسول الله (ص) و فرزندان او اهانت کرده اید .

وقتی یزید دید رسوا شده و ابرویش رفته دستور داد موذن اذان بگوید ، در آنجا هم حضرت زین العابدین (ع) رسوایش کرد و هنگامی که موذن گفت ؛ اشهدا ان محمدا رسول الله(ص) ، امام (ع) فرمود این محمد(ص) که نامش را با این عظمت مبرید جدّ من است یا جدّ تو ؟ ....

اینگونه امام چهارم شیعیان (ع) با ایراد یک خطبه در شهری که مدتهای طولانی تحت تاثیر تبلیغات مسموم و قوّی اموی  قرار داشت چهره حق را نشان داد و آبروی باطل را برد .

                                    والسلام

     حجة الاسلام و المسلمین حاج محمد رضا دهدست

  

+ نوشته شده در ۱۸/۱۰/۱۳۹۱ساعت ۱۰:۵۴ توسط رضا طاهرنژاد جوزم دسته : | نظر(0)

افراط و تفریط در مراسم ترحیم

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صلی علی محمد و ال محمد

افراط و تفریط در مراسم ترحیم :

مراسم ترحیم ؛ مراسمی است در جهت بزرگداشت شخصی که از دنیا رفته ، همچنین ابراز همدردی با بازماندگان شخص متوفی .این مراسم در سراسر دنیا توسط مردم با اعتقادات مختلف به  شکلهای گوناگون برگذار میگردد .

در ایران این مراسم (ترحیم) با برگذاری جلساتی و شرکت اقوام ،دوستان و آشنایان میّت ، درشب ، سوّم ، هفتم  ، چهلم  و سال بعد از مرگ شخص، عموما  در مساجد و گاهی در حسینیه ها با تلاوت قرآن و ایرادسخنرانی توسط عالمان دین در جهت ترویج شعائر اسلامی و یاداوری اینکه همه ، روزی خواهند مرد و همچنین ذکر مصیبت اهلبیت (ع) توسط سخنران و مداحان برگذار میگردد تا از نتیجه برگذاری این مراسم به روح مرحوم  صوابی برسد و همچنین مردم در کنار خانواده داغدار قرار گرفته و ابراز همدردی نمایند .

با همدردی مردم ، درست است که مرده زنده نمیشود ولی خانواده میّت راحت تر میتوانند غم از دست دادن عزیز خود را تحمل نمایند .در مناطق مختلف ایران مراسم ختم یا همان ترحیم  به همین شکل شاید با زمانبندیهای مختلف برگذار شود مثلا در بعضی از روستاهای استان کرمان این مراسم در سوم ، هفتم و چهلم برگذار نمی گردد، بلکه در سه شب جمعه متوالی بر سر مزار میت اجرا میگردد .

 " در هر صورت اصل قضیه برای طلب مغفرت از خداوند متعال و گرفتن حلالیّت از مردم برای میّت و قرار گرفتن در کنار خانواده ای هست که عزیزشان را از دست داده تا ضمن همدردی با ایشان شاید بتوان مشکلی از مشکلاتشان را برطرف نمود . "

امّا

        تشیع جنازه

امروزه همین مراسم از زمان تشیع جنازه که امریست بسیار مستحب و سفارش شده تا هنگام خاکسپاری ، نوع خاکسپاری  ، مکان خاکسپاری ، اطعام مهمانان که یک امر عرفیست نه واجب ، برگذاری جلسات ترحیم بصورت یاد شده ،انتخاب نوع سنگ قبر، همه و همه دچاره افراط و تفریط در همه زمینه ها شده .

این افراط و تفریط در برگذاری مراسم ختم باعث ایجاد انواع مشکلات مالی و غیره ( مثلا تهیه محل اسکان برای تعداد زیاد مهمانانی است که از شهرهای مختلف برای شرکت در تمام این مراسم میآیند و آنرا{شرکت در تمام مراسم ترحیم } یک رسم غیر قابل تغییر میدانند ) برای خانواده معزا میگردد که خود عزایی دیگراست !

در صورتی که در هیچ جای اسلام به انجام چنین افراط و تفریط های سفارش نشده که مثلا خانواده صاحب عزا، همه مهمانان شرکت کننده در تشیع جنازه و برگذاری جلسلات ترحیم  را اطعام کنند بلکه سفارش بر اینست که همسایگان تا سه روز غذای خانواده داغدیده را تهیه کنند . در اسلام تاکید شده که میّت روی زمین نماند و در قبرستان مسلمین دفن شود نه اینکه حتما در فلا ن قطعه قبرستان که قیمتش چندین میلیون تومان است دفن شود یا فلان سنگ قبر گران قیمت بر روی مزارمتوفی نصب شده تا هم هزینه های خانواده داغدیده بالا رود و هم باعث چشم و هم چشمی های بعدی شود .

" البته در بعضی موارد ، مانند رفتن برای صرف  غذا و موارد مشابه مردم هم باید رعایت اینگونه مسائل را بکنند ."

یکی دیگر از موارد وارد شده غلط در برگذاری مراسم ترحیم، نوشتن انواع پلاکارد و همچنین فرستادن انواع تاج گل توسط فامیل ، دوستان و آشنایان است که معلوم نیست چه خیر و برکتی برای متوفی و خانواده اش در بردارد .

بسیار خوبست سنتهای غلط و شعاری ملل دیگر را وارد سنتهای خودمان نکنیم بلکه بکوشیم سنتهای خوب مردم خود را شناخته و آنرا ترویج دهیم .

ارسال تاج گل برداشتی از  فیلمها ، وسنتهای غلط غربیست که در آن وقتی یک ثروتمند از دنیا میرود برای ایجاد عظمت نسبت به شخص متوفی ، ثروتمندان تاج گلهای را توسط شرکتهای انجام دهنده مراسم تشیع جنازه پشت کاروان تشیع روان میسازند و اغلب خود نیز در آن مراسم شرکت نمیکنند . مصرف دیگر تاج گل در اروپا اینستکه وقتی شخصی از دنیا میرود ، مثلا برادر زاده یا خواهر زاده یا اقوام نزدیک یا دوستان آن مرحوم وقتی فرصت شرکت در مراسم خاکسپاری را ندارند یا میّت زیاد برایشان مهم نیست برای آبرو داری تاج گلی را بر سر مزار میفرستند .


                       تاج گل

آیا درست است جامعه ایرانی اسلامی با آنهمه سنتهای غنی اجتماعی ؛  این سنت غلط را از جامعه ای که بخاطر نبود پیوندهای مستحکم خانوادگی ورواج انواع فسادهای اخلاقی  در حال از هم پاچیدن است کپی کرده در جامعه خود جاری سازد ؟ به چه منظور و با چه هدفی ؟

در بعضی اقوام ایرانی این سنت پسندیده جاریست که " وقتی فردی از دنیا میرود ، مردم برای عرض تسلیت و تشیع جنازه بسوی خانه داغدیده حرکت میکنند ، قبلا شخصی بعنوان  بزرگتر مشخص شده ، هر کس از راه میرسد مبلغی را درحد توان مالی خود به آن شخص بزرگترتقدیم میکند، پولهای جمع شده در پایان مراسم به صاحبان عزا داده میشود تا کمک حالشان بوده و در زیر هزینه های این مراسم ، معذب نشوند. وقتی شخص دیگری از دنیا میرود برای اونیز همین مراسم برگذار میگردد و .... .

 آیا بهتر نیست که بجای ترویج سنتهای غلط ، سنتهای درست خودمان را شناسایی کرده و بصورت درستی ترویج دهیم تا باری از دوش خانواده معزا برداریم  ؟

گاهی دریک مراسم ترحیم دیده میشود ،ده ها پلاکارد که پیام تسلیت بر روی آن نوشته شده بر در خانه متوفی زده شده  که بعد از مدتی باید دور انداخته شود ، این چه سودی برای مرده یا خانواده اش دارد ؟ اگر در مراسم حضور دارید که نوشته لازم نیست و اگر نتوانستید حضور داشته باشید که با یک تلفن ساده بهتر میتوان ایشان را تسلی داد .

       پلاکارد ترحیم

بسیار خوب است در انجام مراسم ترحیم ، جای " هدف " و " وسیله " با هم عوض نشود . باید دقت کرد هدف از انجام اینگونه مراسم چیست و وسیله رسیدن به این هدف به صورتی که " روح " شخص از دست رفته به آرامش برسد و خانواده او و جامعه مورد اذیّت قرار نگیرند کدام است .

باید که در انجام اینگونه مراسم احساسی عمل نکرد بلکه باید رضای خدا را در نظر گرفت  واز ترویج سنتهای غلط و نابجا جلوگیری کرد .بهتر است اول بعد از خاک سپاری و قبل از انجام مراسم ترحیم با مشورت با عالمان دین و متخصصان در امر حقوق بدهی ها(مادی و معنویی) میّت پرداخت شود ، و از مردم برای متوفی حلالیّت گرفت که این امور واجب است و دیگر مراسم در صورت درست برگذار شدن امریست  مستحب ، تا روح او معذب نباشد و بعدا در صورت لزوم دیگر مراسم انجام گردد .  

                                          التماس دعا

                                    رضا طاهرنژاد جوزم

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در ۱۳/۱۰/۱۳۹۱ساعت ۱۱:۱۹ توسط رضا طاهرنژاد جوزم دسته : | نظر(0)

تاسوعا با سالمندان و معلولین

بسم الله الرحمن الرحیم

 

اللهم صلی علی محمد و ال محمد

محرم است ، همه در تکاپوی عزای حسینی در مسجد، حسینیه و یا تکیه محل خود هستند و غافل ازاینکه عده دیگری "وجود دارند" که میخواهند در این عزای عظما شرکت کنند، بین مردم بیایند و سیاه بپوشند امّا ... .

شنبه ،4آذر1391شمسی یا 9 محرم 1434قمری ، روز تاسوعای حسینی تصمیم گرفته شد ، دسته عزاداری هیئت امام سجاد(ع)ری به طرف آسایشگاه معلولین کهریزک حرکت کند، وقتی به نزدیک آسایشگاه رسیدیم دسته های عزاداری دیگری را دیدیم که وارد آسایشگاه میشدند .

از ماشین ها پیاده شدیم ، صفها شکل گرفت ، مداح شروع به خواندن کرد و وارد آسایشگاه خیریه معلولین شدیم ، دیدیم سالمندان و معلولینی را  که آنها هم عزادار حسین(ع) هستند ....  

و چشم انتظار عباس(ع) علمدار ....

                آسایشگاه خیریه معلولین کهریزک

آسایشگاه خیریه معلولین کهریزک

آسایشگاه خیریه معلولین کهریزک

آسایشگاه خیریه معلولین کهریزک

آسایشگاه خیریه معلولین کهریزک

آسایشگاه خیریه معلولین کهریزک

آسایشگاه خیریه معلولین کهریزک

                    آسایشگاه خیریه معلولین کهریزک

آسایشگاه خیریه معلولین کهریزک

                         آسایشگاه خیریه معلولین کهریزک

آسایشگاه خیریه معلولین کهریزک

آسایشگاه خیریه معلولین کهریزک

آسایشگاه خیریه معلولین کهریزک

آسایشگاه خیریه معلولین کهریزک

آسایشگاه خیریه معلولین کهریزک

آسایشگاه خیریه معلولین کهریزک

آسایشگاه خیریه معلولین کهریزک

آسایشگاه خیریه معلولین کهریزک

آسایشگاه خیریه معلولین کهریزک

آسایشگاه خیریه معلولین کهریزک

آسایشگاه خیریه معلولین کهریزک

آسایشگاه خیریه معلولین کهریزک

آسایشگاه خیریه معلولین کهریزک

آسایشگاه خیریه معلولین کهریزک

ودر این بین خدمتگذاران و خادمین به معلولین که برای رضای خدا از سالمندان و معلولین مراقبت میکنند نیز مانند پرستار کربلا نگران و مراقب این عزیزان بودند ، خدا خیرشان بدهد .

                                     التماس دعا

+ نوشته شده در ۸/۹/۱۳۹۱ساعت ۲۲:۲۹ توسط رضا طاهرنژاد جوزم دسته : | نظر(0)

برگزاری جلسه هیئت امناء حسینیه امام سجاد(ع) برای هماهنگی مراسم محرم 1391

بسم الله الرحمن الرحیم

 اللهم صلی علی محمد و ال محمد

ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة

                          محرم 1391



جلسه هیئت امناء حسینیه امام سجاد(ع)ری با حضور اکثر اعضاء در تاریخ 31 / 6 / 1391(جمعه) ساعت 21 برگزار گردید .

این جلسه با قرائت آیاتی از قرآن کریم آغاز شد.

موضوع : تصمیم گیری در مورد برگزاری مراسم محرم

در ابتدا مسئول هیئت امناء گزارشی از عملکرد سال گذشته ، نقاط  قوت  و ضعف ارائه کردند و دیگر اعضاء نظرات خود را در این رابطه اعلام فرمودند .

                              



سپس درباره سخنران و مداح های امسال بحث و گفتگو بعمل آمد و قراربراین شد مانند سه سال گذشته  از معلم و مفسر قرآن (( استاد سید حسین صدر الحفاظ )) برای مراسم سخنرانی و مداح اهلبیت (( حاج محمد غلامی )) دعوت بعمل آید .

همچنین برگزاری مسابقات حفظ یک سوره قرآن  برای گروه های سنی مختلف و اهداء جوایز به تمام کسانیکه حفظ یک سوره را در ده روز محرم انجام دهند مورد تاکید همه اعضاء قرار گرفت .

از معلم قرآن و نهج البلاغه ((استاد سید حسین صدر الحفاظ )) دعوت به عمل آمد . 
                            استاد سید حسین صدرالفاظ



موضوع سخنرانی : در ادامه سخنرانی سالهای گذشته با موضوع (( علل بوجود آمدن حادثه کربلااز نظر قرآن ، نهج البلاغه و روایات  )) امسال نیز بحث (( بازگشت به آداب و سنن جاهلیت )) بررسی خواهد شد .

   از دوستانی که در رابطه با برگزاری مراسم محرم  نظر ( پیشنهاد یا انتقاد ) دارند خواهشمندیم نظرات خود را اعلام نمایند.

                                                                  با تشکر

                                                            رضا طاهرنژاد

                                                

 

 

 

+ نوشته شده در ۲۸/۷/۱۳۹۱ساعت ۱۴:۰۹ توسط رضا طاهرنژاد جوزم دسته : | نظر(0)

محسن قرائتی

بسم الله الرحمن الرحیم



اللهم صلی علی محمد و ال محمد


 


   محسن قرائتی :


            وقتی شخصی طلبه  میشود، میخواهد پرچم حضرت محمد (ص) را به بهترین شکل برافراشته نگه دارد ، تاریخ فقه جعفری این را میگوید.


        وقتی به مبلغین شیعه نگاه کنیم ، میبینیم حتی از جان خود مایه گذاشته اند .


    به زندگانی بزرگان شیعه حداقل در در صد سال گذشته نگاه کنیم ،چقدر ایثار میبینیم ، حضرات آیت الله العظمی برجردی در بروجرد وبعد قم ، علامه بزرگوار طباطبایی و همسر بزرگوارشان ، و حضرت امام (ره) و همه مبلغین دین مبین اسلام در مذهب شیعه . و مطلب بسیار مهم اینست که در نزد یک طلبه حوزه ، مهم نیست که که آیت الله العظمی باشی یا یک روحانی ساده، فقط مخلصانه ارشاد کردن مهم است، تاثیر تبلیغ مرحوم شیخ احمد کافی شاید از بعضی بزرگانمان بیشتر بوده، کافی از نعمتی که خدا به اوداده به بهترین شکل در تبلیغ دین مخلصانه استفاده کرد .


حجت الاسلام محسن قرائتی نیز اینگونه عمل کرد، از( نعمتی که خدا به ایشان داده بود در نوع ارتباط با مردم و چگونگی گویش و پردازش سخن) به بهترین وجه استفاده نمود.

                                            حجه الاسلام محسن قرائتی

 


 اگر ایشان برای تبلیغ برروی منبر رفته بود ، شاید اینقدر موفق نمی بود تا اینک در حضورمردمِ نشسته ، ایستادن را انتخاب کرد و فکر کردن بر این موضوع که چگونه قرآن را به مردم بگوید و راهش را نیز پیدا کرد .


 ساده گفتن ، و داستان گفتن وبوجود آوردن تبسم بر روی لبهای مردم باعث شد که مردم بسخنانش نه گوش بلکه(( دل )) دهند و دوستش داشته باشند .


اگر همه روحانی های شیعه به این فکر کنند که چگونه بهتر میتوانند با مردم کوچه و بازار ارتباط برقرار کنند ، , و نعمتهای را که خداوند به آنها داده شناسایی کرده  ودرارتباط با مردم از آن استفاده نمایند، تبلیغ دین موفقتر میگردد .


                                                  انشاءا... موفق باشد و سرفرازو سالم


                          التماس دعا


+ نوشته شده در ۲/۵/۱۳۹۱ساعت ۱۲:۳۱ توسط رضا طاهرنژاد جوزم دسته : | نظر(0)

آيا تقليد(( از عالمان دين )) کار بديست ؟(فقط براي شيعه بد است)!!!

بسم الله الرحمن الرحیم

 اللهم صلی علی محمد و ال محمد

 

آیا تقلید(( از عالمان دین )) کار بدیست ؟
                                                    علماء

مدتهاست استعمار گران و بعضی گروه های حداقل ضعیف الایمان اگر نگویم بی ایمان در حوزه دین میخواهند این تفکر را به مردم مسلمان شیعه القاء کنند که تقلید در مسائل مذهبی کار بسیار زشتی است و کسانی که این کار را انجام میدهند افراد بسیار پست و تقلید شوندگان نیز افراد سوء استفاده جو و نابکاری هستند .

 

در این زمینه تلاشهای زیادی نیز انجام داده وحتی ضرب المثل نیزاز خود تولید نموده ، و هر روز بصورت جدیدی به آن تفکر دامن میزنند .

 

سوال اساسی اینست که چرا در حوزه دین ، آنهم دین اسلام، وآنهم مذهب شیعه این کار صورت می پذیرد ؟

 

چرا به یک بودائی و یا یک هندو و یهودی و مسیحی نمی گویند ، تقلید کار میمون است ؟

 

چرا وقتی یک کشیش  مسیحی میگوید اینگونه زانو بزنید، دعا کنید، فلان دعا را بخوانید ، اینگونه بچه خود را غسل دهید، در هنگام ازدواج ، این سخنان را بر زبان آرید و .... کار زشتی نیست ؟!
                                                 مسیحی

ولی برای یک مسلمان شیعه زشت است و این فرد شیعه کار میمون را انجام میدهد ؟!                          

 چرا گروهی از مسیحیان، پروتستان و گروهی دیگر کاتولیک وارتودکس میباشند وهر کدام پیرو کشیشان مذهب خودهستند و اعمال مختص مذهب خود را انجام میدهند و این تقلید از علمای مسیحی کار میمون نیست ؟ چرا ... ؟ همچنین است در یهودیها و زرتشتی ها ، چرا وقتی یک یهودی و یا یک زرتشتی از عالم دین خود تقلید میکند کار میمون را انجام نمیدهد؟
                                                               علمای یهود 

جواب اینگونه تبلیغات را باید در خطری که اسلام شیعه ، برای استعمارگران از طرفی واز طرف دیگر برای افراد لاوبالی و هرزه بوجود آورده جستجو نمود.عالمان دین اسلام با تعالیم روح بخشی که از کتاب خدا (قرآن ) و امامان شیعه گرفته اند ، همیشه در صف اول مبارزه با طاغوتها و استعمارگران بوده ، به روشنگری وارشاد مردم پرداخته و ایشان را بر علیه آنها شورانده اند . همچنین تمام سعی خود را برای اصلاح جامعه از ابتذال و انحراف و هرزگی بکار گرفته اند .

 

 این مبارزه در طول تاریخ از ابتدایی خلقت انسان بین خیر و شر وجود داشته ، و هر زمان بصورتی خودنمایی و بُروز کرده ؛ هابیل و قابیل ... ابراهیم و نمرود... موسی و فرعون و.... و محمد(ص) و ابوجهل ها و امروز علماء شیعه در مقابل هرزگان و بی بندو بارها و طاغوتها و استعمارگران.

 

 یک عالم دین، زندگی خود را صرف فراگیری تعالیم دین مبین اسلام مینماید تا خود و جامعه خود را به صلاح وتعالی ببرد، همچنانکه یک پزشک عمر خود راصرف فراگیری علوم پزشکی کرده تا یک بیمار را از خطر مرگ برهاندو یک جامعه را از فساد میکروبی و ویروسی نجات دهد .

 

آیا همه مردم میتوانند عمر خود را صرف فراگیری علوم پزشکی کرده ، پزشک شوند ؟ آیا همه مردم میتوانند مهندس ساختمان شده ، احتیاجات خود را برطرف نمایند ؟ آیا همه مردم میتوانند راننده اتوبوس و یا ....... بشوند ؟

 

 مشخص است که نمیشود ونمیتوانند ولی شخص مریض میتواند به یک پزشک مراجعه نموده ازنسخه ای که پزشک میدهد استفاده نمایید تا سالم شود . پزشک با دادن نسخه به مریض اینگونه القاء میکند که اگر منِ پزشک در همین شرایط مریضی بودم همین داروها را میخوردم تا خوب شوم حال شما از این دارو استفاده کن تا خوب شوی ، آیا این عمل کار میمون وزشت است یا یک کار عقلانی و بسیار پسندیده ؟

 

 عالمان دین هم همین کار را انجام میدهند و با بیماریهای نظیر هرزگی و پوچیگری ، فساد ، استعمار مبارزه کرده تا جامعه با این بیماریها نمیرد . آنها مردم را بسوی خدا راهنمایی میکنند ، بسوی سعادت ، بسوی پاکی و همراه شدن با این مردان خدا و پیروی کردن از ایشان زیر سایه ولایت امام زمان (عج) افتخار است و به آن تقلید هوشمندانه میگویند .

 

تقلید کور کورانه مانند آنستکه بدون اینکه بدانی چرا ، مانند هنرپیشگان هالیودی لباس بپوشی ، مانند آنها آرایش کنی، تزئینات خانه خود را انطور که آنها نشان میدهند قرار دهی ، مانند آنها صحبت کنی ، مانند ..... و در نهایت پیوند های خانوادگی در چنین اجتماعی از بین میرود ، دیگر هیچ مردی به همسرش اعتماد نخواهد داشت ، تقلید از نظامهای غربی باعث میشود فرزندان ، والدین خود را فراموش کنند، انسان بصورت مشتری ومصرف کننده کالاهای شرکتهای استعمارگر درآید و در نهایت ارزش انسانی خود را از دست بدهد .چنانکه در غرب می بینیم ، چگونه شیطان پرستی و گرایش به آن  تبلیغ میشود .

 

                            بسیار خوب است کمی تفکر

 

 به امید ظهور منجی بشریت حضرت مهدی (عج) ونجات انسان از دست انواع فساد و هرزگی و غفلت

 

                                                                   التماس دعا

 

 

 

 

 

 

 

 
  
  

 

+ نوشته شده در ۱/۵/۱۳۹۱ساعت ۱۱:۳۳ توسط رضا طاهرنژاد جوزم دسته : | نظر(0)

چرا شیعیان نمازهای پنجگانه را در سه وقت میخوانند؟

                              بسم الله الرحمن الرحیم


                      اللهم صلی علی محمد و ال محمد


چرا شیعیان نمازهای پنجگانه را در سه وقت می‌خوانند؟



پاسخ: مسأله «جمع بین الصلاتین» از مسائل مهم فقهی و حساس است که اخیراً از طرف دانشمندان محقق شیعه مورد بحث و بررسی قرار گرفته است؛ زیرا برخی تصور می‌کنند که جمع بین دو نماز نوعی خواندن نماز در غیر وقت شرعی است، برای روشن شدن موضوع ابتدا نکاتی را یادآور می‌شویم:[1]


 


                                                                         


 

1. همه گروه‌های اسلامی در این مسأله اتفاق نظر دارند که در «عرفات» می‌توان هر دو نماز ظهر و عصر را در وقت ظهر، با هم و بدون فاصله ادا کرد، و در «مزدلفه» نیز جایز است نماز مغرب و عشا را در وقت عشا بجا آورد.


2. حنفی‌ها می‌گویند: جمع بین نماز ظهر و عصر در یک وقت، و نماز مغرب و عشا در یک وقت، تنها در همان دو مورد «عرفه» و «مزدلفه» جایز است و در سایر موارد، جایز نیست.


3. حنبلی‌ها، مالکی‌ها و شافعی‌ها می‌گویند: جمع بین نماز ظهر و عصر و یا جمع میان نماز مغرب و عشا در یک وقت خاص، علاه بر دو مورد یاد شده، در حال سفر نیز جایز است. برخی از این گروه‌ها، با هم خواندن دو نماز را در موارد اضطراری; مانند زمانی که باران ببارد و یا نمازگزار بیمار یا در هراس از دشمن باشد، جایز می‌دانند.[2]


4. شیعه بر آن است که هر یک از نمازهای ظهر و عصر و نمازهای مغرب و عشا، یک «وقت خاص» دارند و یک «وقت مشترک»;


الف. وقت خاص نماز ظهر، از آغاز ظهر شرعی(وقت زوال) است تا مقدار زمانی که چهار رکعت نماز خوانده می‌شود، در این مدّت محدود، تنها نماز ظهر را می‌توان بجا آورد.


ب. وقت خاصّ نماز عصر، زمانی است که از آن لحظه تا وقت غروب، تنها به اندازه مدّت خواندن نماز عصر، فرصت باشد.


ج. وقت مشترک بین دو نماز ظهر و عصر، از انتهای وقت خاص نماز ظهر، تا ابتدای وقت خاص نماز عصر است.


سخن شیعه آن است که در تمام این وقت مشترک، می‌توان نماز ظهر و عصر را با هم و بدون فاصله خواند.


اهل سنت به خاطر دیدگاه خاصی که در تقسیم وقت (از زوال تا غروب) دارند، هیچ‌گاه به وقت مشترک میان ظهر و عصر مثلاً قائل نیستند، زیرا معتقدند که از اوّل زوال تا سایه شاخص به اندازه آن گردد، وقت مختص نماز ظهر است و نمی‌توان نماز عصر را در این وقت به جا آورد، از آن به بعد وقت نماز عصر آغاز می‌گردد تا غروب، و مختص به آن می‌باشد با چنین دیدگاهی هرگز نمی‌توان بین دو نماز جمع کرد، زیرا لازمه آن این است که انجام یکی از آن در غیر وقت خود باشد.


شیعیان معتقدند که این تقسیم‌بندی، مربوط به وقت فضیلت هر دو نماز است، نه وقت اجزاء، یعنی بهتر است نماز عصر را موقعی خواند که سایه شاخص به اندازه آن باشد، ولی اگر کسی قبل از آن هم بخواند مجزی است، دقت فرمایید.


از طرف دیگر روایات زیادی حاکی است که رسول خدا، در سفر و احیاناً در حضر بدون کوچک‌ترین عذر، میان دو نماز جمع نموده است و آنان برای حفظ دیدگاه خود در تقسیم وقت ناچار شدند که این روایات را به نحو بسیار بعید از واقع توجیه کنند، به تفسیر این روایات از دیدگاه شیعیان و اهل سنت توجه کنید:


الف. شیعه بر آن است که بر مبنای این روایات، پس از اتمام نماز ظهر، می‌توان نماز عصر را بجا آورد و همچنین پس از خواندن نماز مغرب، می‌توان نماز عشا را ادا نمود و این مسأله به زمان یا مکان یا شرایط خاصّی بستگی ندارد، بلکه در همه جا و همه وقت، جایز است.


ب. دیگران به خاطر نفی وقت مشترک و منحصر کردن وقت به وقت اجزاء می‌گویند: مقصود روایت این است که نماز ظهر، در آخر وقت آن، و نماز عصر در اوّل وقت آن بجا آورده شود .


دقت در فلسفه جمع بین دو نماز، بی‌پایگی این تفسیر را روشن می‌سازد، زیرا علت تجویز جمع بین الصلاتین، ایجاد سهولت بر امت اسلامی است که بتوانند در تمام حالات هر دو نماز ظهر و عصر را ـ مثلاً ـ در یک زمان بخوانند و این در صورتی تحقق پیدا می‌کند که جز به مقدار چهار رکعت از اوّل و چهار رکعت از آخر، بقیه زمان‌ها «وقت مشترک» هر دو نماز باشد.


امّا اگر جمع بین دو نماز را مطابق با نظر اهل سنت تفسیر کنیم و بگوییم پیامبر (ص) ظهر را در وقتی بجا آورد که با پایان آن، سایه شاخص به اندازه خود آن شود و سپس بلافاصله نماز عصر را بخواند، در این صورت به جای تسهیل، کار را مشکل و پیچیده‌تر کرده‌ایم، زیرا شناخت اول وقت و آخر آن در تمام اعصار، خصوصاً در مناطقی که ابزار و ادوات دقیق موجود نباشد، بسیار کار مشکلی است.


 


--------------------------------------------------------------------------------


[1] .  درباره جمع بین صلاتین رساله‌های ارزنده‌ای نوشته شده است ، مانند: رسائل فقهیه نگارش علامه شرف الدین عاملی، و الجمع بین الصلاتین، نگارش نجم الدین عسکری، و الانصاف فی مسائِلَ دامَ فیها الخلاف، از این قلم.


آنچه در اینجا می‌خوانید عصاره‌ای از تحقیقات گذشتگان، به قلم آقای سید رضا حسینی‌نسب در کتاب «شیعه پاسخ می‌دهد»، است.


[2] .  با اقتباس از:«الفقه علی المذاهب الأربعه»، کتاب الصلاة، الجمع بین الصلاتین تقدیماً وتأخیراً.


              نقل از پایگاه اطلاع رسانی آیت الله العظمی جعفر سبحانی(دامه برکاته)



+ نوشته شده در ۲۹/۴/۱۳۹۱ساعت ۱۱:۰۰ توسط رضا طاهرنژاد جوزم دسته : | نظر(0)

ثمرات دستیابی به حالت توبه : برخورداری از نعمتهای گوناگون دنیوی

بسم الله الرحمن الرحیم


اللهم صلی علی محمد و ال محمد


ثمرات دستیابی به حالت توبه  برخورداری از نعمت‌های گوناگون دنیوی ؛


                          حضرت آیت الله العظمی مظاهری(دامت برکاه)

توبه، باعث می‌شود نعمت‌های الهی مثل باران نازل شود. حضرت هود «علیه السلام» هنگام هدایت قوم عاد، پس از دعوت آنان به پرستش خداوند یکتا، از توبه، به عنوان سببی برای نزول فراوان باران و ازدیاد قوای مالی و نیروی انسانی یاد می‌کند و می‌فرماید: 



«وَ یا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْکُمْ مِدْراراً وَ یَزِدْکُمْ قُوَّةً إِلى‏ قُوَّتِکُمْ»[1]


و اى قوم من، از پروردگارتان آمرزش بخواهید، سپس، به سوى او بازگردید، تا ابر و باران را بر شما ریزان فرستد و نیرویى بر نیروى (جانى و مالى) شما بیفزاید.


بنابر این آیه شریفه، جامعه‌ای که اهل توبه و اظهار پشیمانی به درگاه خداوند باشد، با فراوانی نعمت مواجه می‌شود. محصولات و تولیدات آن قوم یا جامعه مثمر ثمر می‌شود و بر ثروت و توانایی افراد می‌افزاید. همچنین فرزندانی توانمند و برخوردار از آینده‌ای روشن و نیکو در آن جامعه متولّد می‌شوند و اجتماع خود را از حیث نیروی بدنی و انسانی، قدرتمند و شکست ناپذیر می‌سازد.


قرآن کریم بر اینکه اولاد صالح و شایسته، در سایة توبه روزی انسان می‌گردد، تصریح می فرماید:


«وَ وَهَبْنا لِداوُدَ سُلَیْمانَ نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ»[2]


و سلیمان را به داوود بخشیدیم، نیکو بنده‏اى بود، حقّا که بسیار رجوع‏کننده (به سوى ما) بود.


حضرت داوود نبی «علیه السلام» علاوه بر فرزند شایسته، از قدرت علمی و جسمی مناسبی نیز برخوردار بود. علاوه بر اینکه پیامبر خدا بود و شخصیّت دینی و معنوی مطلوبی داشت، شخصیّت، ابهّت اجتماعی، و محبّتی‌ که مردم نسبت به او داشتند، موجب تبعیّت آنان از وی شده بود. قرآن شریف این نعمت‌ها را نیز مرهون‌ توبه‌های آن حضرت می‌داند:


«اصْبِرْ عَلی‏ ما یَقُولُونَ وَ اذْکُرْ عَبْدَنا داوُدَ ذَا الْأَیْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ»[3]


بر آنچه مى‏گویند صبر کن، و بنده ما داود را که داراى قدرت و نیرو بود (قدرت علمى، جسمى و سلطنتى) به یاد آر، زیرا او بسیار بازگشت‏کننده بود.


امام صادق «علیه السلام» نیز در روایتی، توبه را باعث هدایت، روشنایی دل و شفای بیماری‌های روحی و روانی می‌دانند:


«وَ فِی کِتَابِ اللَّهِ نَجَاةٌ مِنَ الرَّدَی وَ بَصِیرَةٌ مِنَ الْعَمَی وَ دَلِیلٌ إِلَی الْهُدَی وَ شِفَاءٌ لِمَا فِی الصُّدُورِ فِیمَا أَمَرَکُمُ اللَّهُ بِهِ مِنَ الِاسْتِغْفَارِ مَعَ التَّوْبَةِ»[4]


و در کتاب خداى تعالى نجات از هر پستى و بصیرت از هر کوردلى و شفا از هر بیمارى اخلاقى، وجود دارد، و شما آن را در آیاتى جستجو کنید که به توبه و استغفار امرتان مى‏کند.


 


-----------------------------------------


پی نوشت ها


.[1] هود / 52


2. ص / 30


3. ص / 17


4. تفسیرالعیاشی، ج 1، ص 198


                         نقل از سایت حضرت آیت العظمی الله مظاهری(دامت برکاه)


+ نوشته شده در ۲۷/۴/۱۳۹۱ساعت ۱۲:۳۱ توسط رضا طاهرنژاد جوزم دسته : | نظر(0)

دانلود روضه خوانی مرحوم کوثری در محضر حضرت امام خمینی(ره) تصویر



بسم الله الرحمن الرحیم


اللهم صلی علی محمد و ال محمد


مراسم روضه خوانی در مصیبت امام حسین(ع) و یاران با وفایش از زمان حادثه کربلا تا امروز بطور مستمرادامه داشته ، بطوری که امامان(ع) شیعه خود آنرا ترویج میدادند، واین ترویج مراسم عزاداری توسط عالمان شیعه نیز با دلبستگی خواستی انجام میشده است .


                                           عزاداری امام خمینی(ره)

مراسم عزاداری در مصائب اهل بیت پیامبر(ص) فقط یک مراسم عزاداری ساده نبوده و نخواهد بود ، بلکه در آن شعائر دین مبین اسلام زنده نگه داشته میشده، بطوری که میبینیم اسلام شیعه در ایران و عراق که حکومتی شیعه دارند ، باعث شده تا قدرت طلبان همیشه از این نوع اسلام که اسلام ناب محمدی(ص) میباشد در هراس باشند تا اسلامی که در آن مسلنانان با اختیار گذشته و آینده خود را در اختیار افرادی قرار داده اند که خود زیر فرمان استعمارگران میباشند . واز دل این اسلام انگلیسی ، امریکایی ، روسی ؛ وهابیّت سر بر میآورد .


 و بر عکس در دل اسلام شیعه ، سر فرازی، آزادگی ، دشمن ستیزی ... جولان میدهد ، بطوریکه بزرگترین دشمن صهیونیست جهانی ، نه وهابیان عربستان و مصرند ونه وهابیان امارات و قطر ، بلکه اسرائیلیان و پشتیبانان آنها نه از ایران بلکه از اسلامی که ایران را روشن نگه داشته که همان اسلام علی(ع) میترسند .


 مردم فلسطین همه از اهل سنت میباشند و همراه و پشتیبانشان شیعیان ایران وعراقند نه آل سعود .... .


واین نتیجه همان فرامایش حضرت امام خمینی(ره) میباشد که فرمودند :
(( این محرم وصفر است که اسلام را زنده نگاه داشته)) .

                          محرم و صفر
روضه خوانی مرحوم کوثری در محضر حضرت امام خمینی(ره) را همه دوست دارند . ما هم برای استفاده عموم یک فایل تصویری معروف را برای دانلود به مدت شش دقیقه و بیست پنج ثانیه رو آماده کرده ایم.

              http://rezata.persiangig.com/video/emam.wmv

 اگرصحفه دانلود باز نشد، شما میتوانید آدرس بالا را در نوار ابزار مرورگر خود قرار داده آنرا از صفحه اصلی دانلود نمایید .


 و از همه التماس دعا داریم .


        موفق باشید

 


+ نوشته شده در ۲۵/۴/۱۳۹۱ساعت ۰۰:۰۹ توسط رضا طاهرنژاد جوزم دسته : | نظر(1)

اعلان زمان مشترک دعا و توسل عمومی جهت تعجیل ظهور امام عصر علیه السلام

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صلی علی محمد و ال محمد


با توجه به روایات نقل شده از اهل بیت علیهم السلام در مورد تأثیر دعای همگانی و نیز بر اساس اهمیت فوق العاده شب نیمه شعبان که هم شب میلاد آن امام رحمت و مهربانی و هم با فضیلت ترین شب سال پس از شب قدر است، حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی فرمودند:
         آیت الله العظمی وحید خراسانی
سزاوار است عموم مؤمنین و مؤمنات در آن شب عزیز پس از قرائت سوره یس و اهداء آن به آستان مقدس ولیعصر ارواحنا فداه و خواندن زیارت سلام علی آل یس، رأس ساعت 11 شب نیمه شعبان دعای فرج را بخوانند و تعجیل ظهور مولود نیمه شعبان را از خداوند متعال درخواست کنند. 
همچنین مناسب است تا در تمامی مکان های مقدس و مجالس جشن و سروری که در آن شب تشکیل میگردد این قرائت سوره یس و دعا و توسل همگانی انجام گیرد.



+ نوشته شده در ۱۳/۴/۱۳۹۱ساعت ۲۳:۱۰ توسط رضا طاهرنژاد جوزم دسته : | نظر(0)

علم بهتر است یا ثروت ؟ از نظر قرآن و نهج البلاغه

بسم ا الله الرحمن الرحیم
 

                                                                                 

اللهم صلی علی محمد و ال محمد

علم بهتر است یا ثروت ؟ :

                                   کتاب

                                              ثروت
از قدیم موضوع انشاء کلاسهای درس دبستانیها اکثرا همین بوده تا جایی که در فیلمها و سریالها نیز از آن استفاده شده و برسر آن نظریه ها، داده شده است .

خداوند رحمان و رحیم در کلامش جواب این سوال را به روشنی بیان فرموده :

در سوره بقره آیه 246 عده ای از بنی اسرائیل نزد پیغمبرزمان خود(یوشع یا شمعون یا شموئیل)رفتند واز او خواستند که پادشاهی برای ما برانگیز  تا به سرکردگی او در راه خدا جهاد کنیم و ... .

 در آیه 247 میخوانیم :(( پیغمبرآنها گفت همانا خداوند طالوت را به پادشاهی شما برانگیخت، گفتند که از کجا او را بر ما بزرگی و پادشاهی رواست در صورتیکه ما به پادشاهی شایسته تر از اوییم،  او را مال فراوان نیست ، رسول در جواب آنها گفت که اواز این رو بشاهی شایسته تر خواهد بود که خداوندش برگزیده و در دانش و توانائی او را فزونی بخشیده است و خدا ملک خود را بهر که خواهد بخشد که او بحقیقت توانگرو داناست )).

در این ایه بنی اسرایئل به انتخاب طالوت اعتراض دارند و دلیل اعتراض خود را نداشتن ثروت(طالوت) مطرح می کنند ( ... وَلَم یُوتَ سَعَة مِنَ المالِ).

طالوت جوانی از یک قبیله گمنام بنی اسرائیل و از نظرمالی یک کشاورز ساده بود .

پیامبر بنی اسرائیل در جواب علت برتری طالوت را علم و(قدرت)جسمی او عنوان میکند(اِنَ اللهَ اصطَفیةُ عَلَیکُم وَ زادَهُ بَسطَة فی العِلمِ وَ الجِسم).

با توجه به این آیه میتوان نتیجه گرفت علم و سلامت بدن بر ثروت برتری دارند و در حقیقت ثروت در جایگاه سوم قرار دارد. البته این موضوع، دلیل بر کم ارزش بودن ثروت نیست و تولید ثروت از راه حلال بسیار باارزش و مفید است و میتوان آنرا نیز مورد بررسی قرار داد.ولی بطور کلی این علم است که بر ثروت برتری دارد .

حال نظر حضرت علی (ع)در نهج البلاغه را نیز بیان میکنیم، همه میدانیم زندگی و تفکرات امامان شیعه(ع) تفسیر کامل قرآن مجید میباشد.

ایشان در حکمت 147نهج البلاغه میفرمایند :(خطاب به کمیل بن زیاد)

((..... ای کمیل،دانش بهتر از ثروت است،دانش تو را می پاید و تو ثروت را می پای. ثروت را خرج کردن کم می کند و دانش با خرج شدن افزایش می یابد.نیکی کردن با ثروت با ازبین رفتن ثروت از بین می رود . .... دانش حاکم و ثروت محکوم است .

ای کمیل بن زیاد، ثروت اندوزان در حالی که زنده اند مرده اند، و دانشمندان تا جایی که روزگار باقی است با قی اند، شخصشان با از دنیا رفتن گم شده، و شخصیّتشان در دلها مو جود است ....)).

با توجه به مطالب عنوان شده : علم بهتر است یا ثروت ؟

                                                           التماس دعا

 

+ نوشته شده در ۱۲/۳/۱۳۹۱ساعت ۱۹:۳۲ توسط رضا طاهرنژاد جوزم دسته : | نظر(1)

((عهد)) در قرآن 1

بسم الله الرحمن الرحیم

 

اللهم صلی علی محمد و ال محمد

((عهد)) در قرآن  1 :

(یا بَنی اِسرائیلَ اذ کُرُوا نِعمَتِیَ الَّتی اَنعَمتُ عَلَیکُم وَاَوفُو بِعَهدی اُوفِ بِعَهدِکُم وَ اِیّایَ فَارهَبُون)
قرآن کریم

(ای بنی اسرائیل ! نعمت مرا که برشما ارزانی داشتم به یاد آرید و پیمان مرا وفا کنید تا به پیمانتان وفا کنم، وتنها از من حذر کنید )

            سوره مبارکه بقره آیه 40

در این آیه دو عهد مطرح شده است :

1-عهدی است که یهود و نصارا باید وفا میکردند و به تورات و انجیل که عهدنامه خداوند است عمل مینمودند ، و منظورعمده از این عهد الهی قبول نبوّت پیامبراکرم(ص) و پیروی ازاو بود.

2-عهدی است که خدا وفای آن را وعده کرده بود، بدین ترتیب که آنها را در دنیا سعادتمند و در قیامت به رحمت خود واصل گرداند.

{در اینکه((عهد و پیمان خدا با یهود چه بوده)) رجوع کنید به تفسیر نمونه ذیل آیه 83 و 84سوره بقره و آیه 12سوره مائده.}

منظور آیه شریفه قوم بنی اسرائیل است ولی بنظر میرسد منظوربطور کل انسان است ، از این آیه چهار نکته بدست میآید .

 نکته اوّل : همیشه باید نعمتهای خدا را که بما ارزانی داشته بیاد آوریم ؛ وقتی این نعمتها، دائم در نظرمان باشد، اولا: قدر آنها را میدانیم واز آن نعمتها بهتر استفاده میکنیم،ثانیا : شکر آن نعمتها را بجا می آوریم.(البته هیچ کس نمی تواند آنطور که شایسته است، شکر نعمتهای خدا را بجا آورد)

نکته دوّم :انسان همیشه باید به عهدها وپیمان هایی که بسته (در صورتی که خلاف دستورات دین نباشد) پایبند باشد .

نکته سوم :خداوند یکتا، همیشه به پیمانهای که بسته و قولهای که داده عمل میکند ،امّا در صورتی که طرف مقابل به عهدش وفا کرده باشد .

نکته چهارم :انسان باید تنها از خدا  بترسد و نه از کس دیگر .

                                                         التماس دعا

 

+ نوشته شده در ۵/۳/۱۳۹۱ساعت ۲۰:۵۵ توسط رضا طاهرنژاد جوزم دسته : | نظر(0)

دانلود دعای کمیل آیت الله شهید عبدالحسین دستغیب

بسم الله  الرحمن الرحیم

 

اللهم صلی علی محمد و ال محمد

 

شهید محراب آیت الله سید عبدالحسین دستغیب شیرازی


شهید سید عبدالحسین دستغیب

دانلود دعای کمیل شهید آیت الله دستغیب شیرازی

 

                                                                 

          آدرس لینک مستقیم 

 

                                        http://rezata.persiangig.com/audio/d.mp3 

  

 

 

 مدت این دعای کمیل یک ساعت و یک دقیقه و چهل و دو ثانیه میباشد.

بعضی از کتابهای ایشان عبارتند از : قلب سلیم   ،  گناهان کبیره (دو جلد) ، سرای دیگر ، برزخ ، داستانهای شگفت ، معاد ، توحید و ... 

                     از همه شما التماس دعا داریم 

+ نوشته شده در ۱/۳/۱۳۹۱ساعت ۱۸:۰۶ توسط رضا طاهرنژاد جوزم دسته : | نظر(0)

تهمت

  بسم الله الرحمن الرحیم 
    اللهم صلی علی محمد و ال محمد 
تهمت:                                                        
     

                                                آیت الله العظمی مظاهری



از گناهان کبیره در اسلام تهمت است، و معنای آن این است که عیبی را به کسی نسبت دهد که آن عیب را نداشته باشد ، بلکه اگرعیب هم نباشد ولی او راضی به آن نسبت نباشد باز تهمت و حرام است ، و اگر راضی باشد گرچه تهمت نیست ولی دروغ و حرام است نظیر تملّقها و تعریفهای بیجا، و قرآن شریف تهمت را در حدّ کفرمداند:

 

          ((اِنَّما یَفتَرِی الکَذِبَ الَّذینَ لا یُؤمِنُون بِاِیاتِ الله))

  ((تنها کسانی دروغ پردازی میکنند که به آیات خدا ایمان ندارند)).سوره نحل  آیه 105

تهمت اقسام و مراتبی دارد :

   الف- تهمت بر خدا و پیامبران و اوصیای گرامی صلوات الله علیهم اجمعین و قرآن شریف این قسم افترا و تهمت را بالاترین ظلمها میداند :

    (( وَ مَن اَظلَمُ مِمَّنِ افتَری عَلَی اللهِ الکَذِب))

    ((و چه کسی ستمگرتر از آن کس که به خدا دروغ می بندد؟)). سوره صف آیه7

  ب – افترای زنا به زنها و مردان پاکدامن که این افترا و تهمت علاوه بر گناه بزرگی که دارد اگرمنجر به دادگاه شود ، حاکم اسلامی باید او را حدّ قذف که هشتاد تازیانه است بزند .

  ج- افترای و تهمت به افرادی که تهمت به آنان موجب تضعیف دین می شود نظیر تهمت به علما و افرادی که وابسته به دین میباشند که گناه این قسم تهمت مضاعف و نظیرافترا به  خدا و پیامبر وائمه طاهرین است .

  د-افترا و تهمت به افراد معمولی، که این قسم تهمت گرچه گناه مضاعف ندارد ولی در روایات آمده است که در قیامت آن تهمت زننده را بر روی چرکها و خونها نگاه میدارند تا مردم از حساب فارغ شوند سپس او را به جهنم میبرند .

                                       حضرت آیت الله العظمی مظاهری مدّظلّه

                                                                             

 

 

 

+ نوشته شده در ۱۸/۲/۱۳۹۱ساعت ۱۳:۱۲ توسط رضا طاهرنژاد جوزم دسته : | نظر(0)

دانلود مداحی قدیمی (فاصمیه)م

بسم الله الرحمن الرحیم
 اللهم صلی علی محمد و ال محمد

 این فایل صوتی حدودا برای بیست و یک سال پیش است ، کیفیّت چند ثانیه ابتدائی کمی پایین است،مداح آن ((عاصی)) از مداحان خوبیست که همراه ؛ حاج علی خورشیدی، عباس حیدر زاده، شمس ، باقری و دیگر مداحان شهر قم ، مراسم دعای توسل مسجد مقدس جمکران را برگزار میکردند.
  

                 
                                      http://rezata.persiangig.com/audio/asi.mp3

اگر صفحه دانلود باز نشد ، آدرس بالا را در قسمت نوار ابزار مرورگر خود قرار داده و آنرا از صفحه اصلی دانلود کنید .
مدت آن 20 دقیقه و 3 ثانیه میباشد .

                                                     التماس دعا 

 

+ نوشته شده در ۶/۲/۱۳۹۱ساعت ۱۸:۱۲ توسط رضا طاهرنژاد جوزم دسته : | نظر(0)

پیامک

                                      بسم الله الرحمن الرحیم

                                                 اللهم صلی علی محمد و ال محمد

پیامک :

در نوع بشر رسم است وقتی کسی به دوستی ، عزیزی ویا بزرگی میخواهد علاقه خود را نشان دهد به او هدیه میدهد . در زمانها و در جوامع مختلف نوع این هدایا بر اساس فرهنگ ، توان مالی ونگرش معنویی افراد فرق میکند .

هدیه 

 

امّا در سالهای گذشته با پیشرفت روز افزون و سریع علم ارتباطات ، هدیه دادن شکل جدیدی به خود گرفته است. تلفن همراه  و صندوق های پستی در اینترنت ،نشان دهنده این تحول عظیم میباشند . دیگر کمتر کسی به عزیزش گل هدیه میدهد ، ویا برای دوستش کتاب می خرد ، بلکه با فشار دادن یک کلید ارسال ، پیامکهایی را به عزیزان و آشنایانشان هدیه میدهند که معمولا محتوای آن، جُک های زننده ایست که در ادامه راه استعماری انگلیس ،امریکا و روسیه ، در اختلاف اندازی بین اقوام ملل، مختلف همچنین مردم خوب ایران برنامه ریزی شده است .

این برنامه( تحقیر اقوام مختلف ایرانی توسط خودشان) در سالهای گذشته بصورت دیگری اجرا میشد . بدین صورت که شب نشینیهای مردم در همه جای ایران که بدلیل نبود برق معمولا در تاریکی و یا زیر نور شمع  ویا چراغهای نفتی برگذار میشد و نتیجه آن بیان داستانهای از زندگی معصومین(ع) ویا نقل ادبیّات کهن فارسی مانند شاهنامه فردوسی بود و با این کار،این داستانها که همگی نتایج اجتماعی و اخلاقی خوبی نیز در بر داشت، سینه به سینه منتقل میشد و باعث پیوستگی و اتحاد بیشتر مردم همه جای ایران با هم میشد ؛ با آمدن استعمار به شب نشینیهای لاله زار تهران قدیم تبدیل شد که در آن بعضی افراد خاص شروع به گفتن لطایف و جُکهای کردن تا باآن مردم را نسبت  به خودشان بخندانند و خود مردم ، خودشان را تحقیر کنند ؛ غافل  از این که این کار یک برنامه از پیش طراحی شده بود تا ما را از هم جدا کنند .

با پیروزی انقلاب اسلامی و بوجود آمدن فضای بازاندیشیدن ، و باز خوانی تعالیم اسلامی که کم کم در حال فراموشی بود، در مورد احترام به یکدیگر، اتحاد ،بالا بودن مقام انسان بخاطر ایمانش ، نه بخاطر قومش یا نسبش ؛ این برنامه استعمار تعطیل شد ،وبا تحمیل جنگ از سوی بیگانگان ، ایمان به خدا چنان فضای معنوی در بین مردم بوجود آورد که این برنامه استعماری یعنی اختلاف اندازی بین اقوام مختلف بواسطه تحقیر یکدیگر مدتی فراموش شد .

همه اقوام مختلف ایرانی در کنار هم متحد شده با دشمن جنگیدن و زندگی کردن .بعد از پایان جنگ و رحلت حضرت امام(ره) باز این کار پلید از جانب دشمنان در ایران از سر گرفته شد ، و با آمدن وسایل ارتباط جمعی جدید این عمل زشت شدت گرفت .

اکثرمردم داری تلفن همراه شده اند و تقریبا همه آنها به یکدیگر پیامک میفرستند ، با نگاهی به نوع استفاده ازآن(تلفن همراه) متوجه این مطلب میشویم که دیگر اکثر دارندگان تلفن همراه بطور اتوماتیک و ناخودآگاه هدف استعماری انگلیس ، روسیه و امریکا رادنبال میکنند و متاسفانه مسئولین هم دیگرفرهنگ سازی در این زمینه را به فراموشی سپرده اند .
اس ام اس

 فقط کافیست   یک مراسم جشن پیش رو باشد ، سیل پیامک هایی مانند جُک های تحقیر کننده در جامعه جاری میشود . واگر مراسم پیش رو میلاد و یا وفات معصومین(ع)باشد ،پیامکهای ارسالی بیشتر بصورت شعر در مدح ایشان است و کمتر از احادیث این بزگواران آنهم با ذکر سند استفاده میشود . کمتر کسی یک آیه از قرآن کریم را برای دیگری بصورت پیامک ارسال میکند ، و کسی نمیگوید آن گروه از جامعه در آن نقطه از ایران انسانهای والایی هستند و دارای چنین فضائلی میباشند ویا آن عالم ربانی و این دانشمند  علمی کشور ازایشان میباشد . آنها در طول تاریخ چنین کارهای بزرگی انجام دادن ؛ کسی به عزیزش اسم وکارهای دانشمندان کشورمان را اس ام اس نمیکند و اسمی یا گزارشی از افتخارات علمی کشورمان در طول تاریخ پیامک نمیشود و..... .

اینها درد های جامعه ما ست ...

 


+ نوشته شده در ۳۰/۱/۱۳۹۱ساعت ۲۳:۴۲ توسط رضا طاهرنژاد جوزم دسته : | نظر(0)

چه کسی حاضر است به دنیای قلندران کوچک سرکشی کند؟

                                    بسم الله الرحمن الرحیم
                            اللهم صلی علی محمد و ال محمد
با اینکه در سن بازی و شیطنت هستند، ولی مثل افراد پا به سن گذاشته، گوشه‌ای کز کرده‌اند و شاید درد می‌کشند؛ بیمارانی که مو‌هایشان ریخته و با ماسکی که در بخش ویژه بیمارستان هم مجبور به استفاده از آن هستند، متفاوت‌ترین کودکانی هستند که دیده‌ایم؛ کودکانی که همه دنیای والدینشان هستند، اما از بدِ روزگار، به دردی گرفتار شده‌اند که تا چند سال به آن‌ها زنجیر شده و سبکبالی کودکی‌شان را به یغما برده است.


به گزارش «تابناک»، زیاد عجیب نیست که آمار و ارقام خاصی در زمینه شمار کودکان مبتلا به سرطان در دست نباشد، همان گونه که آمار اعتیاد، ایدز و غیره هم سال‌هاست که به روز نشده‌اند و چه بسا محرمانه تلقی می‌شوند!

این در حالی است که چندی پیش، مدیر عامل مؤسسه خیریه محک، خبر از چهار هزار و چهارصد کودک مبتلا به سرطانی به میان آورد که در پوشش خدمات این مؤسسه حمایت از کودکان سرطانی هستند و طبیعی است که این آمار، کمتر از شمار کودکان مبتلا به سرطان در کشور است.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۱۰/۱۲/۱۳۹۰ساعت ۱۲:۴۵ توسط رضا طاهرنژاد جوزم دسته : | نظر(0)

نامه نگاری انیشتین با آیت الله العظمی بروجردی قدس سره

                                         بسم الله الرحمن الرحیم
                                   اللهم صلی علی محمد وال محمد
آخرین کتاب انیشتین / موضوع : نامه نگاری انیشتین با آیت الله العظمی بروجردی قدس سره      

آخرین کتاب انیشتین / موضوع : نامه نگاری انیشتین با آیت الله العظمی بروجردی قدس سره




                   مرجع عام تقلید شیعیان جهان


آلبرت اینشتین در رساله­ی پایانی عمر خود با عنوان : دی ارکلرونگ
"، یعنی : بیانیه" ، که در سال 1954 ( =1333ش ) آن را در آمریکا و به آلمانی نوشته است اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح می­دهد و آن را کامل­ترین و معقول­ترین دین می­داند. این رساله در حقیقت همان نامه نگاری محرمانه­ی اینشتین با آیت­الله العظمی بروجردی (فوت 1340 ش = 1961 م) است که توسط مترجمین برگزیده­ی شاه ایران و به صورت محرمانه صورت پذیرفته است.

اینشتین در این رساله "نظریه نسبیت" خو درا با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از نهج­البلاغه و بیش از همه بحارالانوار علامه­ی مجلسی (که از عربی به انگلیسی و ... توسط حمیدرضا پهلوی (فوت 1371 ش) و ... ترجمه و تحت نظر آیت الله بروجردی شرح می­شده تطبیق داده و نوشته که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمی­شود و تنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه پیچیده "نسبیت" را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان نفهمیده­اند. از آن جمله حدیثی است که علامه مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اکرم (ص) نقل می­کند که : هنگام برخاستن از زمین دامن یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی می­خورد و آن ظرف واژگون می­شود. اما بعد از این که پیامبر اکرم (ص) از معراج جسمانی باز می­گردند مشاهده می­کنند که پس از گذشت این همه زمان هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است ... اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه­ی "انبساط و نسبیت زمان" دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن می­نویسد....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۳/۱۲/۱۳۹۰ساعت ۰۰:۰۷ توسط رضا طاهرنژاد جوزم دسته : | نظر(0)

حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام

                                       بسم الله الرحمن الرحیم
                                اللهم صلی علی محمد و ال محمد

ولادت

در نیمه ماه رمضان سوم هجری، اولین فرزند علی علیه‌السلام و فاطمه سلام الله علیها به دنیا آمد. پس از ولادت، نامگذاری از جانب مادر به پدر، و از او به رسول خدا محوّل شد و آن حضرت هم منتظر نامگذاری پروردگار ماند.
تا اینکه جبرئیل ،امین وحی، فرود آمد و گفت: « خدایت سلام می‌رساند و می‌گوید چون علی برای تو همانند هارون برای موسی است، نام فرزندش را نام فرزند حضرت هارون علیه السلام یعنی شبّر قرار ده!»
رسول خدا فرمود: « زبان من عربی است و شبّر، عبری است.»
جبرئیل گفت: « شبّر در زبان عرب به معنای« حسن» است.»
به این ترتیب، کودک، حسن نام گرفت. تنها کنیه‌ی آن حضرت « ابو محمد» و مشهورترین القابش« سیّد» و «سبط» و «تقی» است.

نقش خاتم و انگشتر امام حسن را « العزه لله» گفته‏اند؛ روز هفتم پس از ولادت، رسول خدا صلّی الله علیه وآله و سلّم مستحبات ولادت را در مورد حسن به جا آوردند و حسن را به« ((ام فضل (لبابه)|ام الفضل))» ،همسر عمویشان، سپردند تا او را از شیری که به خاطر زایمان فرزندش، قثم، در پستان داشت، شیر دهد. بعدها نیز رسول خدا برای امام حسن، ادعیه‌ی عافیت و حرزهای مخصوص چشم‌زخم را خواندند.

ذکر امام در قرآن

ذکر امام حسن علیه السلام در قرآن : قرآن مجید مشتمل است بر یادکردی از شخصیت‌ها، از خوبان یا از بدان، لیکن این یادکرد گاهی همراه با ذکر نام است(همانند آنچه درباره موسی و فرعون ذکر شده است) و گاه فقط با توصیف، و بدون ذکر نام.( همانند آنچه درباره امام علی علیه‌السلام نازل شده است.) درباره امام حسن علیه السلام نیز آیاتی به صورت توصیف و بدون ذکر نام نازل شده است؛ همانند آیه تطهیر ، آیه ذوی القربی و آیه اولی الامر.

رابطه امام حسن علیه السلام و رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم : امام حسن علیه السلام بیشتر از هفت سال با رسول خدا زندگی نکرد، ولی در همین مدت به شدت مورد عنایت آن حضرت بود و استفاده‏های علمی و تربیتی فراوانی برد. محبت رسول خدا به امام حسن بسیار فراوان بوده و آن حضرت، گاهی نوه‌اش را در کارهای بزرگی همانند بیعت رضوان و مباهله با نصارای نجران هم شرکت می‌داده است. رسول خدا درباره‌ی او تعریف و تمجیدهای فراوانی نموده است که امام بعدها به مناسبت‌های مختلف، از آنها برای معرفی شخصیت الهی خویش سود جست.

img/daneshnameh_up/6/6d/imamhassan.jpg


امام حسن و فاطمه زهرا سلام الله علیها امام حسن علیه السلام با مادر خود، فاطمه‌ی اطهر، رابطه‏ای عمیق و متعالی داشت. فاطمه گاه با فرزندش بازی‌های کودکانه می‌کرد و گاه با ملاطفت مادرانه او را به عبادات مستحب تشویق می‌نمود. حسن نیز گزارش سخنان رسول خدا را پیش از هر کس، از مسجد به مادر می‌رساند و گاه در عبادت مادر دقت می‌کرد و از آن درس‌ها می‌گرفت.

این ارتباط صمیمی در اواخر عمر مادر اوج گرفت؛ تا آنجا که این دو به همراه هم و با تن و قلبی آزرده به زیارت قبر رسول الله و بقیع می‌رفتند و شگفت آن که این رابطه پس از ارتحال مادر نیز باقی ماند؛ به طوری که فاطمه پس از وفات دست‌های مجروح خویش را از کفن بیرون آورد و حسنش را در آغوش کشید. امام حسن نیز سال‌ها بعد در حضور دشمنانی همانند معاویه و مغیره بن شعبه مصیبت مضروب شدن مادر را یادآور شد.

امام حسن در دوران پیش از خلافت پدر : از این دوران اطلاع زیادی در دست نیست. فقط این مقدار مسلم است که امام علیه السلام در خدمت پدر بوده است؛ گاه از روی دلسوزی در تأمین رفاه پدر می‌کوشیده و گاه همراه او در برخی فعالیت‌های اجتماعی شرکت می‌کرده است( همانند شرکت در شورای شش نفره‌ ی تعیین خلیفه پس از عمر و شرکت در بدرقه ابوذر به هنگام تبعید)، و گاه پاره‌ای مأموریت‌های مهم را از طرف پدر عهده‌دار بوده است (همانند آبرسانی به منزل عثمان در حال محاصره.) سیاست‌های عملی امام حسن علیه السلام کاملاً هماهنگ با پدر است، لذا همانند او در هیچ‌یک از جنگ‌ها و فتوحات پس از رسول خدا در تمام این دوره‌ی 25 ساله شرکت ننموده است.

در دوران خلافت پدر

امام حسن علیه السلام با پدر، از آغاز خلافت تا شهادت : امام حسن از آغاز بیعت مردم با حضرت علی علیه السلام تا لحظه شهادت آن حضرت در مقام قوی‏ترین بازوی آن حضرت عمل کرد. در جریان بیعت، حضوری جدی داشت؛ در سه جنگ جمل ، صفین و نهروان حاضر بود. پیش از جنگ جمل هم به همراه عمّار یاسر و قیس بن سعد به کوفه رفت و با سرکوب‌کردن فتنه‌ی ابو موسی اشعری ، مردم را به جنگ با مردم بصره فرا خواند. گهگاه به جای پدر نماز جمعه بر پا داشت. در شب ضربت خوردن پدر قصد داشت همراهی‌اش کند که با منع پدر، منصرف شد. پس از ضربت‌خوردن پدر نیز تمام تلاش خود را برای بهبود و استراحت آن حضرت به کار بست و در پایان به وصایای او گوش سپرد.

جانشینی پس از شهادت پدر

حضرت علی علیه السلام قبل از شهادت، امام حسن را وصی خود تعیین کرد. رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم نیز قبل از آن به دو گونه این وصایت را اعلام کرده بودند؛ یکی به صورت تصریح به امامت امام حسن و امام حسین علیهماالسلام پس از پدرشان، و دوم تصریح به امامت اوصیاء دوازده‌گانه‌ی خود، با ذکر اسامی آنها.

امام پس از خلافت

امام حسن علیه السلام پس از خلافت و قبل از صلح (دوران کوتاه خلافت ظاهری): دوران کوتاه چند ماهه خلافت ظاهری امام حسن علیه السلام، پر ماجرا سپری شد. بلافاصله پس از شهادت حضرت علی علیه السلام، امام حسن به مسجد آمد و در سخنانی شیوا تلویحاً مردم را به بیعت با خویش فراخواندند.

پس از سخنرانی و با تبلیغ نافذابن عباس مردم کوفه با آن حضرتبیعت کردند. امام نیز بیعتشان را براین اساس که از او پیروی کنند و با هر کس جنگید، بجنگند و با هر کس صلح کرد، صلح کنند، پذیرفت؛ و سپس به تحکیم پایه‌های حکومت خویش پرداخت، ابن ملجم ،قاتل پدر، را گردن زد و اکثر فرمانداران مناطق را که به دست پدرش نصب شده بودند، تثبیت نمود و برخی را تغییر داد.
جاسوس‌های معاویه را پیدا کرد و گردن زد، نامه‌ی تندی به وی نوشت و او را تهدید به جنگ نمود. نامه‌‌‌نگاری میان حضرت و معاویه ادامه یافت تا اینکه معاویه لشکری عظیم به سوی عراق گسیل داشت و حضرت نیز درصدد تهیه لشکری برای مقابله با او برآمد.

صلح امام

مهمترین حادثه در زندگی امام حسن علیه‌السلام جریان صلح معاویه با آن حضرت است. تحلیل این حادثه ضروری به نظر می رسد زیرا خود امام صلحش را حجتی بر آیندگان می‌داند؛ یعنی بر اساس عملکرد حضرت، وظیفه انسان نیز در شرایط مشابه با آن زمان، صلح و مصالحه است.

بررسی مقدمات و شرایط و عللی که صلح را ایجاب کرد و دقت در کیفیت وقوع صلح و مواد صلحنامه و موشکافی نتایج شیرین صلح برای جناح حق و ضربه‌های سهمگین آن بر جناح باطل به‌خوبی روشن می‌کند که صلح آن حضرت در حقیقت انقلاب سبزی بود که زمینه انقلاب سرخ حسینی را فراهم ساخت و این نرمش قهرمانانه در کنار آن جنبش ظلم‌ستیزانه، پایه‌ریز انقلاب علمی امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام در عصر طلایی خلأ انتقال قدرت از بنی‌امیه به بنی‌عباس گشت و به این ترتیب، اسلام ناب محمدی که در تشیع جلوه‌گر بود، نهال خود را آبیاری نمود و به درخت تنومندی تبدیل کرد.

امام پس از صلح تا شهادت

تمامی تلاش امام حسن پس از قبول صلح این بود که فواید مورد نظرش را از صلح به نتیجه برساند و بر این اساس در تمام این مدت به حفظ نیروهای کیفی و خالص ، بازسازی نیروهای خسته و وازده و تفسیر صحیح اسلام پرداخت.
عملکرد دشمن‌شکن حضرت پس از صلح چنان قدرتمند بود که معاویه را به فکر شهادت آن حضرت انداخت.

img/daneshnameh_up/f/f8/imamhassan1.jpg


صورت و شمایل امام

امام حسن علیه السلام به رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم از همه شبیه‌تر بود. زیبایی بی‌نظیری داشت.رنگش سفید بود و اندکی متمایل به سرخ، چشمانش درشت و سیاه، و محاسنش انبوه. جثه‌ای قوی، تنومند و چهارشانه داشت. مویش مجعد (فردار) و قامتش متوسط بود.

سیرت و فضائل و مناقب امام : شمارش مناقب هیچ‌یک از اهل بیت عصمت علیهم السلام ممکن نیست. در زیارت جامعه خطاب به آنان می‌گوییم: « سروران من! ستایش شما را شماره نتوانم کرد و به آنچه در شأن شماست نتوانم رسید و به اندازه و قدرتان وصف نتوانم گفت.»

امام حسن علیه السلام نه تنها از این خطاب مستثنی نیست بلکه به خصائصی از قبیل« سبط اکبر» بودن نیز برخوردار است.

حلم بی‌‌پایان، علم فراوان، جود و عبادت، زهد و بلاغت، تواضع و شجاعت آن حضرت، نه دوست بلکه دشمن را به اعتراف و اعجاب واداشته است؛ و فضیلت و افتخار، آن است که دشمن به آن گواهی دهد.

معجزات امام : از معجزات آن حضرت جز اندکی در تاریخ نقل نشده است( همانند اینکه پدر را پس از شهادتش به صورت زنده به گروهی نشان داد.) و نیز نمونه‌هایی از استجابت دعا و نفرین‌های آن حضرت (همانند رطب دادن نخلی خشکیده به دعای او.) ولی اکثر معجزات و کرامات حضرت در اخبار از غیب و پیشگویی‌ها تجلّی کرده است.

شهادت امام

تلاش موفق امام حسن برای به‌کرسی نشاندن اهداف صلح باعث شد که معاویه طرح قتل حضرت را پیگیری نماید تا بتواند به خواسته دیرین خود یعنی تبدیل خلافت اسلامی به سلطنت موروثی، جامه‌ی عمل بپوشاند. به این ترتیب سمی مهلک تهیه کرد و آن را توسط همسر آن حضرت به او خوراند.
حضرت پس از مدتی درد و رنج، در روز 28 ماه صفر سال 50 هجری به لقاء الله شتافت.
برادرش امام حسین علیه السلام، جنازه‌ی او را پس از تغسیل و نماز برای دفن به سوی مسجد و روضه پیامبر برد ولی سرانجام بر اثر ممانعت بنی‌امیه در بقیع به خاک سپرد.

ثواب عزاداری و گریه بر امام حسن

رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم سال‌ها پیش از شهادت امام حسن فرموده بود : « هر کس بر حسن گریه کند، چشمش روزی که دیده‌ها کور می شوند (روزقیامت)، کور نمی شود و هرکس در مصیبت او اندوهگین شود، روزی که همه دلها اندوهگین است، غم و اندوهی ندارد. زیارت حسن مایه‌ی استواری قدم‌ها در قیامت است.»

شاگردان و یاران امام

نام بیش از 30 نفر از شاگردان و یاران آن حضرت در تاریخ ثبت شده است.

همسران امام

بررسی موضوع زنان امام حسن علیه السلام بسیار لازم است زیرا زشت‌ترین تهمتی که به حضرت از طرف دشمنان و دوستان نادان زده شده است، کثرت اغراق‌آمیز ازدواج‌ها و طلاق‌های اوست؛ تا جایی که برخی، تعداد همسران آن حضرت را 400 نفر گفته‌اند.

مجموعه زنانی که نام خود و پدرشان در تاریخ ثبت است و به عنوان همسر حضرت ذکر شده‌اند، صحیح یا ناصحیح، به ده نفر نمی‌رسد؛ و در حقیقت بنی‌امیه خواسته‌اند با تهمت لذت‌طلبی مفرط به آن حضرت، صلح او را به صورتی تحریف‌یافته تفسیر کنند.

فرزندان امام

کمترین عددی که درباره فرزندان حضرت نوشته‌اند 7 نفر و بیشترین عدد 23 نفر است. شیخ مفید ، فرزندان حضرت را 15 نفر می‌داند( هشت پسر و هفت دختر.)

از دختران حضرت 4 نفر و از پسرانش نیز 4 نفر صاحب فرزند شده اند. البته دو تن از پسران، فرزند پسر نیاوردند و به همین جهت نسل تمامی سادات حسنی به آن دو پسر دیگر که فرزند پسر آورده اند زید و حسن مثنّی) منتهی می‌گردد. در سلسله سادات حسنی، دانشمندان، سلاطین، محدّثان و انقلابیون متعددی وجود دارد.

گزیده سخنان امام

علی‌رغم شخصیت منحصر به فرد امام حسن علیه‌السلام، متأسفانه مقدار سخنانی که از حضرتش باقی مانده، اندک است و این به خاطر فشارهای غاصبان خلافت و بنی‌امیه بوده است.
سخنانی که از حضرت به دست ما رسیده، در سه قالب اشعار ، احتجاجات واحادیث است که گونه سوم، گاه به صورت سخنرانی و گاه به صورت پاسخ به سؤالی یا جواب نامه‌ای بوده است.
+ نوشته شده در ۲۸/۱۱/۱۳۹۰ساعت ۱۱:۳۹ توسط رضا طاهرنژاد جوزم دسته : | نظر(0)

خصوصیات علامه طباطبایی

                                         بسم الله الرحمن الرحیم
                                   اللهم صلی علی محمد و ال محمد
علامه محمد حسین طباطبایی مردی ساده و بی آلایش بود. متواضع، مودب، متین و با وقار بود و هیچ وقت عصبانی نمی شد.
                                       
هیچ گاه بلند سخن نگفت؛ در مورد کسی بد نمی گفت و هرگز کسی از ایشان غیبت نشنید. سخن کسی را قطع نمی کرد و به صحبت های دیگران خوب گوش میداد.

برای بدخواهان خودش هرگز نمی گذاشت که دیگران اقدامی کنند و خودش هم عفو میکرد. از بحث های جدلی دوری میکرد و در برخورد باشاگردان خود شیوه مخصوصی داشت.

در شیوه وی هیچ وقت تحکم فکر در کار نبود. همیشه درعین حالی که سعی داشت متناسب بادرک واستعداد شاگردان، مطلب را القا کند، به آن ها مجال تفکر میداد.
اساسا ایشان نسبت به تربیت شاگرد به خصوص اهل فضل و خصوصا در زمینه معارف وحقایق قرآنی و استدلالی، شیفتگی زیادی داشت.

علامه اجازه نمیداد کسی دست ایشان را ببوسد؛ در همه لحظات مراقب خویش بود و هیچ گاه از خود تعریف نمیکرد. نسبت به اهل و عیال و خانواده بسیار مهربان بود. بامناجات و دعا و راز و نیاز بسیار مانوس بود. اکثر اوقات در سکوت بود و فقط لبانش به ذکر خدا حرکت میکرد.

پیاده روی را دوست داشت. در بذل دانش حریص بود. سؤال هیچکس را بدون جواب نمی گذاشت. به زیادی و کمی شاگردان توجه نداشت؛ حتِِی گاهی از اوقات برای دوسه نفر هم درس می گفت. گاهی که استاد خطاب میشد، میفرمود این تعبیر را دوست ندارم، ما اینجا دور هم جمع شده ایم تابا کمک و همفکری، معارف اسلام را دریابیم.
اخلاص کامل داشت و همیشه جلب رضایت خدا را در نظر میگرفت.
وخلاصه این بزرگمرد الهی عصاره ای از تمام اخلاقیات نیکو و ویژگیهای حسن را دارا بود.

منبع

  • مقدمه شرح کتاب بدایة الحکمة
+ نوشته شده در ۲۸/۱۱/۱۳۹۰ساعت ۱۰:۵۹ توسط رضا طاهرنژاد جوزم دسته : | نظر(0)

امام سجاد(ع) و رسالت او بعد از عاشورا

بسم الله الرحمن الرحیم

                         اللهم صلی علی محمد و ال محمد

امام عارفان،علی بن الحسین علیه السلام از جمله کسانی است که در ماجرای کربلا،قبل و بعد از شهادت امام حسین(ع)نقش عمده و قابل توجهی ایفا کرده است .

بعضی گفته اند در ماجرای کربلا حدود23سال داشته است و به اراده ی خداوند متعال به طور مصلحتی بیمار شده تا زنده بماند و امانت امامت را پس از پدرش تحویل بگیرد و زمین از حجت خدا خالی نماند .

درروایات شیعی آمده : " لولاالحجة لساخت الارضُ باهلها " . اگرمحبّت خدا روی زمین نباشد، زمین اهلش را فرو میبرد و جنبنده ای زنده نمی ماند . برای همین است که لحظه ی شهادت امام حسین(ع) زمین کربلا لرزید و آسمان تیره و تارشده، یعنی برای کمتراز یک لحظه در آن تِبدیل و انتقال امامتِ عالم وجود به امام سجاد(ع)،گوئیا زمین احساس بی سرپرستی میکند !

امام سجاّد(ع) [به نقل قویتر] فرزند دوّم امام حسین(ع) است و به علی اوسط مشهور شده است . هم اوست که خودش را " ابن الخیرتین " یعنی فرزند دو نیکی و دو شرافت نامیده و معرفی کرده است .

امامت و رهبری کاروان اسرای کربلا را تا برگشت به مدینه به عهده داشته و به بهترین وجه هدایت نموده است . اولیّن اقدام شجاعانه ی امام سجّاد(ع) پس ازماجرای کربلا ، سخنرانی در کوفه، هم در میان مردم و هم مقابل ابن زیاد میباشد . همین سخنرانی است که مردم را منقلب و پریشان میکند و افکاررا عوض میکند و مردم را به فکر فرو می برد که چه جنایت بزرگی مرتکب شده اند :

(( ای مردم ! هرکه مرا می شناسد، بداند و هرکه نمی شناسد،بشناسد و بداند که من علی فرزند حسین فرزند علی فرزند ابی طالب(ع)هستم . من همانم که پدرم را کنارفرات مظلومانه کشتند  ... و حرمتش را نگه نداشتند ... همه ی این سختی ها موجب فخر و شرافت ماست ...)) .

این سخنرانی در کوفه چنان هیجانی ایجاد کرد که مردم به صدای بلند گریستند و بانگ واویلا سر دادند و میگفتند : هلاک شدیم و ندانستیم که بیچاره شدیم!

امام(ع) در کوفه کاری کرد که چند سال کارفکری و فرهنگی نمی توانست انجام دهد.

کار دوم امام(ع) در شام بود :

شهر شام ،شهری دور ازمعارف اهل بیت(ع) بوده و از اسلام جز نماز و معاویه، چیز دیگری نمی شناخته است .نمازی که پوسته و ظاهراسلام و حاکمی که به نام اسلام بر مردم حکم میراند .امام(ع) درمقابل طاغوت زمان، یزیدبن معاویه چنان شجاعتی از خود نشان داد که تاریخ هرگزچنین دلاوری به خود ندیده است . به راستی آن زین العابدینی که ما تجسّم می کنیم ، این پهلوان خارق العاده نیست ؟! در مقابل یزید ایستاد و او را به چالش کشید و گفت : ما از شهادت نمی ترسیم ، شهادت فخرخاندان ما بنی هاشم و هدیه إلاهی به ماست ، ما به آن افتخار می کنیم و عادت خود می شماریم، ای پسر معاویه و فرزند هند جگر خوار! همواره نبوّت و امارت، خاص پدران و اجداد من بود قبل ازآن که تو به دنیا آمده باشی! وای بر تو !

اگرمی دانستی چه کردی و چه گناهی را مرتکب شده ای در حق ما ! سر در بیابان می گذاردی و در کوه ها سکونت می کردی . پدرم ودیعه ی رسول(ص) بین شما بود و اکنون سرش بر دروازه ی شهر توست . ساخته ی ذلّت و ندامت باش از برای روز قیامت !!

یزید به کشتن امام(ع) فرمان داد ولی دست قدرت إلاهی موجب آزادی ایشان شد و یزید به اهداف پلیدش نرسید ،آن گاه امام(ع) بر منبری که کنار سالن دربار بود برآمد و باشهامتی خارق العاده از اهداف پدرش دفاع کرد و صدای مظلومیّت حسین(ع) را تا قلب مرکز طاغوت رسانید و اعلام و ابلاغ کرد .

امام سجاد(ع) حدود سی و چهار سال پس از ماجرای کربلا زنده بود و با هر حادثه و موقعّیتّی از شهدای حق دفاع و یاد می نمود و از اهداف آنان سخن می گفت . به راستی اگر کسی بگوید نیمی از کربلا ، حسین است و نیمی دیگر سجاّد و زینب اند ، گزاف نگفته است .... .

   قسمتی از سخنرانی " حجت الاسلام و المسلمین حاج محمد رضا دهدست " در شب اربعین حسینی، حسینیه امام سجاد(ع) شهرری، سال 1390

 

+ نوشته شده در ۳۰/۱۰/۱۳۹۰ساعت ۰۱:۵۱ توسط رضا طاهرنژاد جوزم دسته : | نظر(0)

زنان رزمنده در کربلا

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صلی علی محمد وال محمد(ص)

 روز عاشورا در کربلا یک زن شهید شد و دو زن جنگیدند :

1-   ام وهبّ :هنگامیکه عبدالله بن عمیر کلبی به شهادت رسید، همسرش ام وهب به قتلگاه آمده و در میان کشتگان به جستجوی جسد شوهرش پرداخت و در کنار بدن مطهر همسر نشست و شهادتش را به وی تبریک گفت و سپس اظهار داشت ،هَنیئالَکَ الجَنَّهَ اَسئَلُ الله الَّذی رَزَقَکَ الجَنَّهَ اَن یَصحَبَنی مَعَک .((بهشت برتو گوارا باد، از خدا میخواهم که مرا در بهشت همنشین و مصاحب تو گرداند)). در این هنگام شمر ملعون متوجه این بانو شد و به غلامش رستم دستور داد تا او را به شوهرش ملحق سازد، غلام آن خبیث هم از پشت سر درآمد و نا گهان با عمود آهنین بر سرش کوفت و او را به شهادت رسانید، او تنها زنی است که از لشکر امام حسین(ع) به شهادت رسید.1

2-  بَحریّه :یکی از کسانی که در کربلا به میدان رزم قدم نهاد و به کارزار پرداخت " بَحرّیه " دختر مسعود خَزرجی همسر جناده و مادر عمروبن جناده است که پس از شهادت فرزندش؛ دشمن سر پسر را بریده و بطرف مادر که جلو خیمه بود، پرتاب کرد،مادرسر فرزند را برداشت و به سینه چسبانیدواحسنت و مرحبا گفت و سپس سر را با شدّت و حِدّت هر چه تمام تر بسوی دشمن پرتاب نمود ؛ بدین معنی : سری را که در راه خدا دادم پس نمگیریم . و با سر، یک نفر از دشمن را کشت، آنگاه ستون خیمه را گرفت و به دشمن حمله کرد و این رجز را میخواند :((پیر زنی هستم که در میان زنان هم ناتوانم که استخوانم سست و وساختمان وجودم فرو ریخته و اندامم ضعیف است ، امّا ضربات مهلکم را برشما وارد میسازم و از فرزندان فاطمه(س) دفاع میکنم )).امام حسین(ع) آمد و زن را به خیمه باز گرداند .2

3-  مادر وهب بن عبدالله کلبی پس از کشته شدن فرزندش عمود خیمه را گرفت تا به دشمن حمله کند، حسین(ع)او رابر گرداند و فرمود : اِرجِعِی رَحمِکِ الله فَقَد وَضَعَ اللهُ عَنکَ اِلجهادَ. یعنی :((خدا ترا بیامرزد،برگرد که خدا جهادرا ازتو برداشته)).3

 

1-     حیاه الحسین ج3/ص 214  -  کامل ج3/ص391

2-     حسین(ع) نفس مطمئنه ص244(تالیف: آیت الله محمد علی عالمی)

3-     ابصارالعین ص133- قاموس الرجال7/129

 

+ نوشته شده در ۲۹/۹/۱۳۹۰ساعت ۱۹:۴۳ توسط رضا طاهرنژاد جوزم دسته : | نظر(0)

دوشرط اساسی برای ظهور حضرت مهدی موعود(عج).-

                                        بسم الله الرحمن الرحیم
                       اللهم صلی علی محمد و ال محمد(ص)

آیت‌الله جوادی آملی

جهان بشریت وقتی به ثمر می‌رسد و میوه شاداب می‌دهد که انسان کاملی به عنوان «مهدی موجود موعود» عجلّ الله تعالی فرجه الشَّریف ظهور کند، که وارث همه انبیاء و اولیای الهی است. برای چنین ظهوری و ظهور چنین ذخیره ای چندین شرط لازم است که قسمت مهم آنها شرائط تحصیلی است،‌ نه حصولی. یعنی امت اسلامی باید آن شرائط فرهنگی را تحصیل کنند. نباید منتظر بود که آن شرائط خود به خود حاصل بشود تا وجود مبارک ولی عصر أرواحنا فداه ظهور کند؛ معنای «انتظار» تحصیل شرائط حضور و ظهور اوست. امتی منتظر مهدی موجود موعود سلام الله علیه است که شرایط ظهورش را فراهم بکند، و گرنه منتظر نخواهد بود!

اوّلین شرط، رشد فرهنگی امت اسلامی است؛ زیرا امام که معارف الهی را عرضه می‌کند، وقتی جامعه از رشد فرهنگی والائی برخوردار باشد، بهتر می‌فهمد، و بهتر دفاع می‌کند. نه خود گرفتار جهل و تجاهل خواهد شد، نه اجازه می‌دهد دیگران از جهل و تجاهل عوام یا عوام زده سوء استفاده کنند؛ این اوّلین وظیفه است. و دوّمین وظیفه شهامت و شجاعت است در اجرای مَنویات پیامبر گرامی اسلام علیه و علی آله آلاف التحیّه و الثناء، که در حقیقت احکام و حِکَم الهی است. این دو اصل را به عنوان بهترین شرایط انتظار و تحصیل چنین شرایط، اسلام برای ما مقرر کرده است.

از وجود مبارک امام باقر (ع) رسیده است: وقتی ولی عصر أرواحنا فداه ظهور می‌کند که ذات أقدس إله لطفی نسبت به امت انسانی و اسلامی داشته باشد، و دست مرحمت إله بر بالای سر امت اسلامی کشیده بشود، که عقل اینها و اندیشه اینها کامل باشد؛ اینها اندیشوران فرزانه خواهند بود، و خردمندان مُتبحّر و حکیم. آنچه که در جامعه اسلامی می‌گذرد و حکومت می‌کند، «فرهنگ دینی» است. با این رشد مردم شرایط علمی ظهور حضرت را فراهم کرده‌اند. طبق این روایتی که از امام باقر (ع) رسیده است؛ تا مردم عاقل نشوند، معارف دین را درست نشناسند، و معنای امامت را درست ارزیابی نکنند، توفیق انتظار ولی عصر أرواحنا فداه نصیب آنها نخواهد شد.

دوّمین شرط که مربوط به مدیریت و مدبریّت و شهامت و شجاعت در اجرای احکام الهی است، بیانی است که باز از وجود مبارک امام باقر سلام الله علیه رسیده است که یاران راستین ولی عصر و اصحاب آن حضرت،‌ اَجری مِنْ لِیثْ وَ اَمضَی مِنْ سِنانْ (1). یعنی از شیر شجاع تر، و از نیزه تیز ترند. نمونه اینگونه از شهامت‌ها را در دفاع مقدّس 8 ساله، مردم ایران اسلامی نشان داده‌اند. زن و مرد، بزرگسال و میانسال و نوسال نشان دادند که برای حفظ دین می‌توان از شیر با شجاعت‌تر بود، و از نیزه تیز تر بود، و هر گونه خطری را با جان خرید! پس اگر از نظر رشد فرهنگی به آن نِصاب راه یافتند، و از نظر شهامت و شجاعت به این نِصاب بار یافتند؛ آنگاه شرایط ظهور را تحصیل کرده‌اند.

طنین دعوت مردم به مبدأ و معاد


وقتی وجود مبارک ولی عصر أرواحنا فداه جلوه می‌کند، ندائی که طنین انداخت و ندائی که از آن حضرت به گوش عالمیان می‌رسد، این است: اُذَکِّرُکُمُ اللهْ أیُّهَا النّاسْ وَ مُقامَکُمْ بِینَ یَدَی رَبَّکُمْ (2). اوّلین حرف این است: مردم! من شما را به مبدأ و معاد که هُوَ الأوَّلُ وَ الآخِر(3) است، متذکّر می‌کنم. شما به یاد بیاورید خدا را که مبدأ آفرینش شماست، و به یاد بیاورید لحظه‌ای که در حضور خدا حاضر می‌شوید برای پاسخ دادن به سئوالات الهی؛ که در برابر دستورات او چه کرده‌اید.
اگر کسی مبدأ را متذکّر بود، و معاد را متذکّر بود؛ مشکل اخلاقی، حقوقی، فقهی و مانند آن نخواهد داشت. منشأ همه تیرگی‌ها و تبهکاری‌های ما غفلت از مبدأ و معاد است. لذا وجود مبارک ولی عصر أرواحنا فداه وقتی ظهور کرد، اوّلین سخنش این است: مردم! به یاد روز حساب باشید. اگر کسی بداند تمام کارها تحت حساب است، و در برابر هر فکر و اندیشه‌ای که دارد باید پاسخگو باشد؛ در برابر هر قیام و رفتار و گفتار و نوشتاری که ارائه کرده است، باید جوابگو باشد؛ چنین انسانی جز بر اساس آیه سوره اسراء حرکت نمی‌کند که: رَبِّ اَدخِلْنِی مُدخَلَ صِدقْ وَ اَخرِجنِی مُخرَجَ صِدقْ (4). هر کاری که می‌خواهد وارد بشود به نام و یاد خدا، از آن کار بیرون بیاید به نام و یاد خدا.

*گزیده‌ای از پیام گفتاری آیت الله العظمی جوادی آملی به بیست و ششمین سمینار سراسری فرهنگی اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان آمریکا و کانادا. 

                   

..........................................
(1) بحار الأنوار / ج52 / ص318
(2) کتاب الفِتَن
  ـ  ابن حمّاد مَروزی؛ 
برداشت از خطابة امام محمّد باقر (ع)
(3) حدید / 3
(4) اسراء / 80

   

+ نوشته شده در ۱۶/۸/۱۳۹۰ساعت ۰۷:۱۴ توسط رضا طاهرنژاد جوزم دسته : | نظر(0)

سخنران محرم 1390

                                                   بسم الله الرحمن الرحیم  

                                         اللهم صلی علی محمد و ال محمد(ص) 

با تایید هیئت امناء حسینیه امام سجاد (ع) شهر ری واقع در ابتدایی جاده قدیم قم - بلوار بهشتی - خیابان فردوسی غربی ، برای دعوت از مفسر و معلم قرآن ، جناب استاد سید حسین صدرالحفاظ جهت سخنرانی  از شب اول تا شب سیزدهم محرم ١٣٩٠و قبول ایشان ،امسال نیز مانند سال گذشته ، ایشان افاضه فیض میکنند .  

موضوع سخنرانی :  ادامه مبحث سال ٨٩

                           بررسی ریشه های حادثه کربلا

                  " علاقه مندان میتوانند از ساعت 20 در مراسم سخنرانی ایشان شرکت نمایند"

+ نوشته شده در ۱۰/۸/۱۳۹۰ساعت ۱۴:۱۶ توسط رضا طاهرنژاد جوزم دسته : | نظر(0)

شیوه های پیام رسانی و تأثیرات قیام کربلا


بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صلی علی محمد و ال محمد

شیوه های پیام رسانی و تأثیرات قیام کربلا

 پس از حادثه ی جان سوز کربلا در سال 61 هجری خانواده و همراهان امام حسین(ع) شامل 84 زن و کودک ( و مردی بیمار به نام علی بن الحسین(ع) ) به اسارت گرفته شدند و به کوفه و سپس به شام رفتند .

به نظر میرسد ، اهل بیت امام (ع) از چند شیوه ی تبلیغی برای پیام رسانی قیام عاشورا استفاده کرده اند :

 1 – تشویق شاگردان و صحابه و یاران خاص خود به نگارش ماجرای کربلا تا از یادها نرود و باقی بماند . امام باقر علیه السلام به بعضی از یاران خود میفرمود :

یاد کربلا را زنده نگه دارید و آن را به نسل های بعدی منتقل کنید .

  2 -  ایراد خطبه های غرّا و فصیح در میان راه و در شهر های مختلف مثل کوفه و شام و در میان دربار یزید به طوری که تأثیرات این خطبه ها بین مردم عموما و بین درباریان (مثل همسر یزید) خصوصا ، توانست نهضتیی دوباره ایجاد کند و موجی در جهان اسلام راه بیندازد .

مردم شام از مرکز جامعه ی اسلامی دور بودند و با تعالیم معاویه یعنی اسلام اشرافی و منفعت گرا ، تربیت شده بودند ، با این حال خطبه های امام سجاد(ع) و حضرت زینب (س) توانست به شدت آنها را تکان دهد و افکار عمومی را علیه یزید بشوراند .

این خطبه ها توانست ، یزید را وادار به عقب نشینی کندو به طوری عذر خواهی نماید (از روی فریب و ریا کاری ) تا افکار عمومی علیه او نشورند . تقصیر را به گردن ابن زیاد انداخت و خود را در ظاهر خلاص و آزاد نمود .

 3 – روش سومی که اهل بیت (ع) برای زنده نگه داشتن یاد کربلا و رساندن پیام حسینی(ع) انجام دادند ، برگذاری مراسم و جلسه های ذکر مصائب و عزاداری برای آن شهیدان بوده است .

اولین عزادار امام حسین (ع) ، حضرت زینب (س) است ، روز عاشورا در کنار بدن آن حضرت ، سپس با ورود به کوفه موج عزاداری و گریه بر حسین (ع) به پا شد ( و سر انجام پس از 4 – 5 سال تبدیل به حرکت توابین و قیام مختار شد ) و پس از برگشت از کربلا ، امام سجاد (ع) و سایر هاشمی ها به طور مدام جلسه های عزاداری بپا کردند تا سرانجام به تبعید حضرت زینب (س) از مدینه به شام انجامید و امام سجاد(ع)  را از این گونه مجالس منع کردند و  تهدید کردند چنانچه  این برنامه ادامه یابد ، محاصره شدیدتر خواهد شد .

این گونه عزاداری ها مختّص به مجالس رسمی و گرد هم آمدن ها نبود بلکه امام سجاد(ع) از هر فرصتی برای این عزاداری استفاده می کرد . آنچه در تاریخ آمده که آن حضرت با دیدن آب ، طفل کوچک و ... مدام میگریست و یاد کربلا را زنده میکرد ... .

    قسمتی از سخنرانی اربعین 89 توسط حجت الاسلام والمسلمین حاج محمد رضا دهدست

                                       روابط عمومی حسینیه امام سجاد (ع) ری


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۱۲/۱۱/۱۳۸۹ساعت ۱۰:۲۷ توسط رضا طاهرنژاد جوزم دسته : | نظر(0)

سخنران اربعین1389موسسه فرهنگی امام سجاد (ع) ری

                      بسم الله الرحمن الرحیم   

                اللهم صلی علی محمد و ال محمد                          

           انالحسین المصباح الهدی و السفینه النجاه

سخنران اربیعین حسینی(ع) :

هیئت امناء حسینیه امام سجاد(ع) شهرری برای سخنرانی مراسم عزاداری اربعین شهادت امام حسین علیه السلام از حجت الاسلام والمسلمین "حاج محمد رضا دهد ست "دعوت بعمل آورد .

شروع سخنرانی از ساعت 30/20 دوشنبه ، برابر با (( شب اربعین حسینی))4/11/89 در مکان این حسینیه واقع در شهرری – بعد از بیمارستان هفت تیر – بلوار بهشتی – خیابان فردوسی غربی – کوچه حسینیه امام سجاد(ع) میباشد .

موضوع سخنرانی : " نقش پیام رسانی اسرای کربلا "

از عموم علاقه مندان دعوت میشود در این مراسم پر فیض حضور به هم برسانند .

             (  روابط عمومی موسسه فرهنگی امام سجاد(ع)ری)

+ نوشته شده در ۲۷/۱۰/۱۳۸۹ساعت ۱۶:۴۳ توسط رضا طاهرنژاد جوزم دسته : | نظر(0)

امام سجاد علیه السلام

                       بسم الله الرحمن الرحیم

                 اللهم صلی علی محمد و ال محمد

این متن از سایت اطلاع رسانی آیت الله میرزا جواد تبریزی(ره) کپی شده است.

                             امام سجاد علیه السلام

نام: على  كنیه: ابوالحسن و ابومحمد  القاب: زین العابدین، سید الساجدین، سجّاد، زكىّ، امین و ذوالثفنات  به خاطر عبادت زیاد و سجده‏هاى طولانىِ امام زین العابدین (ع)، پینه‏اى در پیشانى‏اش بسته بود. از این رو، به وى «ذوالثفنات» لقب دادند.

منصب: معصوم ششم و امام چهارم شیعیان.

تاریخ ولادت: نیمه جمادى الثانى سال 38.

در مورد تاریخ ولادت آن حضرت، اختلاف است. غیر از تاریخ مزبور، مورخان روز و ماه ولادت آن حضرت را، پنجم شعبان یا نیمه جمادى الاولى یا هفتم شعبان و یا نهم شعبان ذكر كرده‏اند. در مورد سال ولادت آن حضرت نیز برخى سال 37 و برخى سال 36 هجرى را ثبت كرده‏اند.

امام زین العابدین (ع) دو سال پیش از شهادت امیر المؤمنین، على بن ابى‏طالب(ع) چشم به جهان گشود.

محل تولد: مدینه مشرفه، در سرزمین حجاز (عربستان سعودى كنونى). برخى مورّخان گفته‏اند كه محل تولد آن حضرت در كوفه بوده است؛ زیرا در آن هنگام، همه افراد خانواده امام على (ع) در كوفه به سر مى‏بردند.

نسب پدرى: امام حسین بن على بن ابى‏طالب (ع).

نام مادر: شهربانو، یا شاه زنان، دختر یزدگرد سوم، آخرین پادشاه از سلسله‏ ساسانیان در ایران كه در زمان خلافت امام على (ع) (و به قولى در عصر خلافت عمر یا عثمان) به اسارت مسلمانان در آمده و با اختیار خویش، همسرىِ امام‏حسین (ع) را پذیرفت. این بانوى بزرگ در ایام نوزادى امام زین العابدین(ع) درگذشت.

مدت امامت: از زمان شهادت پدر بزرگوارش امام حسین (ع)، در محرم سال 61 تا محرم سال 95 هجرى، به مدت 34 سال.

تاریخ و سبب شهادت: دوازدهم (یا هیجدهم یا بیست و پنجم) محرم سال 95 (یا 94) هجرى، در سن 55 سالگى، به خاطر زهرى كه ولید بن عبدالملك به آن حضرت خورانید.

محل دفن: قبرستان بقیع، در مدینه مشرفه، در جوار قبر عمویش، امام حسن مجتبى (ع).

هم اكنون قبور مشرفه چهار امام معصوم(ع)، امام حسن مجتبى(ع)، امام زین‏العابدین(ع)، امام محمد باقر(ع) و امام جعفر صادق(ع) در كنار هم مى‏باشد.

همسران: فاطمه، دختر امام حسن مجتبى و چند ام ولد.

فرزندان

الف) پسران: 1. امام محمد باقر (ع). 2. زید شهید. 3. عبدالله باهر. 4. عمر أشرف. 5. حسین اكبر. 6. عبدالرحمن. 7. عبید الله. 8. سلیمان. 9. حسن. 10. حسین اصغر. 11. على‏اصغر. 12. محمد اصغر.

ب) دختران: 1. خدیجه. 2. فاطمه. 3. علیّه. 4. ام كلثوم.

اصحاب: اسامى تعداد زیادى از مؤمنان، شیعیان و محبان اهل بیت(ع) در زمره اصحاب و یاران امام زین العابدین (ع) آمده است كه در این جا به نام برخى از آنان اشاره مى‏گردد:

1. جابربن عبدالله انصارى.

2. عامر بن واثله كنانى.

3. سعید بن مسیّب.

4. سعید بن جهان كنانى.

5. سعید بن جبیر.

6. محمد بن جبیر.

7. ابو خالد كابلى.

8. قاسم بن عوف.

9. اسماعیل بن عبدالله بن جعفر.

10. ابراهیم بن محمد حنفیه.

11. حسن بن محمد حنفیه.

12. حبیب بن ابى ثابت.

13. ابو حمزه ثمالى.

14. فرات بن أحنف.

15. جابر بن محمد بن ابى بكر.

16. ایوب بن حسن.

17. على بن رافع.

18. ابو محمد قرشى.

19. ضحاك بن مزاحم.

20. طاوس بن كیسان.

21. حمید بن موسى.

22. أبان بن تغلب.

23. سدیر بن حكیم.

24. قیس بن رمانه.

25. همام‏بن غالب (مشهور به فرزدق شاعر).

26. عبدالله برقى.

27. یحیى بن ام طویل.

زمامداران معاصر

1. امیر المؤمنین على بن ابى‏طالب (ع) (40-35 ق.).

2. امام حسن‏مجتبى (ع) (41-40 ق.).

3. معاویة بن ابى سفیان (60-35 ق.).

4. یزید بن معاویة (64-60 ق.).

5. معاویة بن یزید (64-64 ق.).

6. عبدالله بن زبیر (73-64 ق.).

7. مروان بن حكم (65-64 ق.).

8. عبدالملك بن مروان (86-65 ق.).

9. ولید بن عبدالملك (96-86 ق.).

از میان زمامداران فوق، ردیف‏هاى اول و دوم از خاندان بنى هاشم، سوم، چهارم و پنجم از خاندان بنى‏امیه و از تیره ابوسفیان، ششم از آل زبیر و هفتم، هشتم و نهم از خاندان بنى‏امیه و از تیره حكم بن عاص هستند. از میان آنان امام على بن ابى‏طالب(ع) دادگرترین و شایسته‏ترین فردى بود كه پس از پیامبر اكرم (ص) به زمامدارى مردم رسید. زمامدارىِ كوتاه مدت وى الگو و سرمشق همه حكومت‏هاى صالحى است كه پس از او پدید آمده و یا در آینده محقق مى‏گردند.

رویدادهاى مهم

1. وفات شهربانو، مادر امام زین العابدین (ع) به هنگام تولد آن حضرت، در سال 38 هجرى.

2. شهادت امام على (ع) در دو سالگى و شهادت امام حسن مجتبى (ع) در سیزده سالگىِ امام زین العابدین (ع).

3. همراهىِ امام زین العابدین (ع) با پدرش، امام حسین (ع)، در عدم بیعت با یزیدبن معاویه و حركت اعتراض‏آمیز از مدینه به مكه، در رجب سال 60 هجرى.

4. همراهىِ امام سجاد (ع) با كاروان حسینى در حركت از مكه به كربلا، درذى‏حجه سال 60 هجرى.

5. حضور امام زین العابدین در نهضت خونین كربلا، در سن 23 سالگى.

6. ابتلاى امام زین العابدین (ع) به بیمارىِ شدید، در روز عاشورا، و عدم توانایىِ جهاد در راه خدا.

7. تحمل مصیبت شهادت امام حسین (ع) و یاران و اصحاب آن حضرت، از سوى امام زین العابدین(ع) در روز عاشورا.

8. جنایت‏هاى لشكریان یزید در جدا كردن سرها از بدن شهدا و بر نیزه كردن آنها، اسب دوانى بر بدن‏هاى شهدا و غارت و آتش زدن خیمه‏ها پس از شهادت امام‏حسین (ع)، در عصر عاشورا.

9. آغاز اسارت امام زین العابدین (ع) و سایر بازماندگان قافله حسینى به دست لشكریان عمر بن سعد از عصر روز عاشورا.

10. تحمل سختى‏ها و مشقت‏هاى امام زین العابدین(ع) و دیگر بازماندگان در اسارت، كوفه و شام.

11. خطبه خواندن امام سجاد(ع) براى اهالى كوفه، در حالى كه در غل و زنجیر و اسارت دشمنان بود.

12. خطبه خواندن امام سجاد(ع)، در مجلس بزرگ مسجد اموىِ شام، در حضور یزید و تأثیر شگفت آن بر شامیان.

13. بازگشت امام زین العابدین(ع) به همراه سایر بازماندگان نهضت كربلا از اسارت كوفه و شام به مدینة الرسول(ص).

14. حزن شدید و گریه‏هاى طولانىِ امام سجاد(ع) در مصیبت شهادت امام حسین(ع) و اهل بیت آن حضرت.

15. قیام مردم مدینه بر ضد یزید بن معاویه و اخراج بنى امیه از این شهر و وقوع نبردى خونین در این واقعه (معروف به واقعه حره)، در سال 63 هجرى.

16. شكست مقاومت اهالىِ مدینه در برابر لشكریان شام، و كشتار فجیع سپاهیان یزید به سركردگىِ مسلم بن عقبه، در مدینه، و محفوظ و مصون ماندن امام زین‏العابدین(ع) و خانواده او از این كشتار.

17. قیام عبدالله بن زبیر در مكه بر ضد بنى امیه و تصرف حجاز (مكه و مدینه) و برخى از سرزمین‏هاى اسلامى، در سال 64 هجرى.

18. فشار و سخت‏گیرىِ آل زبیر بر خاندان امیرالمؤمنین و اهل بیت(ع).

19. قیام مختار بن ابى عبیده ثقفى، در كوفه، بر ضد بنى امیه براى خونخواهى از قاتلان امام حسین (ع).

20. مجازات قاتلان امام حسین (ع) توسط مختار بن ابى عبیده و شادمانىِ امام زین‏العابدین (ع) و سایر اهل بیت(ع) از كردار مختار.

21. شهادت امام زین العابدین (ع)، در دوازدهم (یا 18 و یا 25) محرم سال 95 هجرى، به وسیله زهرى كه ولید بن عبدالملك به آن حضرت خورانیده بود.

22. به خاك سپردن بدن مطهر امام زین العابدین (ع)، در قبرستان بقیع، در جوار قبر عمویش، حضرت امام حسن مجتبى (ع)، زیر قبه مقبره عباس بن عبدالمطلب.

داستان‏ها

1. گذشت امام زین العابدین (ع) از امیر معزول مدینه

هشام بن اسماعیل مخزومى، كه از نوادگان ولید بن مغیره بود، در زمان خلافت عبدالملك بن مروان، به امارت مدینه رسید. او گرچه اهل علم و روایت بود، اما از منطق و دادگرى بهره چندانى نداشت. به همین دلیل، در زمان امارت خود، با خاندان امیرالمؤمنین على (ع) به ویژه امام زین‏العابدین (ع) رفتارهاى ناپسند و ظالمانه‏اى داشت و با اندك بهانه‏اى به اذیّت و آزار آن حضرت مى‏پرداخت.

پس از هلاكت عبدالملك، فرزندش ولید به خلافت رسید. پس از چندى هشام ابن اسماعیل مورد خشم خلیفه قرار گرفت و از امارت مدینه عزل شد. به دستور امیر جدید، هشام را بازداشت كرده و در جلوى خانه مروان بن حكم در معرض دید اهالى مدینه قرار دادند تا هر كس از وى شكایتى دارد، آن را اقامه كند و حق خویش را بستاند. هشام، كه در توقیف مأموران امیر بود، مرتباً مى‏گفت: من از كسى واهمه‏اى ندارم جز على بن حسین (ع) كه به وى آزارهاى زیادى رسانده‏ام.

اما در همان ایام، امام زین‏العابدین (ع) فرزندان و اطرافیان خویش را گرد آورده و به آنان سفارش كرد كه از هشام شكایتى نكنند. اطرافیان امام (ع) عرض كردند: ما منتظر چنین روزى بودیم كه انتقام ستمكارى‏هاى او را بستانیم، آیا ما را امر مى‏نمایى تا در مورد دشمن شما و اهل بیت(ع) كوتاه بیاییم؟ امام (ع) فرمود: حتى به یك كلمه هم در صدد انتقام نباشید، وى را به خدا واگذار كنید.

روزى امام (ع) به هنگام عبور از جلوى توقیفگاه هشام، از وى تفقّد و دلجویى كرد. هشام كه بزرگوارى و كرامت نفس امام (ع) را ملاحظه كرد، گفت: اَللَّهُ اَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَهُ؛ (1) یعنى خداوند متعال داناتر است كه رسالتش را در كجا (چه خاندانى) قرار دهد.

همچنین در روایتى آمده است كه امام زین العابدین (ع) براى هشام پیغام فرستاد كه ببین از مال دنیا چیزى دارى كه خود را رهایى بخشى و از بند رها سازى؟ در پیش ما چیزى نیست كه تو را كفایت كند؛ اما از ما مطمئن باش كه آسیب و آزارى به تو نمى‏رسد. هشام كه از بزرگوارى و عفو امام(ع) متحیر و مبهوت شده بود، گفت: اَللَّهُ اَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَهُ.

آرى، امام زین العابدین (ع) با این سیره و رفتار خود به همگان آموخت كه زمین خوردگان را زمین زدن روا نیست. مردانگى و غیرت در این است كه در برابر ستمكاران، در هنگام اعمال ناشایستشان ایستادگى شود. (2)

2. حسادت هشام بن عبدالملك از مقام معنوىِ امام زین العابدین (ع)

هشام بن عبدالملك دهمین خلیفه از سلسله بنى‏امیه و هفتمین خلیفه از تبار مروانیان بود كه به مدت بیست سال بر جامعه اسلامى حكومت راند. او پیش از زمامدارىِ خویش، در عصر خلافت پدرش، عبدالملك یا برادرش، ولید بن عبدالملك، سالى به حج رفت. در آن سال، زایران خانه خدا بسیار زیاد بودند و كثرت جمعیت، انجام مراسم و آداب زیارت خانه خدا را دشوار مى‏ساخت.

هشام در حال طواف خانه خدا به حجرالاسود رسید و چون خواست استلام كند (دست بر آن بكشد) به دلیل ازدحام زیاد، این امر ممكن نشد. به ناچار منبرى براى او در مسجد الحرام نصب كردند و هشام بر روى آن نشست. شامیانى كه به همراه وى به حج آمده بودند نیز در كنارش ایستاده و نظاره‏گر مردم بودند.

در آن هنگام، امام زین‏العابدین (ع) كه داراى صورتى زیبا و بوى خوش بود و محل سجده در پیشانى‏اش پینه بسته بود، با وقار تمام وارد مسجدالحرام شد و طواف خانه خدا را آغاز كرد و همین كه به حجرالاسود رسید، مردم به احترام آن حضرت، راه را باز كرده و با ملاحظه هیبت و جلالت وى از كنار حجرالاسود دور شدند تا آن حضرت به راحتى استلام كند و اعمالش را به خوبى انجام دهد.

مشاهده این وضعیت براى هشام، كه خود را بالاتر و والاتر از همه مى‏دانست، گران آمد و موجب خشم وى گردید؛ اما خشم خود را اظهار نكرد تا این كه یكى از شامیانى كه در كنارش بود، از او پرسید: این شخص كیست كه مردم براى وى احترام ویژه‏اى قائلند و او را بر خود مقدم مى‏شمارند؟ هشام براى این كه شامیان، آن حضرت را نشناسند، خود را به نادانى زد و گفت: او را نمى‏شناسم.

ابو فراس فرزدق، شاعر اهل بیت (ع)، كه در آن جا حاضر بود، گفت: اگر شما وى را نمى‏شناسید، من او را مى‏شناسم و به شما معرفى مى‏كنم. شامیان گفتند: اى ابوفراس! وى را به ما بشناسان.

فرزدق آن حضرت را در قالب قصیده‏اى توصیف و معرفى كرد كه در مطلع آن آمده است:

هذا ابْنُ خَیْرُ عِبادِ اللَّهِ كُلِّهِمْ

هذا التَّقیُ النَّقیُ الطَّاهِرُ الْعَلَمُ

چون هشام این ابیات را از فرزدق شنید، به خشم آمد و دستور داد جایزه‏هاى وى را قطع كنند و او را در مكانى میان مكه و مدینه، مشهور به عسفان زندانى كنند.

فرزدق مدتى در زندان خلیفه بود و سپس آزاد شد. امام زین‏العابدین (ع) دوازده هزار درهم براى وى فرستاد و عذرخواهى نمود كه اگر بیشتر نزد ما بود، زیادتر از آن، تو را صله مى‏دادیم. فرزدق از گرفتن آن درهم‏ها خوددارى كرد و گفت: هدف من از سرودن این ابیات، چیزى غیر از رضاى الهى نبود. من خواستم خدا و رسولش را خشنود كنم. امام (ع) وى را دعا فرمود و از وى خواست كه آن مال را بپذیرد. فرزدق پس از اصرار امام (ع) آن را پذیرفت و بركت زندگى خویش قرار داد.(3)

كلمات شریفه

1. قالَ السجّادُ (ع): اِنَّ اَحَبَّكُمْ اِلىَ اللَّهِ اَحْسَنُكُم عَمَلاً، وَاِنَّ اَعْظَمَكُمْ عِنْدَاللَّهِ عَمَلاً اَعْظَمَكُمْ فیما عِنْدَ اللَّهِ رَغْبَةً.(4)

محبوب‏ترین شما نزد خداوندمتعال، نیكوكارترین شما است و عظیم كارترین شما نزد خداوند متعال، راغب‏ترین شما به عبادات الهى است.

2. قالَ (ع): هَلَكَ مَنْ لَیْسَ لَهُ حَكیمٌ یُرْشِدُهُ وَذَلَّ مَنْ لَیْسَ سَفیهٌ یَعْضُدُهُ.(5)

در هلاكت است كسى كه دانشمندى وى را ارشاد ننماید و خوار است كسى كه سفیهى وى را هم بازو نشود و كمك ننماید.

3. قالَ (ع): اِتَّقُوا الْكِذْبَ الصَّغیرَ مِنْهُ وَالْكَبیرَ فى‏ كُلِّ جِدٍّ وَهَزْلٍ. فَاِنَّ الرَّجُلَ اِذا كَذِبَ فِى الصَّغیر اِجْتَرَأ عَلَى الْكَبیر.(6)

از دروغ، چه كوچك باشد، چه بزرگ و چه جدى باشد و چه شوخى، بپرهیزید؛ زیرا كسى كه دروغ كوچك بگوید، جرأت بر گفتن دروغ بزرگ نیز پیدا خواهد كرد.

4. قالَ (ع): ما مِنْ شَی‏ءٍ اَحَبَّ اِلَى اللّهِ بَعْدَ مَعْرِفَتِهِ مِنْ عِفَّةِ بَطْنٍ وَفَرْجٍ.(7)

نزد پروردگار منان هیچ چیز پس از خداشناسى دوست داشتنى‏تر از عفت شكم و فرج (حلال خورى و پاكدامنى) نیست.

5. قالَ (ع): طَلَبُ الْحَوائجِ اِلَى النَّاسِ مَذِلَّةٌ لِلْحَیاةِ وَمُذْهِبَةٌ لِلْحَیاءِ وَاِسْتِخْفافٌ بِالْوَقارِ وَهُوَ الفَقْرُ الْحاضِرِ.(8)

درخواست حوایج و نیازمندى‏ها از مردم، موجب خوارىِ زندگى، از بین رفتن حیا و كاستن متانت است و آن، فقر حاضر است.

1 . انعام (6) آیه 124.

2 . مناقب آل أبى‏طالب، ج‏3، ص 301.

3 . همان، ج‏3، ص 306.

4 . بحار الأنوار، ج 104، ص 73، باب 1، ح 25.

5 . همان، ج 78، ص 158، باب 21، ح 19.

6 . همان، ص 136، باب 21، ح‏3.

7 . همان، ص 141، باب 21، ح 3.

8 . همان، ص 136، باب 21، ح 3.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۱۵/۱۰/۱۳۸۹ساعت ۰۱:۳۳ توسط رضا طاهرنژاد جوزم دسته : | نظر(0)

محرم 1389

                                           بسم الله الرحمن الرحیم  

                        اللهم صلی علی محمد وال محمد 

 مراسم عزاداری سالار شهیدان ، حسین بن علی علیه السلام و یاران با وفایش امسال(1389) نیز مانند سالهای گذشته با شکوه هر چه بیشتر برگذار شد . شروع مراسم با تلاوت قرآن مجید همراه بود و بعد سخنران گرامی جناب استاد سید حسین صدرالحفاظ بحث این محرم خود را در زمینه علل بوجود آمدن حادثه کربلا و نقش عالمان دینی منحرف در آن از نظر قرآن و روایات ، بیان فرمودند ، که با استقبال عمومی نیز مواجه شد . هیئت امناء حسینیه امام سجاد(ع) ری تمام کوشش خود را مبذول داشت تا از هرگونه خرافه در عزایی امام شهیدان(ع) جلوگیری نمایید . در این رابطه با مداحان اهلبیت(ع) هم صحبت شد تا از خواندن هر شعر و مطلبی که درشأن اهلبیت(ع) نیست یا غلّو بوده و یا واقعیت خارجی ندارد خودداری نمایند . در این حسینیه از لخت شدن عزاداران جلوگیری شد و بیشتر هدف از این مراسم را شناساندن سیره و راه و هدف امام حسین علیه السلام قرارمی داد . 

 در شب پایانی هم به هر یک از عزاداران یک جلد کتاب(گوهرهای تابناک) که شامل 360 حدیث موضوعی از امامان (ع) میباشد بعنوان هدیه اهداء گردید . در ضمن برای استفاده بیشتر خواهران از این مجالس ، یک ال سی دی 42 اینچ تهیه و با فیلمبرداری همزمان وپخش در طبقه خواهران، امکان استفاده بیشتر ایشان فراهم شد .  

              روابط عمومی موسسه فرهنگی امام سجاد(ع)ری

+ نوشته شده در ۱/۱۰/۱۳۸۹ساعت ۲۱:۳۵ توسط رضا طاهرنژاد جوزم دسته : | نظر(0)

سخنران محرم 1389موسسه فرهنگی امام سجاد (ع) ری

                                                 بسم الله الرحمن الرحیم  

                                         اللهم صلی علی محمد و ال محمد(ص) 

با تایید هیئت امناء حسینیه امام سجاد (ع) شهر ری واقع در ابتدایی جاده قدیم قم - بلوار بهشتی - خیابان فردوسی غربی ، برای دعوت از مفسر و معلم قرآن ، جناب استاد سید حسین صدرالحفاظ جهت سخنرانی  از شب اول تا شب سیزدهم محرم و قبول ایشان ،امسال نیز مانند سال گذشته ، ایشان افاضه فیض میکنند .  

موضوع سخنرانی :  

                           بررسی ریشه های حادثه کربلا

                  " علاقه مندان میتوانند از ساعت 20 در مراسم سخنرانی ایشان شرکت نمایند"

+ نوشته شده در ۲۹/۸/۱۳۸۹ساعت ۲۳:۵۶ توسط رضا طاهرنژاد جوزم دسته : | نظر(0)

خلاصۀ درس اخلاق مرجع عاليقدر حضرت آيت الله العظمي مظاهري«مدّظلّه العالي»

خلاصۀ درس اخلاق مرجع عاليقدر حضرت آيت الله العظمي مظاهري«مدّظلّه العالي»

پنج شنبه 20/8/1389- مسجد حکيم اصفهان

بسم الله الرحمن الرحيم

«رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي»

به تناسب اينکه در آستانۀ فرارسيدن دو فرصت کم نظير و گرانبها يعني روز عرفه و عيد سعيد قربان هستيم، لازم است قدري راجع به عظمت اين دو روز و نحوۀ بهره برداري از فضائل آن در جهت رسيدن به قرب الهي صحبت شود.

روز عرفه، روز دعا و نيايش، و عيد قربان، عيد عبادت و بندگي است. اين دو درّ گرانبها، در سلوک معنوي انسان تأثير به سزا دارند. به خصوص دعاي عرفۀ امام حسين«سلام الله عليه»، علاوه بر اينکه از جاذبيّت خاصّي برخوردار است، سازندگي روحي دارد.

انسان، در تکاپوي رسيدن به خداوند

امام حسين«سلام‌الله‌عليه» قافله سالار مردان الهي است. دعاي شريف عرفه که از آن حضرت به يادگار مانده است، مفاهيم عرفاني فراواني را القا مي‌‌کند. سراسر آن دعاي نوراني، آموزش رسيدن به يابيدني‌هاست. حضرت سيدالشهداء«سلام‌الله‌عليه» در دعاي عرفه با سوز و گداز خاصي مي فرمايند:

            «مَا ذَا وَجَدَ مَنْ فَقَدَكَ وَ مَا الَّذِي فَقَدَ مَنْ وَجَدَك...»[1]

                آن کسي که تو را ندارد، چه دارد؟ و آن کسي که تو را يافته است، چه ندارد؟

همۀ انسان‌ها به صورت فطري به دنبال خدا مي گردند و مي خواهند به او برسند. هر کسي به نحوي براي رسيدن به گمشدۀ خود تلاش مي کند. ولي متأسفانه بسياري از انسان‌ها نمي دانند بايد به خدا برسند و گمشدۀ خود را در غير او جستجو مي کنند.

بعضي تصور مي کنند با کسب مال و افزايش دارايي به هدف خود مي رسند و آرامش مي گيرند. برخي گمشدۀ خود را در ازدواج و تشکيل خانواده مي يابند. گروهي تخيّل مي کنند گمشدۀ آنان مدرک تحصيلي و ارتقاي سطح علمي است. دانشجو، فراغت از تحصيل را هدف نهايي خود قرار مي دهد و طلبۀ علوم ديني، درجۀ اجتهاد را گمشدۀ خود مي پندارد.

همۀ اين افراد وقتي به هدفي که براي خود ترسيم کرده اند، مي رسند، در مي يابند که گمشدۀ آنان فراتر از اين اهداف جزئي و کوچک است و اگر مسير را به درستي طي کرده باشند، اهداف غايي آنان، مقدمه اي براي رسيدن به هدف اصلي است.

لذا برخي راه را مي يابند و از طريق دعا و راز و نياز باخدا به همراه انجام واجبات و ترک محرمات، گمشدۀ خود را پيدا مي کنند.

لذّت حقيقي

بالاترين لذت براي کساني که گمشدۀ خود را مي يابند، ارتباط عاطفي و صميمانه با خداوند متعال است.

در بخش ديگري از دعاي عرفه، لذت و حلاوت مناجات و مکالمۀ عاطفي و مملو از محبت با خداوند سبحان، به انسان چشانده مي‌شود.

            «يَا مَنْ أَذَاقَ أَحِبَّاءَهُ حَلَاوَةَ الْمُؤَانَسَة»[2]

            اي آن‌که شيريني انس خود را به دوستان چشاندي.

خوشا به حال افرادي که عمق معاني اين جملات سراسر نور و برکت را مي‌يابند و لذّت حقيقي آن را درک مي‌کنند. ادعيه‌اي که از اهل‌بيت«سلام‌الله‌عليهم» به يادگار مانده است، مملوّ از همين مکالمات عارفانه و عاطفي است. چه کسي جز اميرالمؤمنين علي«سلام‌الله‌عليه» مي تواند آن جملات عاشقانه را دعاي کميل بر زبان جاري سازد؟ آيا دعاي ابو حمزۀ ثمالي امکان دارد از سوي کسي با مقامي کمتر امام سجاد«سلام‌الله‌عليه» باشد؟ اگر در روز عرفه‌اي که امام حسين«سلام‌الله‌عليه» دعاي عرفه را قرائت فرمودند، وقت نمي گذشت، به همين صورت به بيان جملاتي که هم از حيث محتوا و هم از حيث شيوۀ بيان، بي نظير بود، ادامه مي دادند و سخنان لذت‌بخش و روح‌افزاي آن حضرت پايان نمي يافت.

تصور اينکه لذات مادي و دنيوي لذت است، تصور بسيار غلطي است. لذاتي که در دنيا وجود دارد، رفع نياز و دفع الم است. وقتي انسان بهترين غذاها را مي خورد، در واقع نياز گرسنگي را برطرف کرده است و اهل دل، رفع احتياجات مادي را لذت نمي دانند. بلکه لذت آنان در مناجات با خداوند تبارک و تعالي است.

اهل معرفت اگر يک شب توفيق نماز شب را از دست بدهند، روز آنان به عزا تبديل مي شود و چنان مي‌گريند که گويي فرزند جوان از دست داده‌اند. زيرا در دل شب، معاشقه‌ها و مکالمه‌ها با معشوق خويش دارند و نمي‌توانند از لذّت آن غافل شوند.

امام علي«سلام‌الله‌عليه» در مناجات ماه شعبان خود مي‌فر‌مايند:

«إِلَهِي هَبْ لِي كَمَالَ الِانْقِطَاعِ إِلَيْكَ وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِيَاءِ نَظَرِهَا إِلَيْكَ حَتَّى تَخْرِقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إِلَى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصِيرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِكَ إِلَهِي وَ اجْعَلْنِي مِمَّنْ نَادَيْتَهُ فَأَجَابَكَ وَ لَاحَظْتَهُ فَصَعِقَ بِجَلَالِكَ فَنَاجَيْتَهُ سِرّاً وَ عَمِلَ لَكَ جَهْرا»[3]

يعني خداوندا، به من حالتي عطا فرما که علاوه بر آنکه من با تو مناجات مي‌کنم، تو هم با من حرف بزني و مناجات کني.

افرادي هستند که در دل شب نماز مي‌خوانند، حمد و سوره مي‌خوانند، ولي نظير آدم تشنه که آب مي‌خورد و سيراب شدن را مي‌يابد، خدا را مي‌يابند و نمي‌توانند نماز خويش را تمام کنند. مرتب بهانه‌اي مي‌جويند تا کلمات نوراني سورۀ حمد تمام نشود. «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعين‏» را تکرار مي‌کنند و از آن لذّت مي‌برند. گفتن هر جمله‌اي به اندازۀ تمام دنيا نزد آنان ارزش دارد. بالاخره حمد و سوره تمام مي‌شود، به رکوع مي‌روند و خداوند را تسبيح مي‌کنند. «سبحان ربي العظيم و بحمده» و پس از آن «سبحان ربي الاعلي و بحمده».

در اينجا نوبت به حرف زدن بنده با خدا مي‌رسد. خدا را به گونه‌اي مي يابند که توجّه به ذکر بنده دارد و از مناجات بنده‌اش لذّت مي برد.

اولياي الهي چنين نمازي را با دنيا و آنچه در آن است، معاوضه نمي‌کنند. پيامبر اکرم «صلّي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلّم» مي‌فرمايند:

            «الَرَكْعَتَانِ فِي جَوْفِ اللَّيْلِ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنَ الدُّنْيَا وَ مَا فِيهَا»[4]

مقام عنداللّهي

کساني که گمشدۀ خود را پيدا کرده اند، در واقع علَم و پرچم حق تعالي را يافته و خود را به او سپرده اند. ايمان اين افراد شهودي مي شود و به نفس مطمئنّه دست مي يابند که به آن مقام عنداللّهي گفته مي شود. اين مقام در همين دنيا و در دل شب آغاز مي‌شود و پس از آن، لياقت رسيدن به بهشت عدن و بهشت رضوان و مقامات والاتر را به انسان عطا مي‌نمايد.

«يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ، ارْجِعي‏ إِلى‏ رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً، فَادْخُلي‏ في‏ عِبادي، وَ ادْخُلي‏ جَنَّتي‏»[5]

در اين آيۀ شريفه نمي‌فرمايد به سوي بهشت من بيا، بلکه مي‌فرمايد به سوي خودم بيا و اين همان مقام عنداللّهي است.

وقتي هدف انسان رسيدن به چنين مقاماتي باشد، دنيا و آنچه در آن است، در نظر او ارزشي نخواهد داشت. امام علي«سلام‌الله‌عليه» در روايت شيريني در وصف دنيا و تعلّقات دنيوي مي‌فرمايند:

            «فَإِنَّهَا عِنْدَ ذَوِي الْعُقُولِ كَفَيْ‏ءِ الظِّلِّ بَيْنَا تَرَاهُ سَابِغاً حَتَّى قَلَصَ وَ زَائِداً حَتَّى نَقَص»[6]‏

دنيا در نظر خردمندان چونان سايه‏اى است كه هنوز گسترش نيافته، كوتاه مى‏گردد، و هنوز فزونى نيافته كاهش مى‏يابد.

شيطان برون و درون، نمي تواند بر صاحب نفس مطمئنّه اثر گذار باشد. از شرّ هوي و هوس، نفس امّاره و حتي صفات رذيله در امان است. زيرا خود را به زير پرچم الله تبارک و تعالي رسانده و به ذات کبريايي او پناه برده است.

«إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذينَ آمَنُوا وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ، إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَى الَّذينَ يَتَوَلَّوْنَهُ»[7]

چرا كه او را بر كسانى كه ايمان آورده‏اند و بر پروردگار خود توكل مى‏كنند تسلطى نيست، جز اين نيست كه تسلط او  بر كسانى است كه او را به يارى و سرپرستى مى‏گيرند.

مقام خليفة اللّهي

اساساً انسان خلق شده است که به مقام خليفةاللّهي برسد.

            «وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَليفَةً»[8]

خداوند متعال به ملائکه مي‌فرمايد: مي‌خواهم انسان را خلق کنم تا به مقام خليفةاللّهي برسد. مقامي که در آن، هرچه بخواهد ببيند و هرچه بخواهد بشنود. وقتي که انسان به خداوند سبحان وصل شود، قدرت او قدرت خدايي مي‌شود. علم او علم خدايي مي شود و صفات او نظير علم و قدرت، مطلقه مي شود. زيرا  به علم و قدرت لايزال الهي وصل شده است.

خداوند متعال در حديث قدسي مي فرمايد:

«وَ مَا يَتَقَرَّبُ إِلَيَّ عَبْدٌ مِنْ عِبَادِي بِشَيْ‏ءٍ أَحَبَّ إِلَيَّ مِمَّا افْتَرَضْتُ عَلَيْهِ وَ إِنَّهُ لَيَتَقَرَّبُ إِلَيَّ بِالنَّافِلَةِ حَتَّى أُحِبَّهُ فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ كُنْتُ إِذاً سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ وَ لِسَانَهُ الَّذِي يَنْطِقُ بِهِ وَ يَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا إِنْ دَعَانِي أَجَبْتُهُ وَ إِنْ سَأَلَنِي أَعْطَيْتُهُ»[9]

اگر کسي به انجام واجبات اهميت دهد و در به جا آوردن مستحبّات، خصوصاً نوافل، کوشا باشد، مورد محبّت خاص خداوند واقع مي شود. در آن صورت، گوش او گوش خدا، چشم او چشم خدا، زبان او زبان خدا و دست او دست خدا مي شود. و مهم‌تر اينکه، مي فرمايد: هر دعايي بکند، اجابت مي کنم و هرچه بخواهد به او عطا مي نمايم.

در دنيا مستجاب الدعوة مي شود و هرکاري اراده کند مي تواند انجام دهد و در آخرت، به مقامي مي‌رسد که بهشت و نعمت‌هاي بهشتي براي او کوچک و ناچيز است و در نظر او جلوه‌اي ندارد. تنها و تنها عنايت حق‌تعالي براي او جلوه دارد و در هر نظري که از سوي ذات باري‌تعالي به وي مي‌شود، او سعۀ وجودي پيدا مي‌کند و کمال بيشتري مي‌يابد. و تا خدا خدايي مي کند، او در حال استکمال و ارتقاء درجه است.

مرحوم ديلمي در ارشاد روايتي به نام معراجيه نقل مي‌کند. روايت مفصّل و عجيبي است و برخي مکالمات ردّ و بدل شده بين پروردگار متعال و پيامبراکرم«صلّي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلّم» را بيان مي‌فرمايد. در بخشي از اين روايت خداوند تبارک و تعالي به حبيب خود مي‌فرمايد: بنده‌هايي دارم که در بهشت حيران و سرگردان در ذات من هستند. در عالم ملکوت مدهوشند تا جايي که به نعمت‌هاي بهشتي که در اختيار آنان است توجّهي ندارند. بهشت و حورالعين‌ها از آنان نزد من شکايت مي‌کنند، مي‌گويند: خدايا تو ما را براي اين بندگان خلق کرده‌اي اما آنان به ما اعتنا نمي‌کنند. خداوند به آنان پاسخ مي‌دهد: بگذاريد بنده‌ام در ذات من مدهوش باشد. لذّت اين بندگان حرف زدن من با آن‌ها و حرف زدن آن‌ها با من است. بعد خداوند سبحان مي‌فرمايد: من روزي سيصد و شصت مرتبه به اين بندگان نظر مي‌افکنم و آنان در هر نظر سعۀ وجودي مي‌يابند، استکمال پيدا مي‌کنند. و اين استکمال به دنيا و آنچه در دنيا است، ارزندگي دارد.

مقام آدميّت

انسان‌ مي‌تواند به مقاماتي برسد که هيچ مخلوقي قدرت‌ رسيدن به‌ آن مقامات را ندارد.

            رسد آدمي به جايي که به جز خدا نداند            

                                                بنگر که تا چه حد است مقام آدميّت

حتي جبرئيل امين هم که ملک مقرّب خدا است، صلاحيّت ورود به حريم ملکوتي انسان را ندارد.

            گفت  او را حين بيا اندر پيم 

                                                گفت رورو من حريف تو نيم

            گفت بيرون زين حداي خوش فرّمن

                                                گز زنم پرّي بسوزد پرّ من

هدف نهايي هر انساني بايد رسيدن به مقام لقاء و فاني شدن در ذات حق‌تعالي باشد. براي رسيدن به اين مقام نيز بايد حرکت پر رنجي را آغاز نمايد و سير پرمشقّتي را طي کند.  

تمام توان آدمي بايد به کار گرفته شود تا در اين راه موفق گردد. وگرنه به جاي صعود، سقوط مي‌کند و به جاي اينکه به ارزش‌هاي معنوي و عرفاني دست يابد، در مدّت عمر مثل کرم ابريشم به دور خود مي‌تند و نتيجه‌اي نمي‌گيرد. به جاي اينکه رو به خداوند و کمالات حرکت کند، با يک زندگي سراسر تکرار مکررات، به سمت هوي و هوس و رذائل نفساني مي‌شتابد. دلبستگي به دنيا و انصراف از حق‌تعالي، چنين مقام پستي را براي انسان رقم مي‌زند.

 اگر انسان خلق شده باشد که هفتاد يا هشتاد سال، با يک زندگي تکرار مکرّرات بخورد و بخوابد و از لذّات دنيوي بهره‌مند شود و بعد هم بميرد، خلقت او عبث و بيهوده است.

ولي ذات باري تعالي که حکيم، عليم، قادر، رئوف و جواد است، و صفات او عين ذات اوست، قطعاً خلقتي حکيمانه دارد و هدف بزرگي را دنبال مي‌کند. چنان‌که مي‌فرمايد:

            «أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُون‏»[10]

            آيا گمان كرديد شما را بيهوده آفريده‏ايم، و بسوى ما باز نمى‏گرديد؟

آيا تحمّل آن همه رنج و مشقّت که عموم مردم در زندگي دارند، صرفاً به‌خاطر تهيۀ خوراک و پوشاک و مسکن است؟ آيا به‌خاطر اين است که ازدواجي بکنند و صاحب فرزند شوند و چند صباحي زندگي کنند و همۀ آنچه به دست آورده‌اند را بگذارند و بميرند؟

اگر آدمي در مدت عمر، با قرآن، دعا و نماز، انس داشته باشد و در حالي که به انجام واجبات اهميّت مي دهد، از مطلق گناهان نيز دوري گزيند، هدف از خلقت را تأمين کرده است. چنين کسي مسير حرکت به سوي خدا را در پيش گرفته و مي تواند به مقام آدميّت برسد و خداوند سبحان را با چشم دل بيابد. اميرالمؤمنين علي«سلام‌الله‌عليه» مي‌فرمايد:

            «عَمِيَتْ عَيْنٌ لَا تَرَاك»[11]

کور باد آن چشمي که تو را نمي بيند.

در روايتي ديگر که منسوب به ايشان است مي‌فرمايد:

            «ما رأيتُ شَيئاً إلا و قَد رأيتُ الله قََبلهُ و بعدهُ و معهُ و فيه‏»

يعني ايشان به غير خداي متعال هيچ جيز در اين جهان نمي بيند. اگر هم ببيند، آن را وابستۀ به خداي سبحان مي‌داند. اين مقام يعني مقام آدميّت که همه بايد به آن برسند.

            طيران مرغ ديدي، تو ز پايبند شهوت 

                                    بدرآي تا ببيني طيران آدميّت

            اگر اين درنده خويي زطبيعتت بميرد

                                    همه عمر زنده باشي به روان آدميّت

اگر انسان به مقام آدميّت برسد، ملائکه در مقابل او تواضع مي‌کنند و مشکلات او را حل مي‌نمايند. و اگر غم و غصه و نگراني داشته باشد، او را دلداري مي‌دهند.

«إِنَّ الَّذينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتي‏ كُنْتُمْ تُوعَدُون»[12]

بى‏ترديد كسانى كه گفتند: پروردگار ما اللَّه است، سپس پايدارى نمودند، فرشتگان بر آنها فرود آيند (و‌گويند) كه هرگزمترسيد و غمگين نشويد و شما را مژده باد به بهشتى كه (در دنيا) وعده داده مى‏شديد.

غم، غصه، اضطراب و پريشاني نبايد وارد دلي شود که جايگاه خداوند متعال است. از اين رو ملائکه مأموريت دارند ناملايمات را از چنين کسي دور کنند. همۀ اين‌ الطاف به خاطر اين است که جنبۀ ملکوتي و معنوي در وجود کسي که به مقام آدميّت دست مي يابد، بر جنبۀ مادي او غلبه يافته و بعد انساني جايگزين بعد حيواني شده است.

مرحوم صدرالمتألّهين«رحمة‌الله عليه» مي فرمايد: «انسان وقتي به دنيا مي آيد، يک حيوان بالفعل و يک انسان بالقوه است.»

بنابراين هر انساني وظيفه دارد، بعد انساني خود را به فعليّت برساند. اما متأسفانه برخي، از ابتدا تا انتهاي عمر خويش در همان بعد حيواني مي مانند و آخرالامر به صورت يک حيوان مي ميرند.

اگر بعد انساني و جنبۀ ملکوتي وجود انسان در او زنده شود، علاوه بر اينکه لحظه به لحظه به مقام قرب الهي نزديک مي شود، سجده گاه ملائکه مي شود. زيرا دستور خداوند به سجدۀ ملائکه به انسان به خاطر بعد ملکوتي او و پس از دميدن روح الهي در وي بود.

«فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ رُوحي‏ فَقَعُوا لَهُ ساجِدينَ، فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ، إِلاَّ إِبْليسَ أَبى‏ أَنْ يَكُونَ مَعَ السَّاجِدينَ»[13]

پس چون آن را درست كردم و در آن از روح خود دميدم، همگى براى (تعظيم) او سجده‏كنان به رو درافتيد، پس فرشتگان همگى يكسره به سجده درافتادند، مگر ابليس كه سرباز زد از اينكه با سجده كنندگان باشد.

نتيجه بحث اين‌که: اگر کسي بخواهد به مقامات عرفاني و معنوي دست يابد، بايد از محرمات اجتناب کند، واجبات را به صورت دقيق انجام دهد و به مستحبّات نظير خدمت به خلق خدا اهميّت دهد. افزون براين، انس با دعا، قرآن و نماز براي رسيدن به مقامات عرفاني و درک لذت‌هاي معنوي ضروري است.

پي‌نوشت‌‌ها

================

1. بحارالأنوار،ج 95،ص 226

2. بحارالأنوار،ج 95،ص 226

3. ‌بحارالأنوار،ج 91،ص 98

4. عللالشرائع،ج 2،ص 363

5. فجر/30-27

6. ‌نهج البلاغه، خطبه 63

7. نحل/100-99

8. بقره / 30

9. الكافي،ج 2،ص 352

10. مؤمنون / 115

11. بحارالأنوار،ج 95،ص 226

12. فصلت/30

13. حجر/31-29


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۲۹/۸/۱۳۸۹ساعت ۲۳:۴۲ توسط رضا طاهرنژاد جوزم دسته : | نظر(0)

مقبره امامزادگان وعلما در شهر ری

                                                       

                                                      بسم الله الرحمن الرحیم

 

                         اللّهمَ صَلی علی مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد

  مقبره امامزادگان وعلما در شهر ری

آستان مقدس

1-  حضرت عبدالعظیم الحسنی(ع)

2-   حضرت امامزاده حمزة بن موسی علیه السلام ((برادر امام رضا (ع))

3-  امامزاده طاهر (ع)

آدرس : میدان شهر ری – خیابان حرم مطهر – حرم مطهر هر سه بزرگوار

 

 

4 – آستان مقدس امامزاده عبدالله

 

از نوادگان امام زین العابدین علیه السلام میباشد .

 از مدفونین در اطراف بارگاه : صابر همدانی – سید علی مفسّر – صولت الدوله قشقایی – سه دانشجویی شهید 16 آذر دانشگاه تهران – میرزا محمد علی عبرت – علیرضا خان چنگی - .....  ادیب پیشاوری – سهراب زاده – خلیل خان ثقفی - .....

 

آدرس : شهر ری – سه راه ورامین – جنب پمپ ننزین – کوچه امامزاده

5 – بقعه شیخ صدوق (ابن بابویه)(ره) از علمای بنام اسلام و شیعه

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۲۴/۱/۱۳۸۸ساعت ۲۰:۲۸ توسط رضا طاهرنژاد جوزم دسته : | نظر(1)

معرفی شهر ری

                                                               

                                 بسم الله الرحمن الرحیم

 

                          الّلهم صَلی عَلی مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد

 

       معرفی شهر ری

 

ری ، شهری است کهن و باستانی که در قدمت با بابل و نینوا پهلو میزند . ری ، با قدمتی چند هزار ساله که بنای آن را به قرن هشتم (ق . م ) نسبت میدهند و با نامهای (راکس ، راگو و در اوستا رغه و در کتیبه ی بیستون ، راگا و درمتون یونانی ، راگو ، راگا ، راکیا و در سریانی  ری ، دورا ، ودر زبان ارمنی ری و در پهلوی ری – رگ – راگا ، ظبط شده است .

در وندیداد از کتب مقدسه ی زرتشتیان آمده است ((دوازد همین کشور با شکوه که من "اهورا مزدا" آفریدم "رغه" است با سه نژاد . اهریمن پسر مرگ بر ضد آن آفت بی اعتمادی پدید آورد  )) . در مجمل تواریخ (21 و 22 ) چنین می خوانیم :((منوچهر بدین جایگاه شهری از نو بنا نهاد … و آن را ماه جهان نام نهاد … ری در تقسیمات پیش از اسلام جزو سرزمین ماد بزرگ بوده و ماد راگیان یا ماد رازی نامیده میشده است . به هنگام سلطنت  شا هان اشکانی اقامتگاه بهاری آنان بوده و بدان ارسیگه می گفته اند .مادها شهر قدیم "رِگ" یا "ری" را" اورپس" مینامیدند ، چون به عهد سلوکیان زلزله ی شدیدی شهر ری را ویران کرد و سلوکوس اول معروف به نیکاتر(280 _ 312پ.م)خرابی ها را مرمت وشهر را بار دیگر آباد گردانید و نام موطن خویش "اورپس" را بر آن نهاد . این نام بعدها به ارشکیه یا ارساکیه تبدیل گردید )) . در تورات ، ری به صورت "راگس"در کتابتوبیت ،وبه صورت "راگو"در کتاب ژوبیت آمده است .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۲۲/۱/۱۳۸۸ساعت ۰۰:۳۷ توسط رضا طاهرنژاد جوزم دسته : | نظر(0)

سخن معصومین علیهم السلام - حدیث 2

                                                       بسم الله الرحمن الرحیم

                             

                              اللهم صلی علی محمد و ال محمد

       سخن معصومین(ع)

 

       چند حدیث  در باره کسیکه ندانسته عمل میکند

  1 – امام صادق علیه السلام میفرمود : هرکه بدون بصیرت عمل کند مانند کسی است که بیراهه میرود هرچند شتاب کند از هدف دورتر گردد . کافی ج1 ص 54 ح1

2 – رسولخدا (ص) فرمود : کسیکه ندانسته عملی انجام دهد خراب کردنش از درست کردنش بیشتر است .

   کافی ج1 ص55 ح3

   حدیث درباره بکار بستن علم

 1 - امام صادق علیه السلام میفرمود : چون عالم بعلم خویش عمل نکند اندرزش از دلهای شنوندگان بلغزد چنانکه باران از سنگ صاف بلغزد .

 2 – مردی خدمت امام سجاد (ع) آمد و از او مسايلی پرسید و آنحضرت جواب داد ، سپس بازگشت تا همچنان بپرسد ،امام چهارم فرمود : در انجیل نوشته است که ؛ تا بدانچه دانسته اید عمل نکرده اید از آنچه نمیدانید نپرسید ،همانا علمیکه بآن عمل نشود جز کفر[ناسپاسی] داننده و دوری او را از خدا نیفزاید . کافی ج1 ص56 ح4

3 – مفضل گوید : بامام صادق(ع) عرض کردم :  اهل نجات بچه علامت شناخته شود ؟ فرمود : آنکه کردارش موافق گفتارش باشد ، گواهی بنجاتش حتمی است یا گواهی بنجاتشرا منتشر کن و کسیکه کردارش موافق گفتارش نباشد دینش متزلل است . کافی ج1 ص56 ح5

 چند حدیث از امام محمد باقر (ع)        

 

امام باقر عليه‏السلام : : نِيَّةُ الكافِرِ شَرٌّ مِن عَمَلِهِ
نيّت كافر بدتر از عمل اوست.
ميزان الحكمة : ح 21024

امام باقر علیه السلام : تَزَيَّن للّه ِِ بِالصِّدقِ فِي الأعمالِ
با راستْ كردارى ، خود را براى خدا بياراى
گزيده تحف العقول، ص 44

امام باقر عليه‏السلام : : العِلمُ عِمادُ الرُّوحِ
دانش ستون روح است.
علم و حكمت : ج 1 ص 76 ح 204 .

امام باقر عليه‏السلام : : إنَّ اللّه‏َ لَمْ يَدَعِ الأرضَ بِغَيْرِ عالِمٍ
خداوند زمين را بدون عالم نگذاشته است.
ميزان الحكمة : ح 867 .

    

         این صفحه در حال تکمیل شدن میباشد

                 رضا طاهرنژاد جوزم

        


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۱۹/۱/۱۳۸۸ساعت ۰۱:۵۵ توسط رضا طاهرنژاد جوزم دسته : | نظر(0)

تاریخ اسلام _ عرب پیش از اسلام

                                      بسم الله الرحمن الرحیم

                    

                               اللهم صلی علی محمد و ال محمد

تاریخ اسلام (عرب پیش از اسلام )

       شبه جزیره عربستان 

 عربستان ،شبه جزیره بزرگی است که در جنوب غربی آسیا قرار دارد و مساحت آن سه میلیون کیلومتر است ،یعنی تقریباً دو برابر مساحت ایران و شش برابر فرانسه و ده برابر ایتالیا و هشتاد برابر سویس است . از طرف مغرب و جنوب با دریا واز شمال و مشرق صحرا و خلیج فارس محصور شده است . از زمان های گذشته این سرزمین را به سه بخش تقسیم کرده اند : 1 – بخش شمالی و غربی که (حجاز) می نامند . 2- بخش مرکزی و شرقی که آن را (صحرای عرب) می گویند . 3-بخش جنوبی که (یمن)نامیده می شود . در داخل شبه جزیره ، صحراهای بزرگ و شن زارهای گرم و تقریباً غیر قابل سکونت فراوان است : یکی از آن ها،صحرای ((بادیه سماوه)) است که امروزه ((نفوذ)) گفته می شود و دیگری صحرای وسیعی است که تا خلیج فارس امتداد دارد و نام امروزی آن (( الربع الخالی)) است و سابقا به قسمتی از این صحراها ((احقاف)) و قسمت دیگر را ((دهنا)) میگفتند .

هوای شبه جزیره، در صحراها و سرزمین های مرکزی بسیار گرم وخشک و در سواحل ، مرطوب ودر پارهای از نقاط معتدل است و بر اثر بدی آب و هوا ، جمعیت آن بیش از پانزده میلیون نفر نمی باشد .

    


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۱۱/۱/۱۳۸۸ساعت ۰۱:۰۲ توسط رضا طاهرنژاد جوزم دسته : | نظر(1)

سخن معصومین علیهم السلام - حدیث

                           بسم الله الرحمن الرحیم

                    اللهم صلی علی محمد و ال محمد

 پنج تن ال عبا

 

سخن معصومین

 

  چند حدیث در مورد عقل و جهل

1- شخصی از امام ششم (ع) پرسید ، عقل چیست؟ فرمود:چیزیستکه بوسیله آن خدا پرستش شود

و بهشت بدست آید . آنشخص گوید: گفتم پس آنچه معاویه داشت چه بود؟فرمود : آن نیرنگست ، آن شیطنت است ، آن نمایش عقل دارد ولی عقل نیست.  اصول کافی ج 1 ص11 ح3

2- امام صادق (ع) از رسولخدا (ص) نقل میکند که :چون خوبی حال مردی (مانند نماز و روزه بسیارش) بشما رسید ، در خوبی عقلش بنگرید زیرا بمیزان عقلش پاداش مییابد .کافی ج1ص13ح9

3- ابن سنان گوید بحضرت صادق (ع)عرضکردم : مردیست عاقل که گرفتار وسواس در وضو و نماز میباشد ، فرمود:چه عقلی که فرمانبری شیطان میکند ؟ گفتم : چگونه فرمان شیطان میبرد ؟ فرمود از او بپرس وسوسه ایکه باو دست میدهید از چیست؟ قطعا بتو خواهد گفت ازعمل شیطان .

کافی ج1 ص13 ح10

4-امیرالمومنین علی بن ابی طالب (ع) فرمود :عقل پرده ایست پوشاننده محبت . و فضل جمالی است هویدا پس نادرستی های اخلاقت را بفضلت بپوشان و با عقلت هوست را بکش تا دوستی مردم برایت سالم ماند و محبت تو بر آنها آشکار گردد . کافی ج1 ص23 ح 13

5-حضرت صادق علیه السلام فرمود: با عقلترین مردم خوش خلق ترین آنهاست.کافی ج1 ص27ح 17

6- حضرت صادق (ع) فرمود : عقل راهنمایی مؤمن است. کافی ج1 ص29ح24

7- امام صادق(ع) از پیغمبر(ص) نقل میکند که فرمود : ای علی هیچ تهیدستی سخت تر از نادانی و هیچ مالی سود بخش تر از عقل نیست .کافی ج1 ص30 ح25

چند حدیث در مورد وجوب دانش و آموختن آن(آموختن علم)

1-     رسولخدا (ص) فرمود : دانشجوئی بر هر مسلمانی واجب است ، همانا خدا دانشجویان را دوست دارد .    کافی ج1 ص35 ح1

2-    حضرت صادق (ع) فرمود : دانشجوئی واجب است .   کافی ج1 ص35ح2

3-    امیر المومنین علی بن ابی طالب (ع) میفرمود : ای مردم بدانید کمال دین طلب علم وعمل بدانست ،بدانید که طلب علم بر شما از طلب مال لازمتر است زیرا مال برای شما قسمت و تضمین شده . عادلی (که خداست) آنرا بین شما قسمت کرده و تضمین نموده و بشما میرساند ولی علم نزد أهلش نگهداشته شده وشما مأمورید که آنرا از اهلش طلب کنید، پس آنرا بخواهید .    کافی ج1ص35ح4

4 – امام محمد باقر (ع) فرمود : کمال انسان و نهایت کمالش دانشمند شدن در دین و صبر در بلا و اقتصاد در زندگی است . کافی ج1 ص39ح4

5 –امام محمد باقر (ع)فرمود :عالمیکه از علمش بهره برد (یا بهره برند) بهتر از هفتاد هزار عابد است . کافی ج1 ص40 ح8

6 – حفص گوید امام صادق علیه السلام بمن فرمود : هر که برای خدا علم را بیاموزد و بدان عمل کند و بدیگران بیاموزد در مقامهای بلند آسمانها عظیمش خوانند و گویند : آموخت برای خدا ، عمل کرد برای خدا ، تعلیم داد برای خدا .  کافی ج1 ص43 ح6

7 – امام رضا (ع) فرمود : از نشانه های فهمیدن  دین خویشتن داری و خاموشی است . کافی ج1 ص45 ح4

8 – امام صادق (ع) فرمود : مرگ هیچکس نزد شیطان محبوبتر از مرگ عالم نیست . کافی ج1 ص46 ح 1

9 – موسی بن جعفر (ع) فرمود : گفتگو با عالم در خاکروبه  بهتر از گفتگوی با جاهل است روی تشکها . 

        کافی ج1 ص48 ح2

10 -  امام باقر (ع) فرمود : زکاة علم اینستکه آنرا به بندگان خدا بیاموزی .                                              


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۷/۱/۱۳۸۸ساعت ۲۲:۱۶ توسط رضا طاهرنژاد جوزم دسته : | نظر(0)

بنام خدا سلام

         بسم الله الرحمن الرحیم

 

الله   

 

 

   الحمد الله رب العالمین

    اللهم صلی علی محمد و ال محمد

 

((آنچه خداوند باقی گذاشته برای شما بهتر است اگر به راستی به خدا ایمان دارید))

                                                                               سوره هود   آیه 86

  

  

 

    السلام علیک یابن رسول الله       

 

   السلام علیک یابن امیر المومنین

  

   السلام علیک یابن سیدة نساءِ العالمین

                                                                                    السلام علیک یا علی بن الحسین علیه السلام

 

 

حضرت علی بن الحسین (ع) فرمود :

 

   اگر اهل آسمان و زمین انجمن کنند که خدا را بعظمتش توصیف کنند ، نتوانند .  

                                           کافی ج1 ص137 ح 4

 

حضرت علی بن الحسین (ع) فرمود :

 

   مردم چه خرده گیری بر ما دارند ؟ بخدا که ما درخت نبوت و خانه رحمت و کانون علم و آمد و

شد گاه فرشتگانیم .  کافی ج1 ص320 ح1

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۲/۱/۱۳۸۸ساعت ۱۱:۱۹ توسط رضا طاهرنژاد جوزم دسته : | نظر(0)